تاریخ : ۱۳٩۱/۱٠/۱۳
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()
توجه:
قرار دادن این مطلب دلیل  بر قبول کردن این مطالب نیست 
با تشکر از شیرین برای ارسال این مطالب 

 

نامه هایی از آندرومدا 2

 

پاتال ,فرشتگان  یا خدایان؟

 

هیچ کس نمی داند که آنها چه هستند و به همین خاطر است که فقط به نام "بنیانگذاران" شناخته می شوند. برای اینکه کسی نمی داند. آندرومدایی ها می گویند که یک خلقت وجود دارد و یک خالق. در سنت آنها مذکر قدرت برتر ندارد بلکه یک محتوی مونث دارد. و این را بگویم که آنها مردان واقعی هستند ولی برای آنها خالق یک مونث است. یک الهه و خدای مونث است.

تاریخ زمین در پالئوزوئیک: 

در دوره پالئوزوییک یعنی ۵۵۴ میلیون سال پیش تا ۲۴۵ میلیون سال پیش یک انفجار ناگهانی در جمعیت حیوانات و جانوران چند سلولی رخ داد. آنها این کار را کردند برای اینکه همه چیز ناگهان اینجا بود. در زمین شناسی نشان داده شده که ما نمی دانیم اینهمه گونه های مختلف و متنوع از کجا و چگونه ظاهر شدند. کسی نمی دانند از کجا آمد اما اینحا بود پس بگذارید بگوییم که ناگهان انفجاری رخ داد و این چیزها همه ظاهر شد!

همه این گونه های مختلف از هیچ پدیدار شدند. گونه هایی  با حیوانات بسیار ظاهر می شوند و به خاطر داشته باشید که هیچ مرحله تکاملی وجود ندارد. همه اینها در داده های باستان شناسی و زمین شناسی وجود دارد و هر کدام روی یک قاره متفاوت ظاهر می شوند.

در حالیکه این اتفاقات رخ می داد قطبهای شمال و جنوب هم با الان فرق می کردند. سیاره در واقع یکوری قرار گرفته بود و به پهلو خوابیده بود و یک جا به جایی قطب هم انجام شده بود. این جا به جا شدن قطبهای مغناطیسی هم خود به خود صورت نمی گیرد بلکه باید بر اثر برخورد یک آستروئید یا ستاره دنباله دار یا خرده سیاره صورت بگیرد.  بر اثر این برخورد سیاره جا به جا می شود و جهت چرخش آن وارونه می شود. در این حال یا به مرور زمان قطبهای مغناطیسی این اشتباه را تصحیح می کنند و جهت چرخش را عوض می کنند یا اینکه خودشان را با جهت چرخش جدید تطبیق می دهند. من از این مکانیزم سر در نمی آورم.

ساحل غربی آمریکای شمالی به شرق و غرب استوا قرار داشت. آفریقا در قطب جنوب بود. ناگهان در این دوره ۹۰ درصد از حیات دریایی و خشکی منقرض شدند.   فقط حیات آبی و حیوانی ویران شدند.

تاریخ غیر زمینی دوره پالئوزوئیک:

 این دقیقا دوره آغار تاریخ حیات غیر زمینی و تاریخ آندرومدایی است. زمانی است که نژادهای مختلف در منظومه های شمسی خودشان قادر به سفرهای فضایی شدند. یعنی بین ۵۴۴ تا ۲۴۵ میلیون سال پیش زمینی. بعضی از این تمدنها هم قادر بودند نه تنها در داخل منظومه شمسی خود بلکه به خارج از آن و به سایر سیستمها سفر کنند و اینچنین بود که فرهنگهای موجود دیگر را کشف کردند.

معاملات و تجارتها بین منظومه های شمسی آغاز شد و تکنولوژی و علم منتقل شد و روشهای جدید مسافرت فضایی در میان نزادهای مختلف بسط داده شد و عقاید و نظریات بین آنها رد و بدل شد.

در این مبحث نمی خواهم به این مسئله بپردازم که چرا سوء تفاهم های زیادی بین فرهنگهای اکسیژنی ( تمدنهایی که با تنفس اکسیزن به حیات ادامه می دهند و شکل گرفته اند) و فرهنگهای هیدروژنی به وجود آمده است . بعدا به این موضوع خواهم پرداخت.

 نژاد خزنده آلفا دراکونیان- در ادامه خواهیم دید که ساکنین نیبیرو نیز شاخه ای از همین نژاد خزنده هستند ولی به دلایل زیادی سعی در پنهان کردن آن دارند.

قراردادهای زیادی بین سیستمهای ستاره ای و نژادهای مختلف امضا شدند. یکی از پیشرفته ترین این تمدنها که آلفا دراکونیان بودند به سفرها و کشفیات کهکشانی دست زدند. به گفته آندرومدایی ها آنها اولین کسانی بودند که از سیاره خود بلند شدند. آلفا دراکونیان یک نژاد بسیار بسیار پیشرفته و غیر قابل باور هستند که در عین حال قوانین و تعصبات خیلی مسخره ای هم دارند. اما کارهای مفید زیادی برای کهکشانها و فرهنگهای دیگر کرده اند و نژادهای مختلف از آنها یاد گرفته اند. سفینه های فضایی آنها در آن زمان از قمرهای تو خالی و خرده سیاراتی ساخته شده بود که درون و بیرونش را ساخته بودند و یک اکو سیستم روی آنها به وجود آورده بودند که برای جمعیت ساکن در سفینه کافی باشد.

 

قمر فرسوده که تبدیل به سفینه مادر شده- خانه ها پارکها و اکوسیستم داخل آن طراحی شده و سفینه ها و جنگنده های کوچکتر از روی آن بلند می شوند.

 

 بعضی از آنها از سوخت استفاده می کردند ولی نه مثل نفتی که ما داریم بلکه یک جور ژل که از منظومه شمسی خودشان استخراج می کردند. آنها موتورهایی اختراع کردند که با انرژی کینتیکKinetic  کار می کردند که نوعی از الکتریسته است.

 

تاریخ زمینی دوره مزوزوئیک:

در دوره مزوزوئیک یعنی ۲۴۵ تا ۶۵ میلیون سال پیش :

 " مزوزوئیک" یه معنی حیوانات میانه است. این دوره ای است که تمامی حیوانات زمین عوض شدند. چطور قبلا عوض نشده بود و حالا ناگهانی همه جانوران عوض شدند؟  تغییرات عظیمی در گیاهان و درختان زمینی رخ داد. دایناسورها به وجود آمدند یعنی از هیچ پدیدار شدند و در طول دورانهای تیریاسیک و ژوراسیک باقی ماندند و بعد ناگهان منقرض شدند.( به دلیل برخورد یک سیاره کوچک دیگر با زمین در ناحیه اقیانوس آتلانتیک و جایی که امروزه کلمبیا نام دارد).

آیا همه اینها عمدی بوده؟

هیچ کس دقیقا نمی داند که آیا همه این اتفاقات عمدی بوده یا نه.. اما آنچه جالب است این است که هر بار زمین با دنباله داری برخورد می کند قطبها جا به جا می شوند و یک تغییر اساسی در زمین و اکو سیستم آن رخ می دهد و در نتیجه آن محیط زمین برای حیات نوع بشر بهتر و آماده تر می شود. ۲۴۴ میلیون سال پیش ما نمی توانستیم روی زمین زندگی کنیم. خیلی چیزها بودند که می توانستند ما را نابود کنند.

تاریخ غیر زمینی دوره مزوزوئیک:

۲۴۵ تا ۶۵ میلیون سال پیش: تمدنهای سیاره ای بسیاری توان سفرهای فضایی داشتند. تجارت بین سیاره ای فوق العاده رونق داشت. نیاز به منابع طبیعی بیشتر دلیل آغاز استعمارهای کهکشانی توسط موجودات فوق العاده هوشمند بود. سفر فضایی در این زمان ۱۷ میلیون سال زمینی است که دارد تکامل می یابد. این در حالی است که زمینیان در در مدت کوتاه ۴۰۰۰ سال توانسته اند تا سفرهای بین سیاره ای پیشرفت کنند و این برای سایر تمدنهای کهکشانی ۱۷ میلیون سال طول کشیده بود. حالا ببینید که ما چقدر قدرتمند هستیم و تازه با اینکه جلوی ما را گرفته اند و اجازه نمی دهند شکوفا شویم و تکنولوژی خود را از ما پنهان کرده اند تا این حد سریعتر از آنها رشد کرده ایم. دلیلش این است که ما مجموعی از ۲۲ نژاد هستیم و اجداد ما قبلا سفرهای فضایی داشته اند.

بزرگترین و وسیع ترین نژادهای ستاره ای نژاد " سیاکار" Ciakar از آلفا دراکونیس یا سیستم دراکو هستند که تمدن ستاره ای اوریون Orion و لیراوگاLyra Vega در آن قرار دارند. استعمار بسیار سریع است. بسیاری از سیارات متحد شده قوانین استعماری وضع کرده اند و با سرعت در کهکشانها پیش می روند و استعمار می کنند. در اینجا ۲۵ میلیون سال پیش برادران و اجداد ستاره ای ما زندگی می کنند.

سفینه مادر

بزرگراههای فضایی

کشف بزرگراههای فضایی ( چیزی که دانشمندان ما به آن نام " سوراخ کرم" WormHole) داده اند در این زمان انجام شد. تا امروز ۱۷ بزرگراه فضایی در کهکشان راه شیری کشف شده اند.اینها تونلهایی هستند که به نقاط مختلف کهکشان کشیده شده اند.  دانشمندان ما در تئوری می گویند که اگر بتوانی وارد یکی از این چاله کرمها شوی می توانی از این سر تا آن سر کهکشان را در زمان صفر طی کنی. در یک چشم بر هم زدن. مثل فیلم Stargate

چندتا از این تونلها به کهکشانهای دیگر هم وصل هستند که یکی از این کهکشانها حتما آندرومدا است. بنابراین شما یک سوراخ یا تونل دارید و این راهی است که خیلی سریع به مقصدتان برسید . بنابراین اینطور نیست که شما سوار راکت یا موشک خود شوید و وقتی به مقصد می رسید همه پیر شده و مرده اید. چون کهکشان در حال گسترش و بزرگ شدن است.

آندرومدایی ها معتقدند که همچنان که کهکشان انبساط می یابد برخی از این تونلها و راهها بر هم ریخته اند- یعنی از وسط شکسته شدند و هیچ نژاد کهکشانی تا به امروز نتوانسته بفهمد که چه کسی یا کسانی این تونلها را ساخته و اینجا گذاشته و قادر به تعمیر آن هم نیستند چون نمی دانند که اصلا چطور ساخته شده. بعضی نظریات می گویند که اینها توسط همان "بنیانگذاران" خلق شدند و از طریق همین تونلها آنها قادر بودند به نقاط مختلف بروند و سیارات قابل سکونت را بسازند تا بعدها ما و شما در آنها به دنیا بیاییم.

اما این فقط یک فرضیه است و واقعا کسی نمی داند. ممکن است توسط کسی قبل از بنیانگذاران ساخته شده باشد. طبق نظر آندرومدایی ها بعد سوم فقط ۲۱ تریلیون سال زمینی عمر دارد. و فقط دو تا از این تونلها تا به حال خراب نشده اند و کاملا کار می کنند. در این حال و احوال هم می دانیم که شبکه های تجاری بین سیاره ای فعال هستند و گونه های حیات مختلفی در حال ساخته شدن . حالا برگردیم سر تواریخ.

۲۴۵ میلیون تا ۶۵ میلیون سال پیش:

اجداد فضایی ما در این زمان در حال پیوند زدن گیاهان و گونه های حیاتی از سیستمهای ستاره ای به سایر سیستمهای ستاره ای هستند. این پیوند زدن گونه های حیاتی شامل انواع مستعد حیات است. من خودم نمی دانم منظور ازگونه های مستعد حیات چیست ولی اینطور که برای من توضیح داده اند منظور از مستعد آن حیاتی است که  قابلیت زیاد شدن و تبدیل به ساختارهای پیچیده اکولوژیکی را دارد. و تا کنون پیچیده ترین نوع اکولوژی و اکوسیستم در کهکشان اکسیژن O2  و حیات وابسته به اکسیژن است که همین جایی می شود که ما قرار گرفته ایم چنین اکوسیستمهای پیچیده ای فقط در تعداد نسبتا کمی از سیارات در کهکشان رخ می دهند.

ممکن است که چندین میلیادر سیاره باشد اما وقتی می خواهید حساب کنید که چند خورشید و چند سیستم ستاره ای واقعا وجود دارند در حقیقت تعداد بسیار بسیار کمی است که البته همین مقدار ما را به وجد می آورد چون بیش از دویست میلیارد زمین در آن بیرون وجود دارد! و این نسبت به سایر سیستمهای غیر اکسیژنی خیلی کم است.

بعد از اکوسیستم با ارزشترین چیزی که در یک سیاره وجود دارد ضمیر جهانیاست. گونه های حیاتی می آیند و می روند اما یک بیوسفر غنی قادر به تحمل هر چیزی هست. پرندگان - دایناسورها و درختان میوه همگی به منظومه شمسی اورده شده اند و روی سه اکوسیستم در این منظومه قرار گرفته اند یکی از آنها زمین است و دو سیاره دیگر مریخ و اورانوس هستند.

در این زمان همه این تمدنهای غیر زمینی به این نتیجه رسیده اند که تمدنها باید با بیوسفر خود گفتگو و رابطه داشته باشند. بیوسفر هوشمند است و آنها به بچه هایشان یاد می دهند در ۲۴۵ میلیون سال پیش که چطور با اکوسیستم حرف بزنند.

 

تاریخ زمینی دوره کانوزوئیک:

دوره کانوزوئیک : ۶۵ میلیون سال پیش تا کنون.

بعضی اوقات به آن دوره پستانداران هم می گویند برای اینکه بزرگترین حیوانات خشکی و پستاندار در این زمان پدیدار شدند. همینطور به عصر گیاهان گلدار و عصر حشرات و ماهی و پرنده نیز شهرت دارد.

تاریخ آندرومدا از زمین در این دوره:

منظومه شمسی ما بازدید کننده های فراوانی دارد. اکوسیستمهای خیلی پیچیده مدتهاست که روی زمین وجود دارند که راجب آن صحبت کردیم. اولین بیوسفر کامل و تمام وقت " عدن" نام داشت و من از این لغت استفاده می کنم چون این عینا همان لغتی است که اوریونها می گویند و همین را نیبیرو ها هم می گویند و این همان نامی است که پلیادیان هم گفته اند. یک " عدن"  Eden مانند باغ است. یک بیوسفر کاملا پیوند شده شده و ساخته شده که همه چیزهایی که در آن وجود دارد در اصل از جای دیگری آمده .

ما خیلی هم نباید اجدادمان را باهوش فرض کنیم چون آنها غالبا در سفینه های خیلی بزرگ مسافرت نمی کردند و خیلی وسائل و ذخائر کمی با خود داشتند. بنابراین هر چه را که ممکن بود در طول سفر نیاز داشته باشند باید در خود سفینه بکارند.  هر سفینه مادر برای خود یک اکوسفر داخلی دارد برای اینکه خدمه و کسانی که داخلش زندگی می کنند نیاز به نفس کشیدن و خوردن دارند برای همین یک اکوسفر مثل پارک در داخل سفینه وجود دارد. اکثر سفینه هایی که به زمین آمده اند کوچک بوده اند و اکوسفر آنها تاثیر کمی در زمین داشته اما اگر یک سفینه ۱۰۰ مایلی بر زمین بنشیند ما یک جا به جایی قطب را تجربه خواهیم کرد و همه مردم خواهند فهمید.

مثلا داخل یکی از سفینه های آندرومدا دارای اتمسفرهای متعدد است که هر کدام برای خودش یک دنیای جداگانه است و اینها برای خود اکوسیستمهای پارک مانند و جنگل مانند دارند به بزرگی ۲۱ مایل. آن که من دیدم ۲۱ مایل از سر تا ته طولش بود و سفینه مادرش ۹۰۰ مایل بزرگی داشت و بازدید از این سفینه برای من ۲۵ سال طول می کشید اگر می خواستم آن را ببینیم. اینقدر بزرگ و عظیم بود و همه چیز داشت. پارکهای بزرگی که اگر نمی دانستید درون سفینه هستید فکر می کردید در تپه های آگورا در کالیفرنیا یا پارک ملی یا پارک مرکزی هستید البته منهای جرم و جنایتها.

آنها کاملا خودکفا هستند و همه چیز بر عرشه سفینه شان کاشته می شود. پس وقتی که به اینجا می آیند یک تیم به پایین می فرستند به سطح سیاره و می گویند: "بسیار خب ما یک عدن در اینجا بر پا می کنیم چون می خواهیم یک تیم اینجا بگذاریم که روی حیات گیاهان و زمین شناسی سیاره تحقیق کنند و ببینند چه مواد معدنی و عناصری دارد".

کاری که می کنند این است که در واقع ۱۲ نوع آنتن سیلندر ( استوانه) شکل را در در عمق زمین جاسازی می کنند - حداقل ۱ مایل عمق- و وقتی اینها را روشن می کنند یک گنبد ارتعاشی تولید می شود که این اتمسفر عدن را از سایر زمین جدا می کند. و بعد کاری که می کنند این است که گیاهان را پیاده می کنند - درختان میوه و هر چه نیاز دارند و این بیوسفر دقیقا با نیازهای فیزیولوژی و بدنی آنها مطابقت دارد. اکسیژن زیادی ندارد و کربن زیادی هم ندارد. دقیقا آن چیزی است که می خواهند. حتی می تواند فقط هیدروژن باشد چون خیلی ساده تر است و وقتی می خواهند بیرون بروند خیلی راحت یک لباس فضایی می پوشند و می توانند بیرون بروند و کارهایشان را انجام دهند. اما وقتی به داخل عدن بر می گردند مثل این است که به سیاره مادر برگشته اند و بیوسفر خانگی خودشان است. منظورم این است که عدن را توضیح دهم. این چیزی است که ریچارد هوگلند سالهاست راجبش صحبت کرده است.

  گنبدی ساخته شده از ارتعاشات آنتهای مخصوص که اتمسفر زمین را از اتمسفر داخل محوطه جدا می کند و عدن در داخل آن کشت می شود.

 

اولین عدن در آمریکای شمالی پیدا شد در لب مرز نیو مکزیکو و آریزونا ی امروزی. و این چیزی که اینجا پیدا شده در اصل توسط سیاکارها یعنی نژادی از مردم اوریون اینجا قرار گرفته بود. سیاکارها در واقع حیات هیدروژنی دارند و موجودات هیدروژنی هستند نه مثل ما اکسیژنی بنابراین برای باقی ماندن روی زمین نیاز به چنین عدنی داشتند. هیدروژن یک گاز ساده است و چیزی نیست که ما بتوانیم از آن استفاده کنیم چون فیزیولوژی بدن ما به ما اجازه نمی دهد آن را تنفس کنیم یا در محیطی هیدروژنی زندگی کنیم. اما موجودات هیدروژنی که از نظر جثه هم خیلی بزرگ هستند و کمی کندتر از ما راه می روند ارتعاش یا فرکانس بدنشان و فرکانس بیوسفرشان خیلی خیلی از O2 اکسیژن پایین تر و یواش تر است. و چون پایه حیاتشان هیدروژن است نمی توانند سریعتر از سرعت نور در سفرهای فضایی حرکت کنند.

اکسیژن می تواند تا ۴ برابر سریعتر از سرعت نور حرکت کتد و این مشکل اساسی موجودات هیدروژنی است.

در سخنرانی چند سال پیش در مورد تعصب و اینکه چطور تعصب یکی از مشخصات غیر زمینی هاست صحبت کردم. همه تعصبی که ما داریم اکتسابی بوده است. یعنی ما تعصب را خودمان شکل داده ایم و بر اساس چیزهایی است که یاد گرفته ایم نه اینکه یک امر بدوی در عمق وجودمان باشد یا مشخصه ژنتیکی ما باشد اما این مشخصه که هیچ نژادی را جز نژاد خود دوست نمی داریم و نژاد خود را برتر از همه می دانیم چیزی است که توسط همین موجودات میلیونها میلیون سال پیش به ما یاد داده شده.

