بشقاب پرنده در ایران(1)

بشقاب های پرنده در ایران؟ (1) 28 شهریور 1355 را به یاد بسپارید سال ها پیش، پیش از آنکه انقلاب اسلامی ایران روی دهد، رویدادی در تهران رخ داد که هم اکنون به عنوان «یکی از 10 پرونده ی برتر مربوط به مشاهده ی اشیاء پرنده ی ناشناس در جهان» مطرح شده است. در این حادثه، هواپیماهای جنگنده ی ارتش ایران و « یک شئ پرنده ناشناس» تا مرز درگیری پیش رفتند..... دکتر عطاءا... جعفر آبادی (فرهی منش) حوالی ساعت 12 و 30 دقیقه ی بامداد روز نوزدهم سپتامبر 1976 (28 شهریور ماه 1355 خورشیدی) به وقت محلی تهران، پست فرماندهی نیروی هوایی ارتش، چهار گزارش تلفنی از طرف شهروندان غیر نظامی ساکن در منطقه ی شمیران دریافت کرد که همه ی آن ها از روی دادن رویداد های ناشناخته ای در آسمان شبانگاهی شهر حکایت می کردند. برخی از تماس گیرندگان، به شئی مانند یک پرنده اشاره داشتند و برخی دیگر آن را همانند بالگردی با درخشش بسیار زیاد توصیف می کردند. بررسی های پست فرماندهی نشان داد که در آن هنگام هیچ بالگردی که بتوان گزارش های داده شده را به آن نسبت داد، در ماموریت پرواز نبوده است و به این ترتیب «یوسفی» معاون عملیات، در جریان رویداد قرار گرفت. او نخست اینگونه عنوان کرد که شئی مورد نظر تنها یک ستاره بوده است. ولی پس از رایزنی با برج مراقبت فرودگاه بین المللی مهرآباد و مشاهده ی شخصی خود، که شئی بسیار بزرگ تر و نورانی تر از یک ستاره را در آسمان دید، تصمیم گرفت تا یک جنگنده ی فانتوم اف-4 را از پایگاهی هوایی در همدان واقع در 280 کیلومتری غرب تهران، مامور پرواز و رهگیری پرنده ی ناشناس کند. هواپیمای اف-4 در ساعت 1 و 30 دقیقه ی بامداد، پایگاه را به سوی نقطه ای در 74 کیلومتری شمال تهران ترک کرد. خلبان و کمک خلبان اشاره کردند که سئی مورد نظر چنان درخشان بود که می شد آن را از فاصله ی 110 کیلومتری نیز مشاهده کرد. زمانی که هواپیما به فاصله ی تقریبی 46 کیلومتری پرنده ی ناشناس رسید، ناگهان تمامی دستگاه ها و وسایل ارتباطی آن از کار افتادند و به دنبال این رخداد شگرف، خلبان که ادامه ی تعقیب را ناممکن می دید، تصمیم به ناتمام گذاشتن ماموریت و بازگشت به پایگاه گرفت. شگفت انگیزتر آنکه به محض قطع تعقیب و تغییر مسیر در جهت پایگاه، مجددا دستگاه ها به وضعیت عادی بازگشتند. بروید به ادامه ی مطلب....

نظر یادتان نرود

در صورت هر گونه سوال در زمینه موجودات فضایی می توانید از طریق ایمیل زیر با من ارتباط بر قرار کنید

f.arash90@yahoo.com

 

/ 1 نظر / 20 بازدید
batman

من در استان اذر بایجان شرقی شهر اذرشهر زندگی میکنم.روزی در بالکن خانمان دراز کشیده و به اسمان نگاه میکردم.ساعت نزدیک دوشب بود وپدرم خوابیده بود.به ستاره ها نگاه میکردم که ناگهان چیز هایی شبیه ستاره که دور هم حلقه زده بودند با سرعت زیاد مستقیم به طرف پایین میرفتن واز دیدخارج شدند.اول فکر کردم خیالاتی شده ام ولی بعد پنج دقیقه بازم اما بزرگتر دیدم.نیمیدانستم چی بودند ولی اگ شما میدانید در وبلاگتان بنویسید.با تشکر.