این اولین عدن در حدود ۸۹۹۷۱۰ هزار سال پیش توسط سیاکارها در آن ناحیه ایجاد شد. خزندگان هنوز آرزوی آن صحرا را در دل دارند. این بیوسفر اول توسط تمدن خزندگان استفاده شد. به یاد دارید که تمدن اوریون همان خزندگان هستند. تمدن خزندگان یک نظام طبقاتی و پادشاهی است و در نهایت تعجب خیلی شبیه آنچه در انگلستان داریم می باشد. یک طبقه اشراف مثل دوکها و نجیبها را دارید. بعد طبقه کشاورز و کارگر را دارید که همه کارهای پر زحمت را انجام می دهند. نظام خزندگان هم  دقیقا همینطور است.

طبق آنچه مورانی می گوید این اولین بیوسفر توسط طبقه اشراف خزندگان ساخته شد و آنها در آن اقامت داشتند اما خاندان سلطنتی نبودند. و یک مطلب دیگر را که اضافه کرد این بود که این موجودات دوران کودکی را تجربه نمی کنند و احتمالا برای همین است که خیلی عجیب و غریب هستند.

 

جنگهای اجرایی:

برای نژاد بشر جنگ اجرایی وقتی است که یک  انسان یا خزنده یا موجود هیدروژنی یا متانی یا آمونیومی اگر از حد خود تجاوز کنند و کاری خشن انجام دهند در واقع وارد جنگی می شوند که یک تنبیه یا مجازات را اجرا کنند. اتفاقاتی که قرار است در چند سال آینده در منظومه شمسی ما رخ دهد به عنوان جنگ اجرایی طبقه بندی می شود.

یک جور عملیات پلیسی نیست. آنها می آیند که تنبیه کنند برای اینکه اینها(خزندگان) از حد تجاوز کرده اند و این فقط سیستم ستاره ای ما تنها نیست بلکه ۲۱ منظومه ستاره ای دیگر هم هستند که دقیقا همین شرایط ما را دارند.

آنها (مسئولان کهکشانی) مخالف حضور نیروهای فاسد در سیاره ما و ماه هستن. آنها می خواهند که همه اینها بیرون بروند و کلا این منظومه را ترک کنند. اگر این صحت داشته باشد قمرهای مریخ الان دور مریخ  نباید بچرخند بلکه دور زمین می چرخند.

سوال یکی از حضار در سخنرانی: آیا مردم آنها را نمی بینند؟

ظاهرا که می بینند. مردم عکس می گیرند و می بینند. من خودم ندیدم چون در شهرها نور بسیار زیاد است و چیزی دیده نمی شود اما مردم شرق آسیا دیده اند و مردم اروپا هم همینطور. چند سال پیش کسوف در ترکیه رخ داد و عکاسانی که عکس می گرفتند تصاویری از دو شئئ گرفته بودند و وقتی بزرگ شدند مشخص شد که اینها دو قمر مریخ یعنی فوبوس و دیموس هستند که پشت ماه در حال حرکت بودند.

هر دوی این قمرها در حقیقت سفینه های فضایی هستند که در اصل شبه سیاراتی فرسوده و تو خالی بوده اند و یک اکوسفر در داخل آنها ساخته شده و جمعیتی در آن زندگی می کنند. این را چندین سال پیش مورانی به من گفته بود که آخرین باری که فوبوس وارد اتمسفر زمین شده بود بر می گردد به زمان طاعون بزرگ.

انواع و اقسام داده های ثبت شده از سفینه های پرنده در فضا موجود است. ویلیام بریملی در کتاب " خدایان عدن" در مورد این سفینه ها صحبت می کند. من قصد دارم مطالب دیگری را پوشش دهم پیش از اینکه برویم سر مسئله نژادها.

 

 دلفینها و نهنگها :

 در کهکشان ما اینها حیوانات مورد احترام و حساسی هستند و فیلسوفان و شاعرانی بسیار دانا. ما فکر می کنیم اینها فقط حیوانات بزرگ و ماهیان احمقی هستند اما در حقیقت بسیار شگفت آورند.

بسیاری از نژادهای بزرگ و قدیمی به آنها احترام می گذارند بخاطر موسیقی و آهنگهایشان و نحوه داستان سراییشان. آنها داستانهای افسانه ای از" رویای نهنگ" دارند که یکی از یادبودهای نژاد آبزیان است.  آنها از اعقاب خود داستانها می گویند و نامش" رویای نهنگ" گذاشته اند و اگر نژاد انسانها روی زمین منقرض شود این موجودات هم نابود خواهند شد.

ما زبان آنها را نمی دانیم چون یک زبان فوق العاده پیشرفته است و از زبان انگلیسی هم پیشرفته تر است. یک زبان سه بعدی ( سه متغیره) است که ما اصلا نمی فهمیم برای اینکه زبانهای ما کاملا یک بعدی هستند.

خانه نهنگها و دلفینها در سیگنوس آلفا  Cygnus Alpha است. یکی از سیستمهای ستاره ای کوچک که به دور خورشید مرکزی دانب و سیدار و دینایا و آلدریا می چرخد. این جایی است که آنها از آن آمده اند. بزرگترین جمعیت آنها اینحا روی زمین است چون می خواستند مهاجرت کنند و به جستجو در جهانهای دیگر بپردازند و بر رویای نهنگ خود بیفزایند.

آنها میلیونها سال پیش به اینجا آورده شدند و این خاطرات را ضبط کرده اند. درک من این است که وقتی فرزند به دنیا می اورند به او آموزش خواندن شعر و داستانهای دودمان و اعقابشان را می دهند و اینها آوازهایی است که می خوانند. واقعا شگفت آور است.


برچسب‌ها: نامه هایی از آندرومدا, تاریخ کهکشانی, مقاله های ارسالی, بزرگراههای فضایی
تاریخ : ۱۳٩۱/۱٠/۱٠
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()
قرار دادن این مطلب دلیل  بر قبول کردن این مطالب نیست 
با تشکر از شیرین برای ارسال این مطالب 

نامه هایی از آندرومدا

آلکس کولیر یکی از افرادی است که ادعا می کند با نژادی از فضایی ها به نام آندرومدایی از سیستم ستاره ای آندرومدا ارتباط دارد. او این موجودات را انسانهایی با پوست آبی رنگ توصیف می کند که رنگ پوستشان در ارتباط با سیاره ای است که روی آن زندگی می کنند. او همچنین گزارش می دهد که این انسانها در بعدهای چهارم و پنجم زندگی می کنند و بنابراین از هر نظر پیشرفته تر از ما هستند که در بعد سوم زندگی می کنیم.

 

اولین ارتباط آلکس با این موجودات در سن هشت سالگی رخ داد. تا ۱۶ سالگی آنها اطلاعات زیادی به او داده بودند و رفته رفته این دانشها برایش جا افتاد  و تصمیم گرفت که آنها را با دیگران در میان بگذارد. در اواخر ۳۰ سالگی و ۴۰ سالگی اش مصاحبه های زیادی انجام داد و مدارک زیادی جمع آوری و تولید کرد که حاصل صحبتها و ارتباطهایش با آندرومدایی ها  بود.

آلکس کولیر معتقد است که زمین تحت کنترل شدید گونه های فضایی بدطینت و فاسد است که از سیستم ستاره ای به نام آلفا دراکونیس آمده اند. در حقیقت خزندگانی از نژادهای مختلف آلفا دراکونیان و گری و اوریون و ...هستند. او همچنین می گوید که مشکلات دنیای ما از دو نوع طرز تفکر مختلف سرچشمه می گیرند. یک گروه آنهایی هستند که دم از اراده انسان و عشق و تکامل می زنند و دومین گروه معتقد به کنترل و دیکتاتوری و مصرف منابع هستند.

به گفته او " ما بسیار بزرگتر و قدرتمند تر از آن هستیم که به ما گفته اند. ما در این بازی تا دسته شمشیر را بلعیده ایم و نگاه کنید که کارمان به کجا کشیده. نزدیک است که استقلال و آزادی خود را از دست دهیم و تبدیل به سیاره ای برده شویم. شما را نمی دانم اما من دیگر در این بازی شرکت نخواهم کرد".

 در دهه ۹۰ روزنامه ای تحت عنوان" نامه هایی از آندرومدا" چاپ می کرد که توسط دولت آمریکا تعطیل شد و سپس نوشته ها و سخنرانی هایش به اینترنت راه یافت. در مورد صحت یا عدم صحت گفته هایش نظریان متفاوتی وجود دارند.  منتقدین او می گویند که در گفته هایش اطلاعات ضد و نقیض زیادی به چشم می خورد. برای مثال در جایی می گوید تمدن آندرومدا ۴۷۰۰۰ سال از نظر تکنولوژی پیشرفته تر از ما هستند اما چند دقیقه بعد آن را به ۲۵۰۰۰ سال و ۱۰۰۰۰ سال تغییر داده است. از دیگر انتقاداتی به که او می شود آن است که در مورد هیچ یک از برخوردهایش با این موجودات خاطره واضحی ندارد و قادر به بیان داستان نیست بلکه از شاخه ای به شاخه دیگر می پرد. او ادعا می کند که بارها بر فراز سفینه های آنان پرواز کرده و با مردم آنها ملاقات داشته است. می گوید که مردم آندرومدا برای ارتباط نیازی به زبان ندارند و فقط از راه تله پاتی با هم صحبت می کنند. " مورانی" نام یکی از مردان آندرومدایی است که با آلکس ارتباط دارد و برای صحبت کردن با او مجبور شده است که انگلیسی یاد بگیرد.

 

 

آلکس کولیر نظر آندرومدایی ها را در مورد تمام مسائل روز دنیا و گذشته زمین بازگو می کند که در این سری مقالات سعی می کنم خلاصه گفته ها و مصاحبه های او را بگنجانم. او در مورد تاریخ و باستان شناسی یا هر علم دیگری تحصیل نکرده است و از همین رو بسیاری از حرفهایش مورد استقبال قرار نمی گیرند و مخاطبان خاص خودش را داد چرا که تنها مدرکی که برای اثبات گفته هایش دارد این است که آندرومدایی ها چنین گفته اند.

 نامه هایی از آندرومدا برای اولین بار توسط من به فارسی برگردانده شده است و پیش از این در هیچ جا به زبان فارسی موجود نبوده است. بسیاری از لغات و اصطلاحات توسط خودم حایگزین و معادل سازی شده اند و برای درک بهتر واژه ها هر جا لازم دیدم در داخل پرانتز معانی بیشتری ارائه داده ام. لحن گفتار به همان صورت  روایتی و سخنرانی ترجمه شده است.

در این سری مقالات در مورد نقش خالقان ناشناس در مسکونی کردن زمین و نقش نیبیرو در استعمار آن می خوانید. دوره های مختلف تاریخی از دو وجه زمینی و غیر زمینی توصیف شده اند. اسامی نژادهای فضایی وپیشرفتهای آنان به مرور ذکر شده که با مراجعه به سری مقالات " موجودات فضایی ۱ تا ۷ "می توانید اطلاعات جانبی بیشتر در مورد انواع و اقسام فضاییان ( در همین وبلاگ و از همین نویسنده) بیابید.

نقطه نظر آندرومدایی ها بر  تاریخ کهکشانی از زبان کولیر:

 

نژادی باستانی به نام "پا تال " Paa Tal- که با نام " بنیان گذاران" نیز شناخته اند در حال اجرای برنامه ای بودند برای ساختن اتمسفر سیارات و قابل سکونت کردن آنها برای انواع گونه های حیات .( از طریق -تغییر اکو سیستمها و پایه حیات با وارد کردن اکسیژن - متان و آمونیوم و گاهی هیدروژن. همه اینها گازهایی هستند که برای تولد و بقای میکرو ارگانیسمها اساسی هستند. -استفاده از دستگاههای شبیه ساز و بمباران سیارات توسط کامتها و شهابها و خرده سیارات برای جابه جا کرد محور سیارات و تغییر جهت چرخش آنها - عملیات مهندسی جا به جا کردن اقمار برای تغییر دادن چرخش سیارات و حتی حرکت دادن سیارات نزدیکتر و یا دورتر به خورشید برای افزایش یا کاهش میزان اشعه دریافتی توسط سیارات  ). 

چنین عملیاتی مانند کم و زیاد کردن اقمار و حرکت دادن سیارات یکی از عملیات بسیار ساده ای است که در سراسر کائنات و کهکشانها به طور مداوم صورت می گیرد و " منظومه سازی " نامیده می شود.

نژادهای زیادی هستند از جمله خود آندرومدایی ها که قادر به ساخت و تشکیل دادن منظومه شمسی در هر کجای عالم هستند.

همه این پروژه ها ظاهرا برای افزایش سیستمهای ستاره ای و سیاره ای و قابل سکونت کردن آنها طراحی شده اند.

دستگاههای کوچکی کشف شده اند که که آنقدر قدیمی هستند که کسی نمی داند توسط چه گروهی ساخته شده بودند. این دستگاهها را حتی نژادهای پیشرفته نمی توانند شبیه سازی کنند و نمی دانند که چطور و با چه تکنولوژی ساخته شده اند!

آندرومدایی ها برای مثال ۴۳ تا ۴۵ هزار سال از نظر تکنولوژی جلوتر از ما هستند. این به حساب سالهای زمینی است که هر سال معادل ۳۶۵ روز و بر اساس چرخش زمین به دور خورشید است. آندرومدایی ها سال را طور دیگری می شمارند. در واقع همه فضایی ها سال و زمان را به شکل متفاوتی از ما می شمارند. آنچه که برای آنها معادل یک سال فرض می شود زمانی است که تک تک سلولهای موجود در بدنشان شبیه سازی و تجدید شده باشد. بر این اساس برای بدن ما زمینیان هفت سال معادل یک سال خواهد بود.

برای بدن آنها تقریبا ۳۴ سال زمینی طول می کشد تا تمام سلولهایشان تجدید شود. بنابراین خیلی مشکل است که تواریخ و زمانهای آنها را به تاریخ زمینی تبدیل کنیم و ببینیم که چه زمانی چه اتفاقی در منظومه ما افتاده است. در واقع اگر من بگویم که فلان اتفاق ۴۰۰۰ سال پیش رخ داده در اصل بسیار بسیار قدیمی تر از آن است و آنها برای توضیح دادن این مفاهیم به من خیلی تلاش کرده اند چون زمان برای آنها معنی دیگری دارد و این اعداد غالبا صحیح نیستند چون برای آنها زمان اینطور محاسبه نمی شود.

این دستگاههای باستانی هنوز هم کار می کنند. آنها نامی در زبان انگلیسی ندارند و سمبولی هم ندارند که من بتوانم درک کنم. برای من اینطور توضیح داده شده که اینها ماشینهای ضد ماده هستند که ملکولها را می سازند و آنها هم به نوبه خود اتمها را می سازند که در نهایت جهان فیزیکی تشکیل می شود. اینها مانند کامپیوتر برنامه ریزی شده اند و در واقع این واقعیتها را می سازند و خلق می کنند و در نتیجه چیزی که به طور مادی وجود دارد توسط آنها ساخته می شود.

یکی از این ماشینها روی سیاره زمین وجود دارد که توسط کاوشهای باستان شناسی پیدا شده است. ساختمانها و دستگاههای پیشرفته و پیچیده بسیاری نیز کشف شده اند که بیوسفر و اکو سیستم می سازند. اکو سیستم ما بر پایه اکسیژن خلق شده و محدود به آب است. بنابراین حیات مانند آنچه ما در زمین داریم در کائنات بسیار کم و محدود است. برای انواع حیاتی که به اکسیژن نیاز دارند باید حتما آب به فرمول H2O وجود داشته باشد. با ارزشترین چیزی که ما در این سیاره داریم بیوسفر و اکوسیستم است و بعد از آن هم مهمترین چیز آب است.

نیبیرو

وقتی در ادامه به نیبیرو می رسیم خواهیم دید که سیاره ما کاملا از آب بوده و اقیانوسها توسط نیبیروها پر از نمک شدند چرا که آنها می خواستند کنترل آب را عهده داشته باشند. نیبیرو که از سیستم ستاره ای بوتس Bootes  آمده بودند  دریاها را شور کردند و فقط ۴ درصدر آب شیرین در آن زمان باقی ماند که آنها کنترلش را در دست گرفتند. شور کردن آبهای زمین ۳۶ سال طول کشید و در این مدت تمام گونه های حیات آبی توانستند با نمک خو بگیرند و خود را تطابق دهند.

 اینها همه با سالهای زمینی است و فقط با این روش است که می توانم این تواریخ را برای شما بازگو کنم وگرنه خیلی گیج کننده خواهد شد.

در کائنات اکو سیستمهای هیدروژنی بسیار فراوانند و خیلی هم ساده اما سیستمهای اکسیژنی  پیچیده ترین اکوسیستم در کل کهکشان هستند.

انقراض خالقان اولیه

یافته های باستان شناسی به همراه تواریخ ثبت شده و اساطیر همگی به سوی " بنیان گذاران" یا همان " پا تال" یا به عبارت دیگر خدایان و نگهدارندگان و خالقان این کهکشان اشاره می کنند. ناپدید شدن این بنیانگذاران هم کاملا عمدی است.

این ناپدید شدن خدایان برای من اینطور توضیح داده شده که وقتی هیچ اثر و فعالیتی از این موجودات در بعد سوم دیده نمی شود در اصطلاح می گویند که منقرض و ناپدید شده اند اما به این معنی نیست که کاملا نابود گشته اند بلکه فقط در بعد سوم  منقرش شده اند. ممکن است که به بعد بالاتر صعود کرده باشند و به فرکانسها و ارتعاشات بالاتر و سریعتری رفته باشند. همینطور احتمال دارد که به فرکانس و بعد پایین تری نزول کرده باشند تا در آنجا یک بعد سوم دیگر و یک دنیای دیگر خلق کنند. اما در حال حاضر در بعد سوم منقرض شده اند و دیگر مثل گذشته دیده و شنیده نمی شوند و وجود ندارند.

زمانیکه پا تال بعد سوم را ترک کردند بر اساس اطلاعات باستان شناسی سایر گونه های حیات - اشکال حساس حیات - خزندگان- انسانها - حیات پلاسمایی و حیاتهای متانی همگی شروع به ازدیاد کردند و در کهکشان ما به صورت کامل وجود دارند. موجوداتی که از متان تنفس می کنند و موجودات پلاسمایی و انرژی همگی پس از رفتن پا تال وارد کهکشان ما شدند. توجه داشته باشید که وارد کهکشان ما شدند. یعنی از جای دیگری آمدند و ناگهان به صورت کامل و تکامل یافته ظاهر شدند. این همان مشکلی است که در مورد انسان روی سیاره زمین هم وجود دارد. انسان به صورت کامل و تکامل یافته به طور ناگهانی روی زمین ظاهر شد.  دیرین شناسان مرتب از تکامل صحبت می کنند اما هیچ مدرکی برای اثبات آن ندارند. هیچ مدرکی از تکامل زمین وجود ندارد. زمین از روز اول به همین شکل بوده است. همه چیز به طور کاملا شکل گرفته ظاهر می شود.

مبحث بعدی - پاتال فرشتگان هستند یا خدایان؟


برچسب‌ها: نامه هایی از آندرومدا, تاریخ کهکشانی, مقاله های ارسالی, نیبیرو
تاریخ : ۱۳٩۱/٧/٤
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

"بیگانگان و رایش سوم"

آیا این نازی UFO مهندسی و گفته می شود به نام بل؟ نقشه و گفت تصویر نشان می دهد. حمله به ارتش از قدرت، تقریبا شکست ناپذیر سلاح های باور نکردنی طراحی شده برای ارعاب و نابود. در طول جنگ جهانی دوم، آلمان ارتش پیشرفته ترین در جهان برخوردار است. چنین سلاح هایی به عنوان هواپیمای جت بمب افکن دقت و موشک های هدایت شونده، بمب افکن، طراحی شده برای حمله رعد اسا در طول اروپا. آنها نخستین موشک کروز، بمب افکن وزوز V1 و V2 - اولین موشک های بالستیک است. دانشمندان آلمانی غبطه جهان بود، اما چه چیزی باعث شد آنها تا پیشرفته؟ آنها به سادگی دقیق تر از دیگران است؟ در سال 1939، دانشمندان آلمانی اختراع خود هواپیما پرواز بشقاب خود را به شکل و نام آن را "Haunebu". هنگامی که حزب نازی در سال 1933 به قدرت جاروب، جامعه Vril تشویق هیتلر و سرسپردگان خود را برای تامین بودجه جستجو جهان گسترده ای از فن آوری های باستانی جایگزین. دانشمندان و محققان آلمانی scoured سیاره متون کهن و آثار، از جمله به عنوان جام مقدس، قوس این پیمان است. این یک واقعیت شناخته شده آنها نیز برگزار شد نیزه سرنوشت است. بیشتر شواهد به برخورد با تکنولوژی بیگانه مانند UFO بل نازی؟ هیتلر می خواست بهترین دانشمندان و مهندسان را در اختیار خود را ... همیشه به دنبال پیشرفته ترین سلاح بعدی در تلاش خود را برای قدرت مطلق. یکی از هنر و صنعت به طور خاص به مهار قدرت دستکاری زمان / فضا تصور می شد ... اگر چه هر پرونده یا اثبات این فضاپیما هنوز یافت می شود. نام آن را، با توجه به ایگور Witkowski، روزنامه نگار لهستانی و مورخ از فن آوری های نظامی و هوافضا ... "مرد Glocke" و یا "بل" ... برای زنگ شکل از هنر و صنعت به خودی خود. این برای اولین بار در کتاب خود سخن گفته است، "Prawda O Wunderwaffe" در سال 2000، که ترجمه را به "حقیقت سلاح مخفی" است. آیا دانشمندان SS، در حالی که در ساختمان های بزرگ و شناخته شده به عنوان "اشپیگل Reise" قرار دارد (به معنای واقعی کلمه به معنی "غول") می آیند تا با یک مهارت است که می تواند احتمالا به مبارزه طلبیده گرانش و قادر به دستکاری زمان و مکان بوده است؟ رایش سوم. کسانی که در تمام سنین، به خصوص هر کسی که با جنایات بسیاری تحت تاثیر قرار گرفت، طبعا احساسات بسیار قوی است که شنیدن آن سه کلمه. از سال 1933 تا سال 1945، این رژیم هیولا به رهبری آدولف هیتلر نابود کسانی که آنها احساس بی فایده بودند. هیتلر معتقد بودند کسانی که ایمان عبری بزرگترین تهدید به طرح خود را برای یک مسابقه کامل از مردم ... از نژاد آریایی بودند. بیش از شش میلیون نفر یهودی، زنان، و کودکان جان خود را به خاطر از جنون این دولت از دست رفته ... به همراه هر کسی که به آنان کمک کرد. Paperclip بهره برداری است. پس از جنگ، پرزیدنت ترومن ساخته شده است یک معامله را به بسیاری از دانشمندان و مهندسین است که در آلمان مشغول به کار بود ... با شرط وجود داشته است بدون مشارکت فعال در جنایات جنگی نازی ها. با این حال، تعدادی از اعضای حزب نازی بود که بسیار فعال در جنایات بوده است وجود دارد ... و کل تاریخ خود را به تصویب بازرسی تغییر داده شد. باز هم ... چرا پنهان کردن حقیقت؟ آیا ممکن است که آزمایش ادامه داد؟ و چه در Paperclip عملیات؟ چه تکنولوژی این دانشمندان دارای ساخته شده است که آنها را ضروری؟ می تواند بسیاری از رؤیت UFO را از اواخر سال 1940 در واقع نشات گرفته از سیاره ما؟ این است که قطعا راه دیگر برای نگاه به آنچه در برخی از این فضاپیما ممکن است ... و الهام بخش از سوالات به آنچه که این فضاپیما برای. سلاح برای جنگ بعدی ... و یا ارتباط با دنیاهای دیگر؟ شکی نیست که رایش سوم یکی از سخت ترین علائم در تاریخ بشر بود وجود دارد. جهان در حال حاضر می بیند هیتلر به عنوان یک دیکتاتور توهم و مجنون، که، فقط زمانی که مردم خود را به نیاز به یک رهبر بیشتر ... وقتی گرگ در درب ... در زمان راه ترسو و خودکشی. و شاید این یک راه به خارج COP ... به معنای واقعی کلمه می گویند که او انسان نیست و بخشی از یک طرح برای تبدیل جهان به یک زمین بازی برای مسابقه ی بودن بود. با این حال، مفهوم خود را می توانست بسیار واقعی به تعدادی از مردم در قدرت بوده است ... و قدرت باور یک چیز باور نکردنی است. اگر هیچ چیز دیگری، که باور می تواند ابزاری در بسیاری از تصمیم گیری های سادیستی ساخته شده توسط رهبران این دولت بوده است.

 

 

این مقاله از صحفه فیس بوک 1-Million-people-who-believe-in-Aliens-UFOs

ترجمه شده است (این مقاله توسط سیسم Translate گوگل ترجمه شده است)

 

صحفه فیس بوک ما

http://www.facebook.com/aufo.iran



برچسب‌ها: بیگانگان و رایش سوم, اسرار جنگ جهانی دوم, جنگ جهانی دوم, مقاله های ارسالی
تاریخ : ۱۳٩۱/٦/٢٢
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

رمز و راز اعداد جالب و شگفت انگیز است ؛ اما حقیقت این است که سال 2013 سال آغاز انرژی جدید یعنی انرژی عشق و همبستگی و مهربانی و نابودی و ضعف انرژیهای قدیمی یعنی انرژی دروغ و ریاکاری و فریب و قدرت طلبی و هر چیز شیطانی دیگر است. هر گروه یا حکومتی که سمبل انرژی قدیم باشد یا از بین خواهد رفت یا بسیار بسیار ضعیف خواهد شد که نتواند تاثیرگذار باشد یا مجبور است خودش را با انرژی جدید تطبیق دهد وگرنه محکوم به نابودی است. این حقیقت محض است. از نظر علم اعداد هم 2012 = 2+0+1+2 = 5 . 5 نشان دهنده تغییرات جهانی است. در روز 12 از ماه 12 در سال 12 یعنی 12 / 12 / 12  = 12+ 12 + 12 = 36 = 3 + 6 = 9. عدد9 نشان دهنده آغاز و پایان است. عدد 11 هم نماد دانش و رمز و راز های علم است. بگذریم . همانطور که خیلی از شماشنیدن و میگن جهان در سال 2012 پایان میابد ؛ اینجور نیست این استعاره است . انرژی قدیم در سال 2012 پایان میابد و انرژی جدید جای آنرا میگیرد. و بشر به سمت خوشبختی حرکت خواهد کرد. سال 2013 سال  روشنگری و اگاهی است. گروهای و حکومتهای ریاکار و دیکتاتوری دستشان برای همه رو خواهد شد و دیگر نمیواننن با هر ترفندی مانند دین و مذهب مردم

با سپاس از دوست خوبمان برای ارسال این مطلب به وب


برچسب‌ها: علم اعداد, 2012, مقاله های ارسالی
تاریخ : ۱۳٩۱/٥/٢۱
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

سروستان – نزدیک شیراز

گزارش شده – 12 جون –

اولین حلقه کشتزار در ایران


محل با دایره ی قرمز نشان داده شده است.

 

 

زمین لرزه در ایران یک روز بعد از تشکیل حلقه

 

برای اطلاعات این زمین لرزه که در مدیترانه و خاورمیانه به وقوع پیوست به این لینک رجوع کنید.

آمار زمین لرزه های مدیترانه و خاور میانه – می و جون 2012

به دنبال زمین لرزه 6 ریشتری در براچیانو ، ایتالیا ، در روز 20 می ، زمین لرزه هایی در خاورمیانه احساس شد.

با وقوع زمین لرزه ی 4.3 ریشتری در خاورمیانه ، برای اولین بار در این محل حلقه های کشتزار پدیدار شد.

به دنبال این زمین لرزه که همان هفته در ترکیه و افغانستان احساس شد ، انسان های بسیاری زنده به زیر آوار دفن شدند.

نقشه ی زیر مناطق متاثر از زمین لرزه را نشان می دهد ، نخستین گزارش ها از تشکیل حلقه های کشتزار در برچیانو ی ایتالیا خبر می داد.

 

اطلاعات لرزه ای مدیترانه و خاور میانه از 7 تا 14 جون 2012

نقشه ی زیر محل تشکیل حلقه ی کشتزار ایران را ، یعنی سروستان شیراز ، که در تاریخ 12 جون به وجود آمد را نشان می دهد.

 

جزیره تازه ای که در مجمع الجزایر زبیر در سال 2011 سر برآورد . هم چنین آتش فشان نابرو بعد از 11 هزار سال خاموشی شروع به فعالیت کرد. این دو با نقاط زرد روی نقشه نشان داده شده اند.

 

نکته ای که در طرح حلقه ی کشتزار سروستان قابل توجه است ، شیار های عمیق آن است. برای من این حلقه ی کشتزار مانند هیچ کدام از حلقه های کشتزار نبود. من به این نتیجه رسیدم که بایستی معنی خاصی در آن نهفته باشد.

احتمال ارتباط این شیار ها با هارپ (HAARP) وجود دارد. اگر دقت کنید ، آن حفره ی تو خالی که در وسط حلقه است بسیار منحصر به فرد است.

می دانیم که هارپ توانایی ایجاد زلزله ها و دستکاری در آب و هوا را دارد. ( این ادعا ها هنوز از سوی منبع معتبری تایید نشده است.م)

این احتمال وجود دارد که در مورد ایران و کشور های همجوار بسیاری که آن ها نیز در بازه ی زمانی مشابهی متاثر شدند ، از تکنولوژی هارپ استفاده شده باشد. احتمالا از هرم هایی که در منطقه وجود دارند برای هدایت وتاباندن امواج لرزه ای به مناطق دلخواه استفاده شده است. ما از ریدینگ (Reading) ها یا گفته های ادگار کیسی می  دانیم که انرژی شهر های باستانی از طریق اهرامی که انرژی را با سنگ نوک خود حتی به سرتاسر اقیانوس منتقل می کردند تامین می شد.  امروزه انرژی هارپ کمتر نیرومند نیست.

به نمودار زیر نگاه کنید. آیا آن شکل مستطیلی در وسط به حلقه کشتزار شباهت ندارد؟

آیا حلقه کشتراز ایران برای این تشکیل شد که به ما گفته شود زلزله ها ی اخیر قطعا کار انسان بود و از انرژی هارپ و اهرام به عنوان اسلحه ی آب و هوایی در برابر منطقه استفاده شد.

هم چنین اطلاعاتی وجود دارد که ادعا می کند عمل شکستگی و انکسار سنگ و خاک (Fracking)  باعث زلزله ی ایتالیا شد. حال من این را به خواننده واگذار می کنم که این پدیده  (Fracking) بدون شک باعث ضعیف شدن خاک و زمین می گردد و آن را برای از هم فروپاشی آماده تر می کند.

اگر به حلقه ی کشتزار ایران دقت کنید ، مستطیلی می بینید که احتمالا نشان دهنده ی مرکز قدرت و انرژی هرم است.

 

هارپ ، راه اندازی انرژی هرم باستان

برخی محققان بیان می دارند که هارپ ، با استفاده از فرکانس ها رادیویی با قدرت بالا در سطح جهانی ، قادر به تولید گردباد ها وطوفان ها ، فعال سازی آتش فشان ها و هم چنین زمین لرزه های مخرب است.

برخی ، مانند فیزیکدان دکتر فران د آکینو (Dr. Fran De Aquino)  ، از مدارکی پرده برداشته اند که نشان می دهد این پروژه ( هارپ) ، از اهداف اصلی خود ، که بررسی یونوسفر زمین بود ، بسیار فراتر رفته و احتمالا بر روی جاذبه و زمان تاثیر گذاشته است.

محققی به نام مایک هاگان (Mike Hagan) مدارک تکان دهنده ای پیدا کرده ، که نشان می دهد پروژه ی هارپ بسیار موذی تر از آن است که محققان فکر می کنند.

او مدارک خارق العاده ای پیدا کرده است ، که نشان می دهد احتمالا روسای هارپ نه تنها کار هایی که الان در مورد آن ها گفته می شود انجام می دهند ، بلکه پروژه ای نیز طراحی کرده اند که هدف آن راه اندازی و کنترل انرژی های باستانی بزرگترین اهرام دنیا است. قدرتی که به کنترل کنندگان تکنولوژی پیشرفته تسلا این امکان را می دهد ، که گلوی جهانیان را بگیرند و تا تسلیم آن ها پیش روند.

اهرام ، مراکز عظیم انرژی

محققان بیشتری ، از جمله مهندسان برق و الکتریک ، گفته اند که احتمالا اهرام بزرگ باستانی ماشین های ژنراتوری هستند که تولید انرژی می کنند. برخی پا را از این فراتر گذاشته ، و با ساخت نمونه ی اهرام در مقیاس کوچک و با آزمایش ، به این نتیجه رسیدند که شکل هرم دریافت کننده ی طبیعی انرژی است و می تواند  خازن الکتریکی ، و هم چنین تولید کننده ی الکتریسیته و برق باشد.

کریستوفر دان ،( Christopher Dunn) نظریه ای مبنی بر «ماشین های پیشرفته  بودن» اهرام مصر را مطرح کرد که به مراتب پیچیده تر از نظریه های مصر شناسان ارتدوکس است. کریستوفر دان تحقیقات خود را ادامه داد ، و در نهایت ، کتابی به عنوان » نیروگاه جیزه: تکنولوژی های مصر باستان » (Giza Power Plant: Technologies of Ancient Egypt) را منتشر کرد.

کتاب » دان » ،اگر چه کنجکاوی بسیاری از دانشمندان را برانگیخت ، با انتقادات سریعی روبرو شد. اما در حالی که نظریه ی » دان » در مورد فن آوری های باستانی چشمگیر و خیالی می نمود ، قابل آزمایش هم بود.

یک مدل از هرم توسط مهندسی اتریشی به نام  تراووگر (Trawöger) ساخته شد. آن ها به این نتیجه رسیدند که این هرم در مقیاس های  بزرگ به اندازه ی اهرامی که در سرتاسر جهان وجود دارد ، قادر به تولید گیگاوات ها الکتریسیته یا برق است که معادل یک راکتور هسته ای کوچک و بدون آلودگی است.ممکن است اهرام منابع انرژی سبز  و پاک باشند.

 

ویدیو ی زیر نشان می دهد که چگونه اهرام انرژی  الکتریکی تولید می کنند.

 

شواهدی وجود دارد که نشان می دهد انرژی هایی که در اهرام تجمع می یابند در طبیعت چند بعدی اند. برخی محققان گمان می برند که گرداب های انرژی هرم میدان های چرخشی می سازند و موج اسکالر*  تولید می کنند.

اگر چنین باشد ،  تابش های امواج اسکالری هارپ می تواند به قدرت یک هرم بیفزاید و به اندازه ی بسیار زیادی تولید میدان های انرژی چرخشی آن را افزایش دهد.

 

هارپ : امواج اسکالر و میدان های چرخشی چند بعدی

 

دکتر آرلی لاورنس (Aurelie Laurence) می گوید: » لغت «اسکالر» توسط نیکلا تسلا در اواخر قرن گذشته ، به عنوان قسمتی از موج های غیر – هرتزی( امواج بدون فرکانس) یا همان امواج کیهانی بیان شد.  اینشتین به انرژی های اسکالر در 1920 میلادی اشاره کرد.

امواج اسکالر برای اولین بار توسط جیمز ماکسول(James Maxwell) شناسایی شدند.اگرچه ریاضیات ماکسول که نشان دهنده ارتباط بین جاذبه مغناطیسی و نیروی الکتریکی اند ، کل اساس آن چه بعد ها فیزیک مدرن نامیده شد را پایه ریزی کرد ، بسیاری از دانشمندان دیگر ، شواهد امواج اسکالر را رد کردند. چون این امواج قابل تشخیص در فضا نیستند.

همان طور که دانشمندان بر روی الکتریسیته و مغناطیس تمرکز کردند ، نظریه امواج اسکالر ماکسول به عنوان افسانه ای، به زباله دانی تاریخ پرتاب شد. اما چند دهه ی بعد ، نابغه ای شواهدی فیزیکی کشف کرد که درستی نظریه ی ماکسول مبنی بر وجود امواج اسکالر را تایید می کرد. آن نابغه ، کسی نبود جز نیکلا تسلا.

برای ادامه ی مطلب به زبان انگلیسی ، به این لینک بروید:

http://www.pakalertpress.com/2012/07/06/haarp-triggering-ancient-pyramid-energy/

*اسکالر(Scalar) به معنایی عددی ، نردبانی یا قابل سنجش با ترازو می باشد.

منبع:     http://www.cropcircleconnector.com/inter2012/iran/Sarvestan2012b.html  

پ . ن : با تشکر فراوان از احمد رضای  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.


برچسب‌ها: حلقه کشت زار سروستان, حلقه کشتزار, دنیای اسرار آمیز, مقاله های ارسالی
تاریخ : ۱۳٩۱/٤/۱٩
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

http://img4up.com/up2/44079696410965368580.jpg

آثار قوم مایا و ارتباط مایاها با فضایی ها

بر روی این اثر شما می توانید یک سیاره که دارای اتمسفر است را ببینید که به احتمال زیاد زمین خودمان می باشد. همچنین تعداد چهار عدد سفینه ی متفاوت از یکدیگر که بالای این سیاره قرار دارند. اتاق کنترل سفینه ی بالای تصویر بزرگنمایی شده است تا نشان دهد درون آن چه می گذرد. سفینه ی سمت راست در حال تعقیب یک شهاب سنگ است که به سوی سیاره می آید. همچنین سفینه ی سمت چپ در حال انجام کاری برای جلوگیری از شهاب سنگ می باشد. آیا این می تواند یک معرفی نامه در
مورد رویدادی در گذشته و یا در آینده ی ما باشد؟

منبع: https://www.facebook.com/danesh.keyhani   


برچسب‌ها: قوم مایا, مایا و موجودات فضایی, مقاله های ارسالی, دیدار فضایی ها از نیاکان ما
تاریخ : ۱۳٩۱/٤/۱٠
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

سیگنال بیگانگان (تمدن پیشرفته) دریافت شد...!!

 ترجمه از وبلاگ بُعـد ناشناخته علـم!

با تشکر از مهندس عبادی

در حال حاظر منابع خبر در حال کار با رصد خانه آرسیبو به منظور توسعه بهترین راه برای رمز گذاری انتقال داده است، سخنگوی کانال  National Geographic در اوایل انتقال به سادگی تمرکز یافت که این شاید یک صدای طبیعی است اما با بررسی بیشتر به یک الگوی پیچیده اما قابل اعتماد دست یافت.

 

به احتمال زیاد این علائم با استفاده از کدهای باینری فاز (binary phase) یا دنباله ای از 1s و 0s باشد.

 

چهار دهه است که ستاره شناسان به سر و صدای آسمانها گوش میدهند برای نشانه ای از یافتن زندگی، تلاش شناخته شده به عنوان جستجو برای هوش فرازمینی و یا SETI  گوشهای بزرگ رادیویی رصد خانه در دانشگاه ایالتی اوهایو که برداشت را در 72 انتقال رادیویی از جهت صورت فلکی برج قوس انجام می دهد.


این برداشت انتقالی 30 برابر قویتر از تابش محیط از اعماق فضا می باشد که منجم Jerry Ehman   را به خط خطی کردن این پیغام با عبارت Wow! وادار ساخته است!

 

هیچ کس نمی داند که آیا واقعا سیگنال به ظاهر غیر طبیعی به سمت ما توسط بیگانگان است که با وجود تلاش زیاد دانشمندان که 35 سال قبل انجام گرفته هم اینک جواب دریافت شده است این سیگنال کاملا در رمز و راز باقی مانده است.

 

پس از به رسمیت شناختن الگو دانشمندان در انتهای دیگر به لحاظ نظری تلاش می کنند که راهی را برای رمز گشایی انتقال و درک زبان پیدا کنند، این پیغام شاید به ظاهر کوتاه بیاید اما مطمئنا پیدا کردن سیگنال منشاء هوشمندی از یک سیاره دیگر با اهمیت خواهد بود.

 

و نکته بسیار مهم اینکه:

 

این سیگنال یک پیغام کاملا عجیبی است و به احتمال زیاد به یک تمدن بسیار پیشرفته وابسته است، دانشمندان می گویند که این سیگنال به 2/2 گیگا وات فرستنده نیاز دارد که این فرستنده بسیار قویتر از هر ایستگاههای رادیویی زمینی است!

 
 
 

در حال حاظر قویترین توان خروجی برخی از ایستگاههای زمینی در محدوده 500 کیلو وات می باشد.

Wow! سیگنال های تصویری بر روی صفحه رادار تنها از داده های ورودی است که ستاره شناسان 40 سال است که در آسمان در جستجوی نشانه هایی از زندگی هستند.

 

هیچ کس نمی داندکهآیاواقعاسیگنالبه ظاهرغیر طبیعیبه سمتماتوسطبیگانگانمخابره شده است.

منابع:

http://www.huffingtonpost.com/news/ufo

http://twittertemplates.net/2012/06/twitter-alien-shout-out-chasingufos-tweet-planned-as-reply

http://www.noagendareport.com/?p=15323

http://www.newsy.com

 

ترجمه از وبلاگ بُعـد ناشناخته علـم!

 


برچسب‌ها: سیگنال بیگانگان, مقاله های ارسالی
تاریخ : ۱۳٩۱/٤/۱٠
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

25 و 26 فروردین ماه 1383 خبرگزاریها خبر مشاهده شی ناشناس نورانی را در آسمان مشکین شهر و اردبیل دادند، بلافاصله صدا و سیما تصاویری که توسط یک دوربین آماتوری از این اجرام تهیه شده بود منتشر ساخت و بدین ترتیب موج جدید آغاز شد. خبرگزاری ایرنا در کمتر از 72 ساعت بیش از 6 خبر از رویت این اجرام در آسمان شهرهای مختلف ایران از مشکین شهر و اردبیل گرفته تا گنبد کاووس و تبریز و اراک و اشنویه و سنندج و ... منتشر کرد.

... گزارش اول از دو شی پرنده ناشناس در آسمان سخن می‌گفت که تلألوئی با رنگهای مختلف داشتند و حرکتهایی نامشخص در آسمان انجام می‌دادند هنوز درباره این گزارش نمی‌توان اظهار نظر کرد، چرا که هیچ داده مشخصی از آن وجود ندارد. اما در بقیه موارد با شی درخشان در افق جنوب غرب یا شمال غرب مواجه شدیم که حتی از آن هم تصاویری تهیه و پخش شد. به غیر از گزارش اول که مانند رویت بسیاری از اجرام پرنده اطلاعات ناقص و نامشخصی دارد، برای بقیه پاسخ قاطعی وجود دارد. چیزی که حتی باور آن نیز مشکل است که چطور چنین شمار زیادی از مردم و رسانه‌ها به آن بی‌توجه بوده‌اند.

گزارش ایرنا از دیده شدن این شی در تبریز را مرور کنید : تعدادى از شاهدان عینی گفتند یک شی نورانی را چهارشنبه شب در آسمان تبریز مشاهده کرده‌اند. به گفته آنان ، این شی که طیفهایی از نورهاى قرمز ، آبی و سبز از آن به سرعت ساطع می‌شده است، مقارن ساعت 20.30 چهارشنبه درجنوب آسمان تبریز در منطقه ولیعصر رویت شد ... ، در طرفین این شی نورانی دو بازوى نورانی خط گونه وجود داشت. وى افزود این شی از سمت شرق به غرب با سرعتی بسیار کند و غیر محسوس در حرکت بود.

یک شی نورانی بار دیگر سه شنبه شب در ارتفاع پائین در ضلع جنوبی شهر گنبد کاووس دیده شد. به گفته منابع مردمی ، این شی از ساعت 20 تا 22.30 دقیقه در آسمان ظاهر شده و رنگهاى مختلف از خود انعکاس می‌داد. این شی نورانی ، کم کم در آسمان ناپدید شد. دوشنبه شب نیز یک شی نورانی در ارتفاع پایین در ضلع جنوبی شهر گنبد کاووس مشاهده شده بود. "ایرنا" گزارش داده بود که این شی به مدت 90 تا120 دقیقه در آسمان ظاهر شده و رنگهاى مختلف از خود انعکاس می‌داد. از این شی نورانی ، دو نور جدا شده و کم کم در آسمان ناپدید شد.


برچسب‌ها: مقاله های ارسالی, مشاهد شی نورانی در آسمان شهرهای ایران, شی نورانی, 26 فروردین ماه 1383
تاریخ : ۱۳٩۱/٤/۱٠
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

 

اشیای پرنده ناشناخته در آسمان تهران (۱۳۵۵)

شب ۲۸ شهریور ۱۳۵۵ تماسهای مردم با نیروی هوایی ارتش خبر از روئیت شیی پرونده در افق شمالی تهران در منطقه شمیرانات داد. پس از تایید این گزارش‌ها توسط برج مراقبت فرودگاه مهرآباد تهران، از پایگاه هوایی شاهرخی(نوژه) دو فانتوم عازم تهران می‌شوند. خلبان هواپیمای اول پس از نزدیک شدن به شی متوجه از کار افتادن آلات دقیق و وسایل ارتباط رادیویی هواپیما شده و به پایگاه باز می‌گردند. اما خلبان هواپیمای دوم تلاش می‌کند به شی ناشناخته نزدیک شده و آنرا مشاهده کند. وی می‌گوید:«حرکت‌های خیلی سریع می‌کرد و با سرعت بالا جابجا می‌شد. از خود چهار نور ساطع می‌کرد. از قسمت بالای آن نوری قرمز و چشمک زن، در پایین نوری نارنجی رنگ و در طرفین نوری آبی رنگ ساطع می‌شد. این نورها به قدری شدید بودند که امکان دیدن بدنه این شی وجود نداشت.»

پس از نزدیک تر شدن، جسم نورانی کوچکی از آن جدا و به هواپیما نزدیک می‌شوند. خلبان تصور می‌کند که موشک به سمت وی شلیک کرده‌است: «من فکر کردم موشکی به سمت من شلیک شده و سعی کردم با موشک حرارتی آن را هدف قرار دهم. ولی وقتی موشکم را انتخاب کردم، متوجه از کار افتادن وسایل دقیق و خاموش شدن همه چراغ‌ها بر روی صفحه مقابلم شدم. در آن لحظه آلات دقیق شروع به نوسان کردند و ارتباط رادیویی هم از کار افتاد.»[۱]

با دور شدن هواپیما، جسم نورانی هم از تعقیب آنان صرف نظر می‌کند. تعقیب و گزیر در آسمان تهران ادامه می‌یابد. خلبان روئیت چند جسم نورانی دیگر را در بالای سر خود و سایر نقاط تهران گزارش کرده‌است. که هر بار همانند مورد اول با نزدیک شدن به آن، ارتباطات رادیویی هواپیما از کار می‌افتد.

یک ماهوار نظامی آمریکا نیز اجسام نورانی را بر فراز تهران رصد کرده‌است

پرونده:Tehran ufo 1976 1.jpgپرونده:Tehran ufo 1976 2.jpg

پرونده:Tehran ufo 1976 3.jpg

از ویکی پدیا

با سپاس از شهاب برای ارسال این مطلب


برچسب‌ها: مقاله های ارسالی, شی نورانی در تهران, ufo, در ایران
تاریخ : ۱۳٩۱/٤/٢
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()
 
 

  سفر به ناشناخته

فرازمینیان و حوادث بزرگ بخش پنجم

گزارش هفتگی

نویسنده : آرش بیک

قسمت  424: دانستنیها

دوستان درود، ادامه گزارش فرازمینیان و حوادث بزرگ، بخش پنجم، را به آگاهی میرسانم .

ادامه گزارش :" جورجیو سر کالوس"، محقق آمریکایی در رابطه با اهداف لئوناردو داوینچی می گوید: در کتاب”لئوناردو"، در رابطه با آینده نوشته است، زمانیکه وی در باب حوادث و رویدادهای آینده پیش بینی کرده است، می توانسته اطلاعات و اخبار را از منبعی در ورای زمین به دست آورده باشد و این امر نشان میدهد که او احتمالا، شاهد دیدار موجودات فرازمینی بوده است. در بخشهایی از کتاب ، او مدعی شده که در حالت خلسه، با خدا و فرشتگان ارتباط برقرار می کرده است. ناگفته نماند که اصولا در دوران او، افرادی که با چنین موجوداتی برخورد میکردند، آنها را خدا یا فرشته خطاب میکردند، در صورتی که آن موجودات، فرازمینیها بودند که از آسمانها به زمین می آمدند و یا در حالت خلسه با افراد خاص در کره زمین بشکل تلپاتیک ارتباط برقرار می کردند.

گزارشگر می گوید: این احتمال وجود دارد که فرازمینیان همواره، در پی اعصار و قرون، انسانهائی را انتخاب می کردند که به شکل رابط با زمینیان ایفای نقش کنند و بر همین اساس بشر توانسته است تدریجا در راه تکامل قرار گیرد. فرازمینیان افراد خاصی را پیدا می کردند و اصول علم و دانش را به آنان فرا می دادند.

گزارشگر ادامه داده و می گوید: بر اساس تئوری فضانوردان کهن، به همین دلیل انسان توانسته است در پی یک قرن گذشته از راندن ارابه و اسب، امروزه فضانوردان خود را در کره ماه پیاده کند و یا آنکه رباتهائی به گوشه و کنار منظومه شمسی بفرستد.

"جورجیوسر کالوس" در این باب می گوید: در یک چشم برهم زدن در مقیاس تاریخی، انسانی که در غارها پناه می برد و با ابتدائی ترین ابزار زندگی می کرد به ناگاه اهرام و دیگر بناهای اعجاب آور را طراحی کرد، به زبانی ساده همه این اختراعات در قیاس تاریخی، در حقیقت یکشبه انجام گرفته است .

وی ادامه داده و می گوید: چنین پرسشی از جانب انسان، فقط با یک منطق می تواند میسر شود، آنهم با همیاری موجودات فرازمینی.

"دوید ویلکاک"، در این رابطه می گوید: خدایان یا فرشتگانی که به گفته انسانهای کهن، با ارابه های پرنده در آسمان کره زمین، جولان می دادند و یا با وسایل و ابزار پرنده ، آنهم بر اساس نوشته های الواح و کتیبه های تمدنهای کهن از آسمان به زمین می آمدند، ظاهرا هدفی به غیر از بسوی تکامل راندن بشر در سر نمی پروراندند، آنها می خواستند بشر را سریعتر بسوی علم و آگاهی راهبر گردند و به عقیده من آنان در این هدف خود بسیار موفق بوده اند.

گزارشگر می گوید: گروه بیشماری اعتقاد دارند که فرازمینیان، افکار پیچیده و علوم و دانش خود را به انسانهایی مانند "آلبرت انشتین"، منتقل کرده اند، فردی که با تئوری جنجال بر انگیز خود بنام " تئوری نسبیت"، احتمال سفرهای طول و دراز بشر در فضا را میسر کرده است!

یا "جی رابرت اپنهایمر" که در به ثمر رساندن فیزیک هسته ای، گامهای بزرگی برداشت. یا آنکه دانشمند آلمانی دیگری بنام "وارنر فون براون"، که پس از جنگ جهانی دوم از طرف دولت آمریکا در استخدام سازمان فضائی آن کشور قرار گرفت، فردی که ایده هایش سفرهای فضائی را امکان پذیر کرده و دانش راکت سازی را به مرحله تکامل رسانده است.

"فلیپ کوپنز"، دراین باب می گوید: زمانیکه به افکار فردی مانند "فون براون"، دقت و توجه کنیم به این نتیجه می رسیم که وی، هدف اصلی و بزرگش فرستادن انسان به فضا بوده است. این نکته مهم را نباید فراموش کرد که وی معتقد بود که انسانهای کهن در هزاره های پیشین به فضا رفته و ما نیز می بایست راه آنان را ادامه داده و دنبال کنیم! شخصی مانند "فون براون" عقیده دیگری نیز داشت که براساس آن، انسان می بایست به فضا برود و بدون شک در فضا و کرات دیگر، دانش و علوم دیگر تمدنهای کیهانی را بدست خواهد آورد و زندگی در کره زمین را دچار تحولات شگرف خواهد کرد.

گزارشگر سپس راجع به نابغه گمنامی بنام "نیکلای تسلا"، سخن می گوید، انسانی که آزمایشاتش بر روی الکتریسیته، سبب گردید تا انسان موفق گردد، ماهواره های امروزی را به فضا بفرستد. وی همچنین مخترع اولین رباتهای الکترونیکی محسوب می گردد و اختراع مهم دیگری که تا به امروز دولت آمریکا آنرا سری نگاه داشته همان تشعشعات مرگبار است که اخیرا دولت آمریکا سلاح هائی توسط آن ساخته است که گفته می شود در جنگ عراق نیز از آن بهره برده است .

"دیوید سردا"، محقق آمریکائی دیگر، در رابطه با "تسلا"، می گوید: سلاح مرگبار تشعشعات مرگبار ، توانائی نابود کردن یکصد هزار سرباز را در یک لحظه دارد . این دستگاه مرگبار توانائی نابود کردن هر شیی پرنده از جمله، هواپیما یا موشک را تا برد 250 مایلی خود دارد. "دیوید سردا"، ادامه داده و توضیح می دهد ، هنگامی که سازمان "اف بی آی"، ماجرای مرگ "تسلا"، را بررسی می کرد به مدارکی دست می یابد که ظاهرا نیروی هوائی آمریکا، در پایگاه هوائی رایت پترسون مشغول ساختن چنین اسلحه مرگباری بوده است آنهم در سال "1943"،. وی ادامه داده و ماجرای دیگری را مطرح می کند که جنجال زیادی را در آن زمان بوجود آورد و آنهم ماجرای سقوط دو شیی پرنده فرازمینی در منطقه "رازول"، در نیومکزیکو بود. وی مدعی می گردد که سفاین سقوط کرده در رازول به همین پایگاه "رایت پترسون"، برده شدند. او مدعی است که اکثریت اختراعات سری آمریکا در همین پایگاه انجام می گیرد. ازجمله ساختن اسلحه مرگبار و رابطه آن با فرازمینیان.

گزارشگر می گوید: آیا می توان گفت که اختراعات اعجاب برانگیز "نیکولاتسلا"، تحت تاثیر ارتباط با فرازمینیان صورت گرفته باشد؟

ادامه دارد

پایدار باشید

با تشکر از آرش بیگ برای ارسال این مطلب به وبسایت

 

مطالب مرتبط

فرازمنیان و حوادث بزرگ بخش چهارم

فرازمینیان و حوادث بزرگ قسمت سوم

فرازمینیان و حوادث بزرگ قسمت دوم

فرازمینیان و حوادث بزرگ قسمت اول


برچسب‌ها: مقاله های ارسالی
تاریخ : ۱۳٩۱/۳/٢۳
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

منطقه 51 به همراه لینک دانلود مستند آن

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/9/98/Wfm_x51_area51_warningsign.jpg

اخطار منطقه 51

این منطقه نظامی سری به وسعت حدود ۱۵۰ کیلومتر مربع در ایالت نوادا و در نزدیکی دره مرگ واقع شده و به مدت بیش از ۵۰ سال مشکوک به انجام آزمایشهای فوق سری توسط نیروی هوایی آمریکا برروی تکنولوژیهای پیشرفته بوده است.

برای دیدن منطقه 51   این جا را کلیک کنید

 

تاکنون فیلمها و کتابهای زیادی در مورد این تحقیقات تهیه شده‌اند ولی نیروی هوایی آمریکا هرگونه دسیسه و انجام آزمایشهای سری در این منطقه را تکذیب کرده است. ولی از طرف دیگر فعالیتهای این منطقه ظاهراً آنقدر مهم هستند که دولت فدرال آمریکا هر سال با صدور یک فرمان لازم‌الاجرا این منطقه را از انجام آزمایشهای اجباری محیط زیستی معاف می‌نماید. یکی از آخرین محصولات این منطقه هواپیمای شکاری بوده که قابلیت مخفی ماندن از دید رادار را نیز دارد.

افراد زیادی سوگند خورده‌اند که با چشم خودشان آزمایشهای مربوط به پرواز بشقاب‌های پرنده در این منطقه را نیز دیده‌اند. فردی به‌ نام باب لازار هم که ادعا می‌کند قبلاً برای نیروی هوایی در این منطقه کار می‌کرده، مدعی شده نیروی هوایی بطور فعال مشغول انجام مهندسی معکوس بر روی بشقاب پرنده ساقط شده در منطقه رازول نیومکزیکو در دهه ۵۰ میلادی است. او حتی مدعی است که جزئیات نیروی محرکه این سفینه نیز معلوم شده و تکنولوژیهای جدیدی نیز در این منطقه بطور سری در حال توسعه است که در صورت تکمیل آن یک جهش فنی و نظامی غیر قابل تصور برای آمریکا به دنبال خواهد داشت
 
دانلود مستند منطقه 51 با لینک مستقیم از سرور دانلود دانه
برای دانلود اینجا کلید کنید
 
مطالب مرتبط
 

برچسب‌ها: منطقهarea51 - 51, سیاست مداران, مقاله های ارسالی, سیستم کنترول ذهن
تاریخ : ۱۳٩۱/۳/٢۱
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

 

ماجرای مزرعه اسرار آمیز روزول و موجودات فضایی

با تشکر از معین نعیمتی برای ارسال این مطالب

 

 

 

درسال 1952 در مزرعه رزول امریکا یک سفینه فضایی حامل 3 سرنشین در مزرعه ای در آمریکابه نام رزول سقوط کرد ( بر پایه این ماجرا فیلمی نیز در امریکا ساخته شد) این مزرعه به سرعت و درآن زمان توسط نیروی هوایی و اف ب آی و سایرمقامات امنیتی محاصره شد.

چندی بعد و با فشار رسانه های امریکا و جهان - دولتامریکا ماجرا را به کلی تکذیب نمود !! اما شاهدان و مزرعه داراناطراف که تعداد انها بیش از 200 نفر بود گواهی میدادند که این موجودات را دیده اندو هم چنین سفینه انها را... به هر حال این ماجرا از تب و تاب افتاد ولی همه سالهمراسمی در سالگرد سقوط سفینه در امریکا بر گزار میشد و هنوز هم میشود.

تا اینکه در سال 2000 تعداد 1000 دانشمند برجسته جهان و برندگانجوایز نوبل از جورج بوش درخواست نمودند تا تکلیف رزول را روشن کند! یا تکذیب یاتایید!

جورج بوش در بیانیه ای رادیو تلویزیونی و خیلی کوتاه ماجرا سقوط راتایید نمود!و دیگر هیچ توضیحی نداد!

از آن پس تصاویری توسط ناسادر اختیار رسانه ها قرار گرفت و هنوز هم دانشمندان در انتظار دریافت ااطلاعاتتکمیلی تر هستند .

فقط گفته میشود که از سه سرنشین این فضاپیما 2 نفرکشته شده و مهندس پرواز زنده میماند.

این موجود 3 سال در اختیارسرویس های امنیتی و جاسوسی و دانشمندان بود و دست اخر بر اثر ابتلا به انفلو انزافوت میکند .

دانشمندان و محققین معتقدند ؛ طراحی هواپیمای ضد رادار - آپولو ها - شاتل های فضایی - و بسیاری از پیشرفت های شگرفامریکا بر اثر دانش این مهندس پرواز میباشد و امریکا هم به همین دلیل نمیخواهد اینموضوع را بیشتر باز کند!!!

حتی در بسیاری از مقالات تاحدی قضیه جدی پیگیری شده است که میگویند ؛

موجود رزول بر اثرفشار های تخلیه اطلاعاتی و هم چنین آزمایشات متعدد امریکایی ها فوت نموده است!




مزرعه رزول نیو مکزیکو محل سقوط سفینه




بقایای چتر نجات مهندس پروازی که از سفینه بیرون پریده بود یا بقایای چتر نجات خود سفینه؟ که توسط یک افسر امریکایی چاپ شد در روزنامه ها اما بعد ها این افسر تحت فشار همه چیز را تکذیب کرد ولی تصاویر فردای آن رو ز روزنامه موجود است









برای دیدن  فیلم  شکافی موجودات فضایی حادثه رزول اینجا کلید کنید



برچسب‌ها: مقاله های ارسالی, ناسا, منطقهarea51 - 51, حادثه رزول
تاریخ : ۱۳٩۱/۳/٢٠
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

 صحفه فیس بوک ما محلی برای بحث و تبادل نظر(حمایت از موجودات فضایی)

 

شیء نورانی که در بسیاری از شهر های کشور دیده شده و احتمال دارد که موشکی در جو زمین و یا شهاب سنگ باشد که در جو سوخته است. در این ویدیو با کیفیت از بین رفتن این جسم را مشاهده می کنید

 

می توانید فیلم های بیشتر را در ادامه مطالب بینید

مطالب مرتبط:

عکس های مرتبط به پدید شی نورانی 18 خرداد1391


برچسب‌ها: مقاله های ارسالی, شی نورانی در همدان, شی نورانی, 18خرداد1391
تاریخ : ۱۳٩۱/۳/٢٠
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

 صحفه فیس بوک ما محلی برای بحث و تبادل نظر(حمایت از موجودات فضایی)

 

 خانم جیوانا از ایتالیا کسی است که تصور میشود از تماس با موجودات فرا زمینی باردار شده باشد!
این جریان موجب شوک واقعی در اروپا و بخصوص در ایتالیا شده است – این داستان مشابه یک رمان علمی تخیلی می ماند اما با توجه به آثار و شواهد موجود ، مورد جیوانا تاثیر برانگیز است.

شرح واقعه و جنین بیگانه درون او
این داستان توسط جیوانا که در منطقه سرد دنیا زندگی میکند در تیرماه ۸۹ عنوان گردیده است ، داستانی نه درباره تماس ، بلکه در خصوص ربوده شدن وی که اولین بار در ۴ سالگی آغاز شد.
اکنون او ۴۱ سال سن دارد و برای اولین بار در خصوص این ماجرا سخن می گوید:
من به یاد می آورم بشقاب پرنده ای رو که در هوا معلق بود ، اون به رنگ متالیک بود (نقره ای) ، من بخاطر نمی آورم به چه صورت و چگونه وارد آن شدم و خودم رو در هوا شناور میدیدم – ۴ موجود در اطاق من وجود داشتند ، هیچ چیزی به من متصل نبود (در حالت خوابیده معلق در هوا) و آنها گفتند که حرکتی نکنم


پارسی پاتوق | wWw.ParsiPatogh.com


برچسب‌ها: عجیب اما واقعی, دربارهی موجودات فضایی, مقاله های ارسالی, فرازمبنی ها
تاریخ : ۱۳٩۱/۳/۸
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

تاریخچه ری کی (ریکی)  با میکائو اوسویی بنیانگذار آن آغاز می شود. میکائو اوسویی در سال ١٨۶۵ در ژاپن بدنیا آمد. اوسویی در طول مدت زندگی اش به مطالعه علوم مختلفی پر داخت. آنچه که داستان اوسویی را به واقع حیرت انگیز می سازد، طی طریق او برای کشف ری کی (ریکی) بود. کشف ری کی (ریکی)  خدمت بزرگی به جهانیان بود. اوسویی درمانگر بزرگی بود و به زلزله زدگان سال ١٩٢٣ در ژاپن کمک های بسیاری نمود. 

معرفی ری کی (ریکی)  به عموم مردم

میکائو اوسوئی از سال 1922 شروع به معرفی و اشاعه ری کی نمود. میکائو اوسویی 90 سال پیش، قبل از دوره کامپیوتر و برنامه های مدون درسی، تدریس می نمود. او شخصا به هر شاگرد درس می داد و لباس ری کی (ریکی) را همچون یک خیاط متبحر به اندازه تن هر شخص می دوخت. اوسویی با توسل به حس درونی و روشن بینی که داشت تمام سطوح ری کی (ریکی) را به همه افراد آموزش نمی داد. او تنها در مورد ری کی (ریکی)  مرحله اول و تا حدی ری کی (ریکی)  مرحله دوم آزادانه برخورد و در مورد سطوح پیشرفته و عالی افراد را انتخاب می نمود.

پیام میکائو اوسویی

"دردنیای مدرن ما با یکدیگر زندگی می کنیم و در فرایند جمع گرایی است که اساس دستیابی به خوشبختی و شوق و میل به زندگی معنا می یابد. به همین دلیل است که من (میکائو اوسویی) حقیقتا نمی خواهم این راز را برای خود نگاه دارم. بنابرین من ایده ری کی (ریکی) را گسترش خواهم داد برای هرکسی که بخواهد از خیر و منافع آن استفاده کند و برای هرکس که بخواهد حمایت خداوند را دریافت کند و برای هرکس که دارای روح و درونی آگاه است. روش ری کی (ریکی) یک روش درمانی منحصر به فرد است که از قدرتی جهانی برخوردار است. با تجربه این روش هر فرد می تواند خود را در قدرت و سلامت قرار دهد. این روش افکار را به سمت اعتدال و سلامتی هدایت می کند و زندگی انسان ها را پر از شوق و امید می سازد. در دنیای امروزی ما نیاز داریم که از بند دردها و بیماری ها و نگرانی های فکر رها شویم. بنابرین من با شجاعت و جرأت این روش را آموزش می دهم! "

اشاعه رویکرد پزشکی ری کی (ریکی)

چوجیرو هایاشی یکی از شاگردان میکائو اوسویی بود که نقش بسیار بزرگی در اشاعه ری کی (ریکی)  داشت. او یک پزشک و افسر نیروی دریایی بود که ده ماه قبل از فوت میکائو اوسویی، ری کی (ریکی)  را از وی آموخت. دکتر هایاشی یک جراح بود و دانش آناتومی و پزشکی را وارد ری کی (ریکی)  ساخت. او یک راهنمای وضعیت دستان برای درمان بیماری های مختلف بوجود آورد. هایاشی اولین کلینیک ری کی (ریکی) را ایجاد نمود و درمان ری کی (ریکی) را به داخل بیمارستان هدایت کرد. کلینیک او روزانه با دو درمانگر به هر دریافت کننده ری کی (ریکی) کمک می نمود.

انتقال ری کی (ریکی) به غرب

هاوایو تاکاتا (هاوایی الاصل) بعد از دکتر هایاشی ری کی (ریکی) را در غرب اشاعه داد. هاوایو تاکاتا نقش حیاتی در تاریخ ری کی (ریکی) داشت. او به تنهایی ری کی (ریکی) را از ژاپن به غرب منتقل نمود. وی یک شهروند امریکایی بود که در هاوایی متولد شده بود. اجداد او ژاپنی بودند و بنابرین وی دائما بین ژاپن و غرب در رفت و آمد بود. هاوایو در ١٩٣۵ به دلیل تجارت و طی دوره درمان به ژاپن سفر کرد. وی مبتلا به بیماری لاعلاجی بود که درمانی از طریق جراحی برای او ممکن نبود. او با همسر چوجیرو هایاشی آشنا شد و از این طریق به کلینیک ری کی (ریکی) هایاشی راه یافت. بعد از 6 ماه درمان روزانه بوسیله دو درمانگر کاملا بهبود یافت. تاکاتا سپس ری کی (ریکی) را از چوجیرو هایاشی آموخت و آنرا به محل تولدش منتقل نمود.


برچسب‌ها: متافیزیک, ریکی, مقاله های ارسالی
تاریخ : ۱۳٩۱/۳/۱
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

 

چاکرای شبکه خورشیدی نافی: (Manipura )
شخصیت و نیروی اراده
« میزان پاکی و تقدس شما متناسب با نیکی اراده شماست .»

 

چاکرای شبکه خورشیدی

 


برچسب‌ها: مقاله های ارسالی, متافیزیک, چاکرا, هاله
تاریخ : ۱۳٩۱/٢/٢۱
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

 

این تصاویر توسط اخترشناسان آماتور و حرفه‌ای در مناطق مختلفی از جهان، از حیاط پشتی خانه عکاس گرفته تا کوه‌های هیمالیا، دره مرگ در آمریکا و تپه گلاستنبری در سامرست به ثبت رسیده‌اند.



برچسب‌ها: مقاله های ارسالی, نجوم, تصاویر, سیاهچاله
تاریخ : ۱۳٩۱/٢/۱٤
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

موجودات فضایی و حادثه معروف روزول



 


از بین نیروهای هوایی روزول افسر اطلاعاتی جسی مارسل ( Jesse Marcel ) مسئول رسیدگی به این حادثه شد . عکس پایین مربوط به ایشان و فرزندشان میشود .





ما در این جا شرح واقعه را از زبان اولین شاهدان عینی واقعه میشنویم : اظهارات سروان جسی مارسل در مورد حادثه : یکی دیگر از شهود عینی ماجرا و اولین شاهد از گروه بازرسین که مایل بود نام وی به عنوان یک شاهد رسمی برده شود ، یک سروان نیروی هوایی امریکا به نام "جسی مارسل" با عنوان " افسر اطلاعاتی گروه بمب افکن اتمی " مستقر در روزول بود . وی شخصی بسیار آگاه و فعال و یکی از دو افسری بود که از سایت اصلی سقوط بازدید نموده است . وی در سال 1979 طی یک مصاحبه ویدیویی صراحتا اظهار داشت که : " خیر آن شی نه یک بالون هواشناسی ، نه یک موشک و نه یک هواپیما بود . " وی در مورد جنس آن شی اظهار داشت که :
" قطعاتی از آن را تحت حرارت شدید قرار دادند که حتی گرم نشد ! همچنین این قطعات هیچ وزنی نداشتند ( یعنی با وجود بزرگی ، وزن بسیار پایینی داشتند ) و از نظر ضخامت نیز این قطعات نازکتر از فویل آلومینیم داخل پاکت سیگار بودند . من سعی کردم که این قطعات را خم کنم ، اما علی‌رغم نازکی فوق‌العاده‌ آن هرگز نتوانستم این کار را انجام دهم . ما حتی سعی کردیم تا با کمک یک پتک 16 پوندی آن را سوراخ کنیم یا تغییر شکل دهیم اما موفق نشدیم !



This image has been resized. Click this bar to view the full image. The original image is sized 659x765 and weights 152KB.



این غیر قابل باور است که فردی با قابلیتها و تجربه بسیار بالا همچون جسی مارسل بعنوان افسر اطلاعاتی تنها گروه بمب افکن اتمی جهان در آن زمان لاشه یک بشقاب پرنده را از یک بالون هواشناسی یا یک هواپیما نتواند تشخیص دهد . آنهم با اوصافی که در مورد جنس این سفینه در بالا ذکر شد . مسلما چنین موادی را نمیتوان در کره زمین یافت یا بطور مصنوعی ساخت . وی در جای دیگری از مصاحبه عنوان داشت : " آنها از خارج از کره زمین آمده بودند ." حتی اگر فرض کنیم که وی در ابتدای امر دچار اشتباه یا خطای دید شده بود ، این موضوع براحتی قابل نفی است ، چرا که وی قبل از عزیمت به دفتر فرماندهی از شدت هیجان در مقابل منزل خود در پایگاه توقف نمود و قطعات بشقاب پرنده و خطوط عجیب روی آن را را به همسر خود و پسر 11 ساله و همسایگانش نشان داد . بخشی از دستگاه تولید کننده اشعه ایکس آن دارای خطوطی شبیه به خط هیروگلیف و مانند خطوط بیرونی حک شده بر روی سفینه بود.
 


 


فرزند وی که دکتر جسی مارسل کوچک میباشد و اکنون یک پزشک است ، خلبان هلیکوپتر گارد ملی و یک جراح در پرواز بشمار میرود ، خاطره آن روز را به خوبی به یاد می آورد . او حتی قادر است جزئیات مربوط به خطوط روی سفینه را مجددا رسم کند . پدر وی ( جسی مارسل بزرگ ) نیز مدارج ترقی خود را بتدریج طی نمود تا جایی که مامور تهیه اولین گزارش در ارتباط با اولین انفجار اتمی شوروی سابق گردید که مستقیما به پرزیدنت ترومن ارائه گردید . ( بنابراین اظهارات وی بعنوان یک فرد موجه مورد تایید است ) در ارتباط با تلاش دولت امریکا برای سرپوش نهادن بر اصل ماجرا ، یک نکته مهم دیگر نیز قابل ذکر است . ژنرال سابق ارتش توماس دوبوس که قبلا در سال 1947 در درجه سرهنگی بعنوان فرمانده پرسنل مرکز فرماندهی پایگاه هشتم هوایی در فورت ورث تگزاس خدمت می کرد قبل از مرگش در سال 1992 شهادت داد که در جریان واقعه روزول پیام تلفنی از ژنرال " کلمنت مک مولن " در پایگاه هوایی اندروز در واشنگتن دی سی دریافت داشته بود که طی آن به وی دستور داده شده بود که بر اصل ماجرا سرپوش گذاشته شود . این دستورات متعاقبا از سوی ژنرال رایمی به این نحو ابلاغ شد که داستانی تهیه شود تا اصل موضوع تغییر یابد تا از فشار مطبوعات کاسته شود . شهادت آقای " گلن دنیس " کوچکترین تردیدی در مورد ماهیت موجودات فضایی واقعه روز روزول باقی نمی‌گذارد . وی همچنان در روزول نیومکزیکو زندگی می‌کند و یک تاجر مورد احترام اهالی منطقه و عضو انجمن شهر است . وی فردی متواضع و صریح است . در سال 1947 آقای دنیس یک مامور کفن و دفن بود که در مرکز تدفین " بالارد " کار می کرد و قرار دادی با پایگاه هوایی روزول منعقد کرده بود که بموجب آن خدماتی نظیر واگذاری آمبولانس ، محل نگهداری اجساد را در اختیار ارتش قرار می‌داد . قبل از آنکه وی اطلاعاتی در مورد سفینه بجا مانده از حادثه داشته باشد در یک بعد از ظهر تماسهای تلفنی متعددی از جانب افسر مسئول کفن و دفن پایگاه با وی صورت پذیرفت . در طی این تماسها از وی در مورد امکان تهیه کیسه های بدون منفذ کوچک ( کوچکتر از کیسه های حمل انسان ) برای نگهداری چندین روزه اجسادی که در معرض برخی مواد قرار گرفته‌اند سوال شده بود . توجه این مقامات به موضوع تغییر احتمالی ترکیب شیمیایی بافتهای اجساد بود . چند ساعت بعد ، زمانی که شب فرا رسید وی بدنبال یکسری وقایع غیر مرتبط با هم بطور اتفاقی به بیمارستان پایگاه هوایی رفت . بیرون از درب خروجی پشتی بیمارستان وی دو دستگاه آمبولانس نظامی را مشاهده نمود که درهای عقب آنها باز بود و در داخل آنها قطعات بزرگی از یک وسیله متلاشی شده دیده می شد و بر روی یکی از آنها خطوط و سمبلهای عجیبی وجود داشت . در داخل بیمارستان وی پرستاری را مشاهده نمود که او را می‌شناخت . در همان لحظه پلیس نظامی متوجه حضور وی شد و او را با خشونت و به زور از ساختمان خارج کردند . روز بعد آقای دنیس آن پرستار را ملاقات نمود . و وی توضیح داد که در شب قبل او نیز به بیمارستان رفته بود . آن پرستار ، زنی مذهبی بود و کاملا مشخص بود که از مشاهده چیزی بسیار شوکه شده است . خانم پرستار توضیح داد که از وی خواسته شد تا بعنوان دستیار پزشک در کالبد شکافی چند موجود عجیب و غریب با بدنهایی که هیچ شباهتی به بدن انسان نداشتند کمک کند . پرستار شرح داد که بوی وحشتناکی را حس نموده و این که چگونه یک بدن کاملا سالم در فرم صحیح خود قرار داشت ولی سایر بدنها متلاشی شده بود . آن پرستار همچنین تفاوت بین آناتومی آن سرنشینان یوفو و آناتومی بدن انسان را توضیح داد . وی همچنین طرحی را روی دستمال کاغذی رسم نمود که نشان دهنده شکل و شمایل این موجودات فرازمینی بود .


به هر ترتیب این ملاقات آخرین آنها بود چرا که آن پرستار چند روز بعد به انگلستان منتقل شد . لازم به توضیح است که با وجود گزارشات بسیار متفاوت ، ظاهرا سفینه مزبور 4 سرنشین داشته و یکی از سرنشینان زنده آن نیز تا مدتی زنده بوده و بعدا جان سپرده است . همچنین قسمت اصلی سفینه ساقط شده در فاصله دورتر از مزرعه مک برازل و منطقه دبریس فیلد به زمین اصابت کرده بود .
 




محققین تنها در سالهای اخیر بود که توانستند وجود سایت دوم ( محل سقوط اشیای اصلی ) را تایید کنند چرا که تنها عده کمی از مردم از وجود آن مطلع بودند . طبق شهادت شهود عینی این سایت محلی بود که بدنهای موجودات فضایی در آنجا یافت شد . بیشتر شهود عینی این سایت از ترس برخوردهای امنیتی حتی تا امروز نیز از افشای نام خود امتناع میکنند . اخیرا یک شرکت حقوقی معتبر انتخاب شده است تا به آن دسته از شاهدانی که با شهادتشان در معرض خطر قرار می گیرند ، حفاظت حقوقی اعطا کند . وکلای حقوقی این شرکت نیز تا کنون با بسیاری از شهود واقعه روزول ملاقات داشته اند . علاوه بر " گلن دنیس " سایر شهود نیز مورد تهدید و ارعاب و برخورد فیزیکی واقع شده اند . طبق اظهارات کلانتر ویلکاکس مقامات نظامی در حضور همسر وی به آنها گفتند چنانچه او و خانواده‌اش حرفی در مورد آنچه که دیده اند به زبان آوردند بی درنگ کشته خواهند شد ! همچنین مزرعه داری که قبل از همه موفق به پیدا کردن جسم ساقط شده گردیده بود توسط مقامات نظامی بمدت یک هفته تحت قرنطینه و بازجویی قرار گرفت و از وی سوگند گرفته شد تا هرگز کلمه ای راجع به آنچه دیده است به زبان نیاورد . در خلال ماه های پس از واقعه پسر مک برازل همچنان قطعاتی را بصورت خرده ریزه می‌یافت و در قوطی مخصوص سیگار پنهان میکرد . اما آن اشیا گهگاه طی بازرسیهای مقامات نظامی مورد مصادره واقع میشدند . به هر ترتیب علی رغم این که از سال 1980 به بعد محدودیتهای وضع شده در مورد این ماجرا بتدریج از میان برداشته شد و موضوع در اختیار عموم قرار گرفت هیچ شاهدی حتی سخنی در مورد مشاهده بالون یا موشک یا هواپیمای آزمایشی که مقامات نظامی مدعی آن بودند به میان نیاورد و همه شاهدان صحبت از مشاهده بشقاب پرنده میکردند نه چیز دیگری . اکنون در شهر روزول نیومکزیکو موزه ای تاسیس شده که در آن جسدی مصنوعی از موجود فضایی روزول همراه با شواهد مربوط به سقوط بشقاب پرنده در معرض بازدید علاقه‌مندان قرار گرفته است . در سال 1997 پنجاهمین سالگرد وقوع این حادثه در این شهر گرامی داشته شد و هزاران تن از علاقه‌مندان به بررسی موضوع بشقابهای پرنده ، ضمن بازدید از این موزه اطلاعات جامعی را در ارتباط با این حادثه بدست آوردند .
گزارش واقعه روزول توسط سرهنگ بلنچارد : " روز پس از واقعه قطعات بشقاب پرنده ساقط شده و خود سفینه توسط هواپیماهای سی 54 و ب 29 به پایگاه هوایی رایت فیلد در دیتون اوهایو منتقل گردیدند . این پایگاه مقر گروه 509 بمب افکن نیروی هوایی ایالات متحده است و در آن زمان دارای یک مشخصه ویژه بود و آن اینکه تنها گروه بمب افکن اتمی در جهان بشمار می آمد . در صبح روز 8 جولای 1947 سرهنگ دوم ویلیام بلنچارد فرمانده گروه بمب افکن اتمی گزارشی را منتشر ساخت مبنی بر این که لاشه یک سفینه بشقاب مانند را در منطقه یافت نموده است . این گزارش بلافاصله توسط تلگراف به ایالات متحده مخابره شد و به سرعت به تیتر اول 30 روزنامه عصر آن روز مبدل گشت . ظرف چند ساعت پس از انتشار گزارش اول و بدنبال کنجکاوی و فشار مطبوعات و افکار عمومی برای افشای جزئیات بیشتر ، گزارش دومی از سوی دفتر ژنرال راجر رامی فرمانده پایگاه هشتم هوایی در فورت ورث تگزاس واقع در 400 مایلی محل سقوط منتشر شد . این گزارش ، گزارش اول را تکذیب نموده ، اعلام داشت که سرهنگ بلنچارد و افسران او در گروه 509 بمب افکن در روزول مرتکب یک اشتباه احمقانه شده اند و به اشتباه یک بالون هواشناسی و آنتن رادار آنرا با لاشه یک بشقاب پرنده اشتباه گرفته اند . البته مشخص است که یکی از این دو گزارش دروغ محض است . در واقع شهود معتبر بسیاری اعم از مقامات نظامی و غیر نظامی محلی که مستقیما درگیر ماجرا بودند اعتقاد داشتند که گزارش اول مربوط به سرهنگ بلنچارد و تیم او واقعیت دارد و گزارش دوم خود دروغ محض است و تنها برای سرپوش گذاشتن به یکی از نادرترین وقایع تاریخ بشر منتشر شده بود . کسانی که با سرهنگ دوم بلنچارد هم گروه و همکار بودند اذعان داشتند که وی فردی مطلع و آگاه با رفتاری معقول و منطقی بوده و هرگز آدمی نبوده که از خود و گروه بسیار مهم خود تصویر یک عده احمق را در اذهان عمومی بوجود آورد .
و در واقع گزارش دوم منتشر شده از سوی ژنرال رامی یک توهین بزرگ به سرهنگ بلنچارد و گروه 509 بمب افکن اتمی تلقی شد . همچنین سرهنگ بلنچارد بعدها طبق سنوات نظامی به ژنرال 4 ستاره ارتقا یافت . و موقعیت نظامی وی نیز به قائم مقامی ریاست کارکنان نیروی هوایی ایالات متحده ارتقا یافت . بعد از حادثه روزول در امریکا گروهی فوق سری شکل گرفت که در آن گروه دوازده نفر از نخبگان زمین عضو بودند که نام این گروه MJ12 ( مجستیک 12) است . از نکات جالب‌تر این است که سطح سری این گروه در امریکا Q تعریف شد ، یعنی حتی رئیس جمهور و نمایندگان مجلس نیز حق دسترسی به اطلاعات این گروه را ندارند . این گروه موظف شد تا بر روی باقیمانده بشقاب پرنده حادثه روزول و اجساد بدست آمده از آن کار کند . این افراد در محلی که منطقه بسته نظامی است مشغول بکار شدند . نام این محل گروم لیک ( Groom Lake ) میباشد .

 

منبع:
ماورای‌ پدیده‌های‌ علمی‌ مکشوف

 

 

مطالب مربوط با این موضوع

منطقه 51

هشدار استیون هاکینگ در مورد موجودات فضایی

هکر بریتانیایی به آمریکا تحویل داده ‌شد(هکر فایل های ufo از ارتش آمریکا و ناسا)

کالبد شکافی موجودات فضایی حادثه رزول

سندمحرمانه FBI در مورد موجودات فضایی

کلیسای کاتولیک موجودات فضایی را غسل تعمید می‌کند!

و...


برچسب‌ها: مقاله های ارسالی, دربارهی موجودات فضایی
تاریخ : ۱۳٩۱/٢/۱٠
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

 

هارپ چیست؟

 

هارپ (HAARP) یک پروژه تحقیقاتی است که در ظاهر برای بررسی و تحقیق درباره لایه ی آیونوسفیر (Ionosphere)  و  مطالعات معادن زیر زمینی (با استفاده از امواج رادیویی ELF/ULF/VLF) تاسیس شده است. ولی در واقع "پروژه ای با تکنولوژی جنگ ستارگارن"  به منظور  کامل کردن یک سلاح جدید پایه گذاری گردیده است.

 
 
به صدای هارپ گوش دهید 

( توضیح آنکه: جنگ هایی که از  امواج "رادیویی"، "لیزر" و "نیروی مغناطیس" برای صدمه به نیروی مقابل استفاده کند به جنگ ستارگان معروف است و این اسم را از فیلم  Star War گرفته اند)


برچسب‌ها: مقاله ها, هارپ, مقاله های ارسالی, سیستم کنترول ذهن
تاریخ : ۱۳٩۱/٢/٤
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

 

درختانی عجیب که اشیاء اطراف خود را می بلعند ! (+عکس)

 

رسانه‌ های رسمی انگلیس تصاویری از درختانی که وسایل اطراف خود را خورده‌ اند منتشر کردند. بر اساس گزارش رسانه‌ های رسمی انگلستان این تصاویر که از مناطق مختلف جنگلی این کشور تهیه شده‌اند نشان می‌دهد که درختان هر چیزی را که سر راهشان قرار داشته خورد و از میان آنها عبور کرده‌ اند.

به گزارش تک ناز : در برخی از این تصاویر جالب نشان داده شده که درختان حتی سیم‌های خاردار، ‌صندوق‌های پست، دوچرخه و خودرو را رد کرده و از میان آنها رشد کرده‌اند. علت این پدیده هنوز نامشخص است. البته در برخی از موارد دانشمندان معتقدند که درختان در طول مدت 30 سال این اشیا را بلعیده و از میان آنها راهی برای رشد ایجاد کرده‌اند.

0.280834001335081034_taknaz_ir.jpg


0.307556001335081034_taknaz_ir.jpg


0.340984001335081034_taknaz_ir.jpg


0.350192001335081034_taknaz_ir.jpg


برچسب‌ها: عجیب اما واقعی, مقاله های ارسالی, علمی تخیلی
تاریخ : ۱۳٩٠/۱٢/٢۱
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()
تلسکوپ‌های جدید صدای موجودات فضایی را می‌شنوند
» سرویس: علمی و فناوری - علمی

اگر موجودات فضایی و بیگانه با فاصله ده‌ها سال نوری از ما رادار و امواج رادیویی FM داشته باشند، بالاخره ما می‌توانیم به کمک فناوری جدید صدای آنها را بشنویم.

به گزارش سرویس «علمی» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، یک طرح پیشنهادی برای تعبیه کردن یک نرم افزار شناسایی بر روی تلسکوپ‌های رادیویی جدید که در ابتدا برای مشاهده کائنات طراحی شده بودند، می‌تواند به منجمان امکان دهد که در زمین به صداهای هر روزه از فواصل دور از ساکنان کرات دیگر شبیه به انسان گوش فرا دهند.

آوی لوئب، استاد نجوم در مرکز اخترفیزیک هاروارد در کمبریج دراین‌باره، اظهار داشت: این تلسکوپ می‌تواند واقعا هر چیزی را که غیرعادی و مشکوک به نظر می‌رسد شناسایی کرده و آن را دنبال کند.

تاکنون جست و جو برای زندگی فرا زمینی وابسته به مشاهدات و رصدهای معمولی و متداول بوده که مبتنی بر برداشت کردن امواج رادیویی با فرکانس بالا صورت می‌گرفته است.

چنین امواج رادیویی با فرکانس بالا که احتمال دارد از ساکنان سایر کرات منتشر شود، تنها در صورتی که آنها این امواج را آزادانه مانند چراغ‌های چشمک زن به فضا بفرستند، قابل تشخیص هستند.

بررسی این سیگنال‌ها تاکنون به منجمان امکان داده است که پرتوهای متصاعد شده از کهکشان‌ها، سیاه چاله‌ها، کوتوله‌ها، ستاره‌ها و سایر اجرام کیهانی را به ثبت برسانند و در عین حال نیز از مداخله سیگنال‌هایی با فرکانس کوتاه که از رادارهای زمینی منتشر می‌شوند، جلوگیری کنند.

به گزارش ایسنا، اما اگر این موجودات فضایی امواج رادیویی با طول موج کوتاه تولید کنند، چطور؟ آیا در این صورت نیز ما می‌توانیم صدای این امواج را بشنویم؟

همانطور که شنیدن کانال‌های رادیویی AM بر روی دریافت کننده FM برای ما غیرممکن است لذا شاید ما هرگز با روش‌های فعلی نتوانیم صدای این موجودات را با فرکانس‌ها پایین بشنویم.

از این رو محققان در حال حاضر در تلاش برای ساخت ابزار نوینی هستند که بتوانند این قبیل اصوات را بشنوند و شاید این راهی برای یافتن موجودات بیگانه باشد.


برچسب‌ها: مقاله ها, مقاله های ارسالی, ناسا, دربارهی موجودات فضایی
تاریخ : ۱۳٩٠/۱٢/٢۱
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()
آیا ژنتیک موجودات بیگانه فضایی با انسان‌ها مشترک است؟
» سرویس: علمی و فناوری - علمی

آیا بین اشکال مختلف حیات موجودات بیگانه و فضایی و جانداران زنده زمینی به لحاظ ژنتیکی شباهتها و نقاط مشترکی وجود دارد؟

به گزارش سرویس «علمی» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، جواب این سوال تا زمانی که برخی از این موجودات بیگانه کشف نشده‌اند، معلوم نخواهد شد، اما اخیرا مدارک و شواهدی به دست آمده است که تایید می‌کند حداقل عناصر سازنده ابتدایی بین این موجودات یکسان خواهد بود.

تحقیقات حاکی است تمام اشکال زندگی زمینی در 20 نوع اسید آمینه یکسان هستند.

متخصصان بیوشیمی آزمایشاتی را ترتیب داده‌اند که بتوانند 10 نمونه از این اسید آمینه‌ها را در شرایط آزمایشگاهی به طور مصنوعی بسازند که قابلیت شبیه سازی فضاهای پریبیوتیک بی‌جان را دارند.

اسید آمینه‌ها همچنین در درون شهاب سنگ‌هایی یافت می‌شوند که قبل از تولد زمین شکل گرفته‌اند.

پژوهشگران دانشگاه مک مستر در کانادا در مقاله‌ای خاطر نشان کردند که تمام این آزمایش‌ها یک زیر مجموعه از اسیدهای آمینه مشابه را تولید کرده‌اند و همچنین محاسبه کرده‌اند که این 10 اسید آمینه به حداقل انرژی برای شکل گرفتن احتیاج دارند.

محققان معتقدند این خصوصیات و شواهد آزمایشگاهی نشان دهنده آن است که اگر موجود بیگانه زنده ای وجود داشته باشد احتمالا در هسته سلولی خود دارای 10 اسید آمینه یکسان و مشابه با موجودات زمینی خواهند بود.

این پژوهشگران آشکار کردند که چطور 10 اسید آمینه دیگر به مرور زمان و با پیچیده‌تر شدن حیات در زمین به 10 اسید آمینه ابتدایی و مشترک افزوده شده‌اند.



برچسب‌ها: مقاله ها, دربارهی موجودات فضایی, مقاله های ارسالی, فرازمبنی ها
تاریخ : ۱۳٩٠/۱٢/۱٢
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

 

آیین میترایسم یا مهرپرستی در ایران باستان (3)

تقدس عدد هفت در آئین مهر پرستی
قداست اعداد در بیشتر ادیان کهن به چشم می خورد. در میترائیسم عدد «هفت» مقدس است: هفت طبقه زمین، هفت مقام، هفت سیاره و در معبد هفت طاقچه، هفت در و ... «پیر» عالی ترین مقام و منصب در آئین «میترا» و نماینده وی در روی زمین است. آنان ... ماه و آتش و زمین و باد و آب را بسیار محترم می داشتند. به هر حال عدد هفت در آئین مهر پرستی مقدس است. درجات هفتگانه مهرپرستی به قرار زیر بود:
1- کلاغ منسوب به عطارد 2- همسر منسوب به زهره 3- سرباز منسوب به مریخ 4- شیر منسوب به مشتری 5- پارسا منسوب به قمر 6- پیک خورشید منسوب به مهرپیما 7- پیر مرشد منسوب به زحل
جوانان تازه وارد به پیشگاه میترا معرفی شده و به درجه نخست از این هفت مرتبه دست می یافتند و تحت تعالیم روحانیون سعی در رسیدن به سایر درجات داشتند.

آزمایش های مهر پرستان
چشمان نو آموز را میبستند مهیار نو آموز را به جلو میراند سپس ناگهان او را هل میداد و شخص دیگری قبل از زمین خوردن اورا در آغوش میگرفت که به این شخص ناجی گفته میشد.در منابعی گفته شده که مچ دو دست نوچه را با روده مرغ میبستند سپس آنها را درون برکه آبی میانداختند شخصی با شمشیر روده را پاره میکرد که همان ناجی بود. ترساندن نوچه، خوابیدن در قبر، شنای طولانی، مبارزه با گاو، گرسنگی طولانی، ماندن در آب یخ زده، روزه داری از دیگر آزمایش ها بوده است. به قولی نوچه باید چهل آزمایش را پشت سر می گذاشت تا به سلک مهریان در آید. باد از انجام این آزمیش ها نوچه درون آب میرفت و هنگام بیرون آمدن میگفتند که حیات دوباره پیدا کرده است. سپس قسم میخورد و خالکوبی میکرد. هنگام قسم خوردن نوچه دست راست را بلند میکرد. و اینگونه شخصی میتوانست به آیین مهر در آید. مهرپرستان در هنگامی که در مهرابه جمع میشدند گاوی را قربانی میکردند. گوشت این حیوان را کباب میکردند و خون آن را در جامی در زیر مهراب میریختند. این خون را با شیره هوم و شراب مخلوط میکردند و به آن آب حیات میگفتند. این آب مقدس را در جام های مخصوص به نام دوستکامی میریختند. و حاضران آن را به همراه کباب و نان میخوردند. سپس سرودهایی در سپاس از مهر می خوانده اند. در مهرابه ها شمع و آتش روشن میکردند که نماد مهر بود.

مهرابه ها در آیین مهرپرستی
به پرستشگاه های مهرپرستان مهرابه گفته می شود. که از مهر آبه ساخته شده است. آبه به معنی جای گود است .ساختمان مهرابه ها از یک ورودی سپس دهلیز درونی که به سه راهرو منتهی میشد تشکیل شده است. تالار روبرویی بزرگ بوده و تالار اصلی معبد بوده است. دو راهرویی که در سمت چپ و راست قرار داشتند تنگتر بوده و سقف آن هم کوتاهتر است.مهراب بالای تالار اصلی قرار میگرفت و عبارت است از گودی اندکی در دیوارکه نقش مهر (و گاهی مجسمه او) در حال کشتن گاو در آن دیده میشد دو مهربان نیز در دو سوی او دیده میشدند. در دو طرف تالار اصلی نیمکتهایی سنگی قرار میدادند. روشنی مهرابه از روزنه های کوچک سقف و یا پنجره های باریک تامین میشد، به طوری که فضای مهرابه تقریبا تاریک بود. و این برای آن بود که حالت اصلی غار حفظ شود.


برچسب‌ها: مقاله های ارسالی, باستان شناسی, باورهای مردم, میترایسم یا مهرپرستی
تاریخ : ۱۳٩٠/۱٢/۱٢
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آیین میترایسم یا مهرپرستی در ایران باستان (2)

 

 

 

روند مهرپرستی در ایران
به درستی نمی شود گفت آیا میترا خدای آفریدگار بوده یا پیامبر، آنچه می توان از خویشکاری او در باور پرستندگانش دریافت این است که او میانجی یا رهایی بخشی در میان مردم بوده و در زمان نبودنش نیز دوستدارانش باید برای باز گشتش به زمین می پیوسیدند (انتظار می کشیدند). در باور غربی او پسر خورشید بود و در پایان زمان به زمین باز می گشت.خورداد و خورتات و خور از کلماتی است که به این خدا یا نبی منسوب است. خورشید در واقع از دو کلمه خور به معنی خدا و شید به معنی درخشنده و جاوید می باشد مانند جمشید در ایران با آمدن اسلام میترا جانی تازه می گیرد، ریشه های آسمانی باور به میترا و آیین پرستش او در آمیزش با اسلام زیباترین و با شکوه ترین اندیشه را پدید می آورد. این که مولوی و حافظ و هاتف و.... بی پروا از آمد و شد خود به خرابات (خورآباد یا پرستشگاه خورشید که نماد میترا است) یا از آیین های آن (سروده های حافظ گزارش انجام آیین مهرپرستی است نه اینکه انباشته ای از وازه های کنایی) سخن می گویند ویهانی (برهانی) بر این گفته است.
برای نمونه در این سروده علامه طباطبایی: "پرستش به مستی است در کیش مهر...." از نوشیدن می هوم هنگام پرستش در آیین مهر پرستی سخن به میان است. پله های چیستا (عرفان) نیز بازتابی از پله هایی است که رهرو میترایی برای رسیدن به پلهٔ شیر مردی و سر انجام "پیر" شدن، باید بپیماید.باور میترایی یا خورشید نیایش را حتی در اشعار مولانا جلال الدین که مذهب اشعری گاهی چون دماغهٔ در بحر کلامش بستر می گستراند، میتوان دریافت جایی که می گوید:
نه شبم نه شب پرستم که حدیث خواب گویم چوغــلام آفتابم هـمــه ز آفــتـاب گویــم
کمتر شاعر و روشنفکر زمانه ها را تاریخ ادب سرزمین ما بیاد دارد که در ستایش و نیایش خورشید گلدسته های کلام نیاراسته باشد. اما همه گلدسته چیده اند، ولی دقیقی بلخی ابر از چهره خورشید بر کشید تا جهان از گلهای هستی ما را در نور آن روشن بنمایاند، و «بدان را به دین خدای آورد».در پرتوی این آرمان سترگ است که دقیقی بلخی پس ازبر خوانی سروده های روزگاران تابناکی مادر شهر خرد، که بدست اهریمنان آدم روی تازی در حجله دودین به ماتم فصل های افتابی خویش می گیریست، به تصویر شگفتن درخت گشن خرد در باغستان دامن ان مادر، در آن روز گاران می پردازد:

چو یک چند سالان بر آمد برین *** درختی پدید آمد اندر زمین
در ایوان گشتاسب بر سوی کاخ *** درختی گشن بود بسیار شاخ


دقیقی بزرگ با آوردن نام پاک زرتشت روزنه ای را به سوی گلستان رنگین اعتقاد ات اهورایی چند هزار سالهٔ مردم ما می کشاید، گلستان که در آن هزاران شاخه گل از راز و رمز خوشبختی، زیبای، لطف وسعادت همگانی انسان ها، معطر با شبنم نماز یزدان، شمیم می افشاند و:
همه بـرگ وی پند و بارش خرد *** کسی کــو خرد پرورد کی مرد
خجسته پی و نام او زردهـشـت *** که آهرمن بد کنش را بکـشـت


پیام ظهور حضرت زرتشت در اشعار دقیقی بلخی مرحلهٔ از نهادگاری باورها و قانون زندگی بر پایهٔ خرد است، یا به بیان دیگر آغاز مرحلهٔ تدوین قانون زندگی بر اصول و هنجارهای خرد به شمار می آید. با این حال، بنیاد گذار و سرایشگر نهادینه های خرد اوستایی در شاهنامه، حضرت دقیقی بلخی را باید نام برد، اوست که کلام آسمانی اش را از زادگاه نزول فرهء یزدی بلخ، آغاز مینماید و آنگاه به شناسایی پیغمبر خرد و خردمندی رسالت او می پردازد.

آموزه ها و تعالیم دینی میترائیسم
مهرپرستی یا میترائیسم از دین های باستانی ایرانیان بود که بر پایه ایزد ایرانی مهر و دیگر ایزدان ایرانی بنیاد شده بود. مهرپرستی پیرامون سده های نخستین یا دومین پیش از زایش مسیح در سرزمینهای ایرانی پدید آمد و از سده نخست میلادی به شاهنشاهی روم رخنه کرد. این دین در سده های سوم و چهارم میلادی (میلادی) به اوج خود رسید و بویژه در میان سربازان رومی باورمندان بسیاری داشت. پس از فرمان تئودوس که طی آن همه کیش ها و آیینهای غیرمسیحی ممنوع اعلام شد آیینهای مهرپرستی نیز در مغرب زمین رفته رفته از رواج افتاد.

اساس آئین مهر پرستی
اساس آئین مهر پرستی اعتقاد به خدای بزرگ بنام مهر است که سایر خدایان کوچکتر در خدمت او هستند. مهر یکی از خدایان مورد پرستش نیاکان ایرانیان باستان و الهه مشترک میان هندیان و ایرانیان بوده است. بعد از زرتشت آیین مهر پرستی در مقابل اعتقادات شرک آمیز رومیان و سپس در برابر مسیحیت که تازه ظهور نموده بود قرار گرفت. آیین مهر ادعای تأمین اخوت و برادری میان مردم را داشت. مهر، خدای آفتاب، الهة روشنایی و حق شمرده می شد. بر اساس اعتقادات این آیین خدای مهر گاو مقدس را قربانی می کند و از خون آن تمام موجودات زنده را می آفریند. همچنین طبق معتقدات مهر پرستان، میترا یا مهر در پایان جهان به صورت آتشی مقاومت ناپذیر جهان را فرا خواهد گرفت و به طور قطعی تاریکی ها و بدی ها را نابود خواهد کرد و سپس مردگان را دوباره زنده خواهد نمود. مقارن استقرار آیین زرتشت در اواخر دورة هخامنشیان، مهر پرستی (Mithraism) در ایران رونق گرفت و از این سرزمین به آسیای صغیر گسترش یافت. پرستش مهر در ایران و هند، ریشه ای بسیار قدیمی و سابقه ای طولانی دارد. در هند باستان میترا به عنوان خدای پیمان و روشنی ستایش می شد و نام او غالبا همراه با ایزد دیگری به نام وارونا ذکر می شود.

نیایش مهر در اسناد مکتوب ایران باستان
در کهن ترین اسناد مکتوب ایران باستان، اشارات متعددی مبنی بر نیایش مهر وجود دارد. از جمله در کتیبه های شاهان هخامنشی، پشت دهم از اوستای متأخر و ... .در اوستا، مهر، ایزد راستی، دلیری، فروغ، روشنایی و عهد و پیمان است. بینایی، دلیری و فریفته نشدن از صفات بارز و محنق مهر است. جایگاه مهر به پهنای کرة زمین است. در دوره ساسانیان نیز این ایزد، اهمیت و جایگاه خاصی در اعتقادات ایرانیان داشت.از ویژگی های ایزد مهر، نظارت بر عهد و پیمان، پاییدن نظم و راستی، تاختن و شکست دیوان و فریبکاران، و داوری روان ها بعد از مرگ. امروزه واژة مهر دارای معانی مختلفی است از جمله: خورشید، عهد و پیمان، دلبستگی و محبت. همچنین هفتمین ماه سال شمسی مهر است. نیز شانزدهمین روز هر ماه در ایران باستان را مهر می گفتند و از این رو روز مهر از ماه مهر، را مهرگان می نامند.این آیین آداب و مراسم مخصوصی برای قربانی کردن گاو و نسل تهمید داشته و پیروان آن یک دیگر را اخوان یا برادران و رهبران خود را پدر و بزرگترین آنان را پدر پدران می نامیده اند.
مهر پرستان اعتقاد داشتند که خدای مهر یک بار به صورت انسانی در یک نماز ظهور کرد و شبانانی که در آن مکان به چرانیدن گوسفند مشغول بودند، به وی ایمان آوردند. آن گاه خدای مهر، گاونری را کشت و خون او را بر روی زمین افشاند. هر جا که قطره ای از خون او افتاد، سر سبز و بارور شد. وی پس از چند سال به آسمان رفت و روان او پیوسته برای کمک به بندگان خود در زمین آماده است. در اعتقادات مزدیسنایی مهر ایزد راستی، دلیری و سلحشوری، فروغ و روشنی، مراقب گاو و چهار پایان و چراگاه های فراخ، نگاهبان عهد و پیمان و مجازات کنندة دروغ گویان و پیمان شکنان است.

مهر به عنوان گواه
در عهد باستان در مجامع عمومی به هنگام رسیدگی به دعاوی حقوقی و قضایی، مهر را به عنوان گواه بر حکم و داد و قانون فرا می خواندند و به نامش سوگند می خوردند. چنان چه بنیان و شالودة اساملیری حماسة ملی ایران را در نفلر بگیریم، در تطور اسطوره، به حماسه، نقش داوری و دخالت مهر در پایان دادن به زمان فرمان روایی اهریمن و آغاز سلطة اهورمزد را به گونه تمثیلی در داستان به سر رسیدن زمان ضحاک و به قدرت رسیدن فریدون می بینیم. فریدون را که تجسم و تشخص خیر است در روز مهرگان بر ضحاک که تجسم شر اهریمنی است، چیره شده وی را از تخت سرنگون می کند. یکی از ویژگی های مهم میترا در آیین مهر پرستی غربی، ارتباط و پیوند او با خورشید است.
در اوستا، مهر و خورشید، دو ایزد مستقل و متمایزند.در عهد باستان، پرستش مهر در مناطق شمال غربی ایران به ویژه در آسیای صغیر رواج داشت. کثرت نام مهر داد، اهمیت مهر را در این مناطق آشکار می سازد.آیین مهر آخرین مذهبی بود که تا قرن چهارم میلادی در برابر سبط و توسعة مسیحیت مقاومت و پایداری نمود و سپس جای خود را در این رقابت با مسیحیت، به آیین مانی داد.


برچسب‌ها: مقاله های ارسالی, باستان شناسی, باورهای مردم, میترایسم یا مهرپرستی
تاریخ : ۱۳٩٠/۱٢/۱٢
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

 

 

آیین میترایسم یا مهرپرستی در ایران باستان (1)

 

 

کلمه میترا یا (مهر) را دار مستتر به معنی دوستی و محبت می داند. در (گات ها) کلمه میترا به معنی عهد و پیمان آمده است.مهر در اوستا از آفریدگان اهورا مزدا محسوب شده و ایزد محافظ عهد و پیمان است و از این رو فرشته فروغ و روشنائی است تا هیچ چیز بر او پوشیده نماند. ماه هفتم و روز شانزدهم هر ماه و یشت دهم اوستا و جشن مهرگان مخصوص اوست. در کتیبه های هخامنشی نیز این اسم به املاء و تلفظ اوستائی آن، (میثر) Mithra آمده است. در سانسکریت (میترا) Mitra و در پهلوی (میتر) Mitr و در پارسی مصطلح امروز (مهر) خوانده می شود. «میترا» یعنی خدای نور و خورشید، خدایی که در خورشید جای دارد، نه خود خورشید. میترا، خداوند آبها و دریاها نیز هست و یکی از صفاتش اود ـ دام یعنی محاصره کننده است و همسرش وارونی الهه شراب است و در اساطیر گاهی با نام هایی چون (سورا) یا (ماد) نیز خوانده می شود.

الهه مهر یا میترا
مهر(میترا) یکی از خدایان کهن و باستانی آریایی است. از آنچه که برمی آید، معلوم است که در عهد قبل از زرتشت دارای مقام و اهمیتی بسیار بوده است که به صورت مؤثری در اوستا راه یافته و مقامی پیدا کرده است. در یسنای چهل و ششم، بند پنجم نام این خدای قدیم آمده است، و یکی از یشتها نیز به نام او شده است یعنی یشت دهم موسوم به مهر یشت. اما سابقه ی کهن تر، اینکه در ودای برهمنان از وی به عنوان خدایی بزرگ یاد شده و پیش از آن در کتیبه یی متعلق به چهارده قرن پیش از میلاد نیز نام میترا آمده است که حکام میتانی به نام وی سوگند یاد کرده اند. پس سابقه و عظمت این خدای بزرگ آریایی روشن می شود. از لحاظ معنای لغوی از برای مهر معانی چندی گفته اند که اغلب یک مفهوم کلی را می رساند، و آن دوستی و محبت است. کسانی دیگر نیز چون بارتولومه Bartholomae و یوستی Yusti از ریشه ی میهن، خانه و سرا منظور از آن را میهمان یا مهمان دانسته اند و برخی نیز از لحاظ قرابت معنی آن را به وطن معنی کرده اند. در «فرگرد Fargard چهارم وندیداد» به مفهوم عهد و پیمان آمده است، چنان که در «مهریشت» نیز به همین مفهوم عهد و پیمان تکراری دارد. به هر انجام در زبان سانسکریت نیز به معنای دوستی و محبت است. همچنان که در اوستا مهرایزد روشنایی و فروغ و نور است، در ریگ ودا نیز همین معنا را ارائه می کند. در ودا اغلب نام وارونه یا خدای بزرگ به همراه میترا ذکر می شود.
برخی از محققان خواسته اند مقایسه و تطابقی میان میترا و آپولون Apollon یونانی که خدای نور و صنعت و پیشگویی است برقرار کنند، اما این مقایسه بسیار بعید به نظر می رسد، چنان که بخواهیم مقایسه یی میان ایشتار ایزدبانوی عشق و شهوت بابلی و آفرودیته یا ونوس Venus الاهه ی عشق و زیبایی یونانی و رومی با آناهیتا Anahita برقرار سازیم .همچنان که «اهورامزدا» در مزدیسنا از لحاظ نزدیکی مطلق تنها یک ذات واحد محسوب می شوند و گاهی به صورت مقدم و مؤخر اهورا - مزدا - و مزدا- اهو را جلوه می نماید در ودا نیز این دو این چنین به هم پیوسته اند در ودا و خدایان برهمنی نیز بسیار به این چنین وضعی بر می خوریم و میترا - وارونه Mitra- Varuna و وارونه - میترا بسیار به چشم می خورد. این دو خدایانی هستند متحد و متفق که به معاضدت و کمک همکار بندگان و احوال طبیعت را سامان بخشیده و این توافق و پیوستگی در آنان چنان است که حتی سوار گردونه یی می شوند با دو چرخ. البته در اینجا از میترا- نور و روشنایی و یا خورشید استنباط می شود، آسمان نورانی، آسمان و خورشید- و در پرتو این معنا است که رمز این به هم پیوستگی روشن می شود. باری هندوان و ایرانیان از زمانهای بسیار دوری به پرستش مهر یا میترا سابقه داشته اند و این ایزد برایشان بسیار محبوب و قابل اهمیت بوده، اما چه در آیین برهمنی و چه در آیین مزدیسنی زرتشتی، مقام این خدای بزرگ در اصلاح و ساختار بعدی به مرتبه ی ایزد و صفتی برجسته ی تنزل پیدا کرده است. اما این تنزل، مقام اساسی و اصالتی حقیقی به مهرایزد اعطا کرد و وسیله یی شد برای راستی، درستی، خوش بینی، نیکخویی و انسانیت. البته آیین مهر یا میتراپرستی در جهان باستان چنان عظمتی یافت که نزدیک بود آیین مسیحیت را برانداخته و آیین عمومی نیمی بیش از جهان شود، اما این را نیز بایستی در نظر داشت که آیین مهری که از ایران به روم گسترش یافت و در نیمی از اروپا عمومیت و رواج یافت، به قدری دچار تغییر و تبدیل و دگرگونگی شد که هیچ روی قابل مقایسه با آیین مهرپرستی در میان آریاهای باستان و مزدیسنی ایرانیان نبود.

آیین میترائیسم
میترائیسم (Mithraism) به مهر پرستی گفته می شود که، مقارن استقرار آئین زردشت در اواخر دوره هخامنشیان در ایران رونق گرفت و از این سرزمین به آسیای صغیر گسترش یافت.این آئین را آریائیها به ایران آوردند، آنگونه که به هند نیز بردند. مهر پرستان معتقد بودند که خدای مهر یک بار به صورت انسانی در یک غار ظهور کرد و شبانانی که در آن مکان به چرانیدن گوسفند مشغول بودند، به وی ایمان آوردند. آنگاه خدای مهر، گاو نری را کشت و خون او را بر روی زمین افشاند. هر جا که قطره ای از خون او افتاد، سرسبز و بارور شد.
به هر حال آئین میترایی مربوط به دوره های نخستین مهاجرین آریایی تبار به فلات ایران وسرزمین هند است که موجب اشتراکات اعتقادی زیادی در مدت زمان طولانی مابین اقوام ایران وهند شده بود. این پیشینه تاریخی به دوهزار چهارصد سال قبل از میلاد مسیح میرسد. با گذشت زمان این اشتراکات اعتقادی دچار اختلاف شد. در آثار ودا به وجه مشترک بین دو قوم مهاجر برخورد میکنیم. اشورا در ودا همان اهورای ایرانیان است. این آئین در سرزمین هند بنام میترا ودر ایران به نام مهر شناخته میشد.مهر یا میترا (از ریشهٔ میثر) از کهن ترین ایزدان ایرانی و هندی است، برخی نشانه های پرستش او را در ایران به پیش آریایی بر می گردانند.

تاریخچه آیین میترایسم
درباره آغاز دین مهرپرستی در ایران نمی توان به درستی آن را روشن ساخت ولی می دانیم که بسیار پیش از آنکه کیش زرتشتی و ودایی پدید آیند نژاد ایرانی او را با آیینی راز آمیز ستایش می کردند، آیینی که در آینده نام "عرفان اسلامی یا مسیحی" به خود گرفت. امروزه گروهی از پژوهشگران ایرانی توان آن را دارند که پیشینه پیوسته این آیین را تا به امروز در ایران نمایان سازند. پیوند میترا با خورشید و گاو و ماه برای ما روشن است و روشن است که علامت + که آن را چلیپا می گفته اند سمبل خورشید بوده است ولی نزدیکی آن با آتش (هنایش زرتشتی) یا با آمایش تن. (هنایش یونانی که در دیدگاه مهرپرستان ایرانی نکوهیده است.) و از این دست را باید پیش از پذیرفتن سبک سنگین کرد.مهر پرستی یا آیین میترایسم یکی از ادیان قدیمی است. در زمانی که آریاییها به ایران آمدند، دارای اساطیر، خدایان، مراسم، افسانه ها و معتقدانی بودند، اما در این سرزمین تازه به ناچار بر حسب مقتضیات و شرایطی در به دگرگونیها و تغییر و تبدیلاتی زدند. علاوه بر علل طبیعی چون موقعیت جغرافیای، آب و هوا و علل طبیعی دیگر که قهرا در معتقدات بشری اثر می گذارد، معتقدات و فرهنگ بومیان ایرانی نیز به زودی در فرهنگ آریاییهای تازه وارد شروع به نفوذ کرد.
چنین به نظر می رسد که قبل از جداشدن دو تیره ی هند و ایرانی از یکدیگر تفاوتی میان دو گروه از خدایان عمده ی آنها بوده است. یک گروه را دیوها «دیو Daiva» می خواندند و در رأس آن خدای جنگجویی به نام ایندرا Indar قرار داشت، و گروه دیگر را اسورها Asura «به ایرانی اهورا Ahura» می گفته اند و بزرگ ترین آنها وارونه Varuna و میترا Mitra بود. اکثر دانشمندان برآنند که مزداه Mazdh ایرانیان که به معنی «دانا» و بزرگ ترین اهوره می باشد، همان وارونه ی قدیم است، که نام اصلی اش در نزد اقوام ایرانی فراموش شده است. از لحظه ی ورود ایرانیان به عرصه تاریخ ما به دو شکل مختلف از مذهب ابتدایی آنها برخورد می کنیم. یک گروه به پرستش میترا Mitra» در متون ایرانی میثره » مشغول اند، که در این هنگام در رأس دیوها قرار دارد، و گروه دیگر که خدای بزرگ آنها مزداه می باشد. پرستندگان میترا یا مهر در ستایش او و خدایانی که در گرد اویند، یشتها را می سرایند و این همان سرودهایی است که نمونه هایی چند از آنکه با اصول دین زرتشتی تطبیق شده در قسمت موسوم به «بخش جدید اوستا» تا امروز برای ما محفوظ مانده است. از جمله ی این گروه خدایان یکی رشنو Ranu یا رشن، یعنی راستی و دیگری سراوشه «سروش» به معنای اطاعت است. این نامها همچون غالب اسامی خدایان اوستایی مانند «مجردات مجسم» به نظر می آید. این خدایان در حقیقت نماینده و مظهر هیئتهای اجتماعی می باشند. به گمان او «رشنو» خدای آزمایش اوردالی - ور ordalie-var/varangh و سروش خدایی است حافظ دین و آماده ی دفاع. مهر «پرتو خورشید». اشی ى ایزد بانوی باروری و زناشویی که به مؤمنین برکت در ازدواج و هر گونه سعادت ارزانی می داشت. دیگر از زمره ی خدایان ورثرغنه «بهرام » خدای حمله و پیروزی - خدای جنگ، و خورنه Xvarenah، یا فری که جلال و اقبال و شوکت شاهان به حق از اوست می باشد، و بسی خدایان کوچک دیگر. پرستندگان مهر هنگام قربانی جانوران برای خدایان، خود را با هوم / هئومه Haoma سرمست می کردند، و آن مشروبی بود که از فشرده ی گیاهی به همین نام به دست می آمد. هوم به عنوان خدایی که مؤمنان را در جذبه ی مذهبی و خلسه ی عرفانی فرو می برد، پرستش می شد. چنین به نظر می رسد که پرستش مزدا نیز مانند پرستش مهر در سراسر سرزمین محل سکونت ایرانیان مرسوم بود. زرتشت «زرتوشتر» پیغمبر نیز از میان این قوم در مکانی از ایران شرقی ظهور کرد. زمان ظهور او به هر حال مقدم بر دوران هخامنشی است. زرتشت با گاثاهای خود، که سرودهایی است و بیان آموزه ها و به شعر است، آیین پرستش مزدا را اصلاح و آن را بر پایه ی محکمی استوار کرد که امروزه به نام شریعت زرتشتی معروف است. کاسپی ها اولین گروه ایرانی بودند که وارد فلات ایران شدند که در منابع سومری به آنها آفتاب پرست گفته میشد.
تاریخ این دین به 8000 سال قبل میرسد. این آیین به غیر از ایران در اروپا نیز پیروان زیادی داشت و طی قرنهایی دین اصلی مردم اروپا محسوب میشد. این دین در سده های سوم و چهارم میلادی به اوج خود رسید و بویژه در میان سربازان رومی باورمندان بسیاری داشت. پس از فرمان تئودوس یکم در ۳۹۱ میلادی که طی آن همه کیش ها و آیینهای غیرمسیحی ممنوع اعلام شد و همه اروپاییان مجبور بودند یا مسیحی شوند یا اینکه از تمام نعمات زندگی محروم باشند در این زمان آیین مهر پرستی کم کم از اروپا رخت بر میبندد گرچه نمادها و پرستشگاه های آن در سراسر اروپا و مفاهیم آیین مسیحی و رفتارهای مسیحیان باقی مانده.مهر یا میترا در شب یلدا پا به عرصه هستی میگذارد و زندگانی پر فراز و نشیبی را آغاز میکند در این شب میترا از دل سنگی درون غاری به دنیا میآید. در هنگام تولد تنها یک کلاه بر سر دارد و شمشیر و تیروکمان در دست. برخی زاده شدن مهر از درون سنگ را استعاره از فروغ ناشی از برخورد دو سنگ به هم میدانند. میترا به هنگام تولد کره ای در دست دارد و دست دیگرش را بر دایره بروج گرفته است. و در مسیحیت چون روز میلاد مسیح مشخص نبوده این روز را روز تولد مسیح اعلام کردند.

مبارزه با گاو
میترا گاو مقدس را در حال چرا دستگیر میکند و بر شانه می اندازد و به غار خود میبرد. در برخی جاها میترا پیروزمندانه سوار بر گاو میشود و به سمت غار حرکت میکند. این گاو آبی رنگ بوده است.

قربانی کردن گاو
پس از رسیدن به غار میترا گاو را بر زمین میزند و بر پشت آن مینشیند و چاقوی خود را بر کتف گاو فرو میکند. در این هنگام سگ و مار برای لیسیدن خون گاو میایند و عقرب برای این که تخم گاو را نیش بزند. سگ نشان پاسداری ،مار نشان زندگی و عقرب نماینده اهریمن است که میخواهد منی گاو را آلوده کند. از محل زخم گاو سه خوشه گندم و نهال تاک در میآیند.

معجزه آب
میترا با زدن تیری به صخره از آن چشمه ای جاوید به وجود آورد. این همان چشمه آب زنده گانی میباشد.

معجزه شکار
میترا سوار بر اسب تاخته و حیوانات را شکار میکند تمام تیر های او به هدف میزنند و با هر تیر موجودی را شکار میکند. بعد از شکار میترا به سراغ دشمنان خود میرود و آنها را از پای در میآورد. لقب مهر نبرز یا مهر شکست ناپذیر از همین جا پدید میآید.

شام آخر
در آخرین روز زندگی زمینی میترا او در ضیافتی شرکت میکند. و خون گاو،گوشت او، نان و شراب میخورد. این ضیافت درون غاری انجام میشود.

عروج میترا
بعد از ضیافت میترا سوار ارابه خورشید شده و به آسمان عروج میکند. میترا پرستان بر این باور بودند که میترا به آسمان بالا رفته است و همواره در انتظار بازگشت دوباره اش به زمین برای اصلاح بشر و نابودی شرارتها و ناپاکیها بودند. به عقیده ایرانیان باستان میترا نظام دهنده کون و نجات دهنده آن که تحت فرمان زمان است، چیزی جز خدای اوستای ایران باستان نیست که رنگ زروانی به خود گرفته است. میترا روزی خواهد آمد و آتشی را که همه جهان را میبلعد خواهد افروخت همچنانکه شیوا خدای هند چنان خواهد کرد. میترا نیز جهان را از لوث کثافات پاک کند و تاریکی و اهریمن را از میان براندازد. اندیشه مهدویت که از میترائیسم آغاز شده بود بعدها بنام سوشیانت همچنان نجات دهنده بشر در ادیان دیگر پارسی باقی ماند.

رستاخیز
در آخر کار جهان آتشی عظیم در تمام جهان درمیگیرد و تنها پیروان میترا از آن آسوده خواهند بود.

(ادامه دارد...)

منبع:http://www.tahoordanesh.com


برچسب‌ها: مقاله های ارسالی, باستان شناسی, باورهای مردم, میترایسم یا مهرپرستی
تاریخ : ۱۳٩٠/۱٢/۳
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

کوچک‏ترین گربه جهان

مستر پیبلس (Mr. Peebles ) کوچکترین گربه جهان است.که موسسه رکوردهای جهانی گینس نیز این گربه را به عنوان کوچکترین گربه جهان با ۲ سال سن،یک کیلوگرم وزن و ۱۵ سانتی متر بلندا پذیرفته است. این گربه به طور کامل در یک لیوان ۲۰۰ میلی گرمی جا میشود.مستر پیبلس کوچک که حالا یک ستاره شده در گذشته زندگی بدی داشته و صاحب قبلی اش او را دوست نداشته چون که خیلی کوچک بوده.

مستر پیبلس :: Mr. Peebles

ایران 
ناب

 

مستر پیبلس هم اکنون با دکتر Donna Sassman در ایالت ایلی‌ نویز در ایالت‌ متحده‌ امریکا زندگی می کند. وی میگوید من در خانه ای  در حال واکسن زدن به سگی بودم که این گربه با نمک را دیدم و از صاحبش پرسیدم آیا میتونم  اون را داشته باشم و اون پذیرفت و گربه را به من داد.

دکتری در کلینیک دامپزشکی می گوید مستر پیبلس دارای اختلال ژنیتیکی میباشد و تا مدتها  انتظار میرود بتواند عنوان کوچکترین گربه جهان را نگه دارد.زیرا مستر پیبلس از سن نرمالی که  گربه ها به رشد کامل میرسند گذشته است.

دکتر Donna Sassman میگوید من هنوز مجبورم روزی ۴ وعده غذا به او بدهم تا با این کار وزنش را حفظ کنم.او میگوید من اون را بین خودم و شوهرم گذاشته و او در بالای بازو های من میخوابد،و هنگامی که هوا سرد است او برروی گردن من میخوابد.و یکی از بهترین عادت های گربه کوچولو آمدن روی چانه من و لیسیدن و بوسه دادن به من است.

مستر پیبلس :: Mr. Peebles

ایران 
ناب

جالب است بدانید کوچک ترین نژاد گربه های جهان نژاد سنگاپوریست.


برچسب‌ها: مقاله ها, عجیب اما واقعی, خبر ها, مقاله های ارسالی
تاریخ : ۱۳٩٠/۱٢/۱
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

آتش در آزمایشگاه ادیسون


ادیسون در سنین پیری پس از کشف لامپ، یکی از ثروتمندان آمریکا به شمار می رفت و درآمد سرشارش را تمام و کمال در آزمایشگاه مجهزش که ساختمان بزرگی بود هزینه می کرد. این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن شکل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود. در همین روزها بود که نیمه های شب از اداره آتش نشانی
به پسر ادیسون اطلاع دادند که آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتاً کاری از دست کسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموران فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها است. آنها تقاضا داشتند که موضوع به شکل مناسبی به اطلاع پیرمرد رسانده شود.
پسر با خود اندیشید که احتمالاً پیرمرد با شنیدن این خبر سکته می کند و لذا از بیدار کردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب دید که پیرمرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یک صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می کند. پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید که پدر در بدترین شرایط عمرش بسر می برد.
ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت: «پسر تو اینجایی؟ می بینی چقدر زیباست! رنگ آمیزی شعله ها را می بینی! حیرت آور است! من فکر می کنم که آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد در کنار فسفر به وجود آمده است. وای! خدای من، خیلی زیباست! کاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را می دید. کمتر کسی در طول عمرش امکان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت. نظر تو چیست پسرم؟»
پسر حیران و گیج جواب داد: «پدر تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت می کنی؟ چطور میتوانی؟ من تمام بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای!»
پدر گفت: «پسرم از دست من و تو که کاری بر نمی آید. مأمورین هم که تمام تلاششان را می کنند. در این لحظه بهترین کار لذت بردن از منظره ایست که دیگر تکرار نخواهد شد. در مورد آزمایشگاه و باز سازی یا نو سازی آن فردا فکر می کنیم. الآن موقع این کار نیست. به شعله های زیبا نگاه کن که دیگر چنین امکانی را نخواهی داشت.»
توماس آلوا ادیسون سال بعد مجدداً در آزمایشگاه جدیدش مشغول کار بود و همان سال یکی از بزرگترین اختراعات بشریت یعنی ضبط صدا را تقدیم جهانیان نمود. آری او گرامافون را درست یک سال پس از آن واقعه اختراع کرد.

منبع:www.novinyar.com


برچسب‌ها: مقاله ها, مقاله های ارسالی, عمومی, روانشناسی
تاریخ : ۱۳٩٠/۱٢/۱
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

10مارس ۱۸۷۶ بود که «الکساندر گراهام بل» اولین تماس تلفنی موفقیت‌آمیز را به انجام رسانید. او به همکارش که در اتاق کنار بود گفت: «آقای واتسون — اینجا بیا — می‌خواهم ببینمت.»

بل اولین تجربیات با تلفن، همانند بی‌شمار تجربیات و ایده‌های دیگر را در دفترهای آزمایشگاهش ثبت کرد. بر این باور هستند که اولین طرح از سیستم تلفن گراهام بل، طرح زیر باشد.

دفترها گنجینه‌ای گرانبها از تلاش ذهن بغایت خلاق او، طی یکی از مهیج‌ترین دوره‌های نوآوری در تاریخ است. متاسفانه دست‌نوشته‌های بل از جنس همان ظرافت طرح‌هایش نیست. با این همه، حتی بدون وجود توضیحات کامل درباره‌ی اینکه او به چه فکر می‌کرد، همچنان می‌توانیم از نبوغ بل لذت ببریم.

بل جلب ایده‌ی پرواز مشابه هلیکوپتر شده است.
گاهی هم دفترهای او اتفاق‌های ساده از زندگی‌اش را به تصویر می‌کشید، مانند این روز که باد خیلی ضعیف به او اجازه‌ی به پرواز در آوردن بادبادک‌هایش را نمی‌داد. بنابراین او از اسب کمک می‌گیرد.

دفترهای بل تنها شامل طرح‌ها و نوشته‌ها نمی‌شد. او همچنین بریده روزنامه از عناوینی که به آنها علاقه‌مند بوده را نگه می‌داشته است؛ مثل شهاب‌سنگ‌ها و هواپیماهای اولیه.

این هم شیوه‌ای برای حمل سیم تلگرافی.

طبق یک یادداشت ضمیمه، او از چنین ابزارآلاتی برای کسب تجربیات درباره‌ی سیم‌های تلگراف مدفون شده استفاده کرده است. به عبارت دیگر، تصویر زیر، طرح او از خودش است.

برخی از ابداعات بل ساده‌تر از تلفن بودند. در طرح زیر او دستگاهی را تصور کرده است که به چندین فرد کمک می‌کند که شی‌ای را جابه‌جا کنند. در انتهای طرح نوشته شده است: «یک، دو، سه – حرکت»

مشخص نیست تصویر زیر در چه مورد است… بهتر است از قوه‌ی تخیل‌تان کمک بگیرید.

دفترهای بل پر از انواع باور نکردنی طرح‌ها مانند این پرنده‌ی مرده است.

دفترهای بل توسط «کتابخانه کنگره ملی آمریکا» نگهداری می‌شود.

منبع:http://www.1reza.net


برچسب‌ها: مقاله ها, مقاله های ارسالی, عجیب اما واقعی
تاریخ : ۱۳٩٠/۱۱/٢۱
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()


آجنا چاکرا(چاکرای چشم سوم،چشم خرد،چشم درون یاچاکرای فرمان )
محل:وسط پیشانی،کمی بالاتر از ابروها/غده مربوطه:هیپوفیز/هورمون مربوطه:وازوپرسین/بخشهای مربوطه:چشمها،گوشها،بینی،صورت،مخچه،سیستم عصبی،ستون مهره/حس:تمام حسها،از جمله ادراک فراحسی/رنگ:نیلی،همچنین زرد و بنفش/زمینه:عملکردادراک،کشف و شهود،رشد حسهای درونی، قدرتهای ذهنی،عملکرد ادراک شخص،تجلی/جهت چرخش چاکرا: در زنان در جهت حرکت عقربه های ساعت و در مردان برخلاف حرکت عقربه های ساعت/امکان پاکسازی و فعال ساختن چاکرای ششم:با تماشای آسمان آبی پر رنگ و پر ستاره شب فعال می شود./نوع یوگا:گیانا یوگا،یانترا یوگا/سیاره های وابسته:تیر،مشتری،اورانوس،نپتون.
توضیحات:
آجنا در لغت به معنی فرمان و مرکز فرمان است.آجنا چاکرا به شکل دایره ای با 2 گلبرگ در دو طرف آن توصیف می شود،بر روی این گلبرگها حروف سانسکریت(هام)و (کشام) نقش بسته است، این دو گلبرگ به نیروهای مثبت و منفی پرانا که در این مرکز به هم اتصال می یابند و همچنین به خورشید و ماه اشاره دارند. این دو گلبرگ نشانه نفس و روح هستند: به عبارتی ذهن استدلالی و ذهن الهامی.گاه آجناچاکرا را دری قلمداد می کنند که به قلمرو آگاهی برین و آگاهی عمقی باز می شود. در اینجاست که انسان با چشم دل می بیند،در بسیاری از سنتهای عرفانی ،گشایش این چاکرا مربوط به بیداری معنوی است. در حین مراقبه نیز از این چاکرا برای تمرکز استفاده می شود. در مراقبه عمیق،چشم روحانی یا چشم واحد در قسمت مرکزی پیشانی قابل مشاهده خواهد بود.این چشم عالم بر همه چیز،در متون مقدس مختلف با نام های چشم سوم،چشم دورن،چشم شیوا،چشم شهود،ستاره شرق،قویی که از بهشت فرو می آید و غیره نامیده شده است.آجنا چاکرا مرکز توسعه رشد عقل و هوشیاری و مرکز خرتد و روح است. از طریق این چاکراست که شخص می تواند تواناییهای هوشی و عقلی،حافظه،اراده،تمرکز،تدبیر و تجسم را در خود افزایش دهد.در بدن دو مرکز اراده وجود دارد،یکی از آنها چاکرای مانی پورا (شبکه خورشیدی) و دیگری آجنا چاکراست.همچنین انرژی که پشت مقاصد شخص قرار دارد ، از این چاکرا آزاد می شود.چنانچه این چاکرا باز باشد به دنبال افکار و اندیشه های انساناعمال مناسبی شکل می گیرند که سبب تجلی مادی اندیشه ها در جهان فیزیکی می گردد و فرد با قدرت تجسم اش می تواند انرژی را برای تحقق بخشیدن خواسته ها بیافریند،همچنین در تلفیق با چاکرای باز قلب فرد می تواند انرژیهای سلامتی بفرستد چه برای آنچه در دسترس است و چه برای فاصله دور .چنانچه این چاکرا بسته باشد ، فرد برای به ثمر نشاندن اندیشه هایش تلاشی دراز مدت در پیش روی دارد. اگر انسان دارای ذهنیت و انتظارات مثبت در مورد همه چیز باشد در نتیجه دریافتهایی مثبت از محیط وافراد دیگر خواهد داشت و اگر او تعبیرات ذهنی منفی از هر چیز داشته باشد همانها را به جهان خارج از خود انعکاس داده و بدین وسیله به آنها شکل داده و دریافتهایی منفی خواهد داشت.
آجنا چاکرا مرکز اتصال سه کانال انرژی آیدا ،پینگالا، سوشومنا است. با ادغام و آمیزش انرژی کیهانی و قمری و خورشیدی در این چاکرا در انسان بیداری روحی حاصل می آید و در هنگام بیداری این چاکرا در فرد قدرت روشن بینی ، روشن شنوی و تله پاتی و پیشگویی پد یدار می گردد. هنگامی که این مرکز کاملا بیدار است انسان در ورای کارمای خود (رسیدن به سطحی از مسیر روحی که در آنجا قانون علت و معلول به انسان مربوط نیست) بسر می برد ،اما در عین حال قادر به دیدن کارمای اطرافیان و اقوام و ملیتهای جهان است. در حالت متمرکز بودن در این چاکرا این توانایی در انسان ایجاد می گردد که به دیگران در محور کارمایشان کمک کند.آجنا چاکرا تحت کنترل سیاره اورانوس فعالیت کرده و از خودگذشتگی و آرمانگرایی از کیفیتهای تابشی آن بشمار می آید.
آجنا چاکرا بر روی غده هیپوفیز تاثیر می گذارد.غده هیپوفیز سلطان غدد نیز نامیده می شود، زیرا این غده به تمام غدد دیگر فرمان می دهد. این غده قدرت اراده ،فدرت تشخیص و همچنین بینایی،شنوایی و حافظه را کنترل می کند. تمام نوابغ دارای غده هیپوفیز برتری می باشند. این غده رشد بدن را نیز کنترل می کند. اختلال در عملکرد این غده سبب می شود که فرد از نظر فیزیکی رشد بسیار ناکافی داشته باشد و کوتاه قد شود.یک خانم باردار نباید تحت فشار عصبی قرار گیرد،زیرا این حالت ممکن است سبب بروز اثرات منفی بر روی غده هیپوفیز جنین در داخل رحم مادر شود و درجات مختلف عقب ماندگی ذهنی را ایجاد کند.ترس دائمی بر روی غده هیپوفیز اثر می گذارد و می تواند فرد را بسیار ضعیف و کم رو کند.فشار و نگرانی نیز سبب اختلال در عملکرد این غده می شود و می تواند باعث افزایش فشار خون و مشکلات گوارشی نیز بشود.به افرادی که مستعد ابتلائ به انواع ترس وبیم هستند و افرادی که تمایل به دروغ گویی دارند و یا سرکش و نافرمان هستند و یا حتی دزدی می کنند باید به آجنا چاکرای آنها ریکی داد.همچنین برای درمان ذهنی و احساسی ضربه ای که ناشی از حادثه یا اتفاقی در گذشته رخ داده نیز باید به این چاکرا ریکی داد.
انسداد انرژی در چاکرای ششم (آجنا چاکرا)
اگر این چاکرا ضعیف و جریان انرژی در آن راکد باشد ، به علت کمبود انرژی در آن قدرت خلاقیت فرد متوقف می گردد، یا اینکه فرد افکار خلاقه زیادی د رسر دارد اما هرگز محقق نمی گردد.همراه با این وضعیت عذر و بهانه ای دائمی وجود خواهد داشت که براساس آن جهان خارجی به سبب نقائص خود مورد سرزنش قرار می گیرد.تنها چیزی که این فرد بدان نیاز دارد ،این است که بیاموزد چگونه امیال خود را گام به گام به تحقق برساند.پیامد عملکرد ناهماهنگ چاکرای چشم سوم عدم تعادل است،به طور مثال:پافشاری بیش از حد روی حوزه عقل،و تصمیمات زندگی فرد منحصرا با عقل و منطق صورت می گیرد و فقط آنچه را که با ذهن منطقی اش درک می کند قبول دارد،شخص به آسانی قربانی تفکر روشنفکرانه خود می شود،تنها چیزی را قبول می کند که ذهن او بتواند درک کند،و از روشهای علمی قابل اثبات باشد. عملکرد ناهماهنگ دیگر این چاکرا این است که فرد با قدرت ذهنش سعی می کند بر روی دیگران و رویدادها تاثیر بگذارد، صرفا فقط می خواهد قدرتش را نشان دهد و یا برای ارضای نیازهایش از آن استفاده می کند.در این وضعیت معمولا چاکرای شبکه خورشیدی هم معمولا از تعادل خارج است و چاکرای قلب و تاج نیز در حد جزیی رشد یافته است . اگر چشم سوم فرد علی رغم گیرهایش نسبتا باز باشد،باز هم ممکن است در این کار موفق شود، هر چند که مقاصد فرد خلاف جریان طبیعی حیات است.ولی دیر یا زود احساس تنهایی او را در بر می گیرد و موفقیتی را که برایش تلاش نموده بود پایدار نخواهد بود.اگر جریان انرژیها در آجنا چاکرا به طور قابل ملاحظه ای بسته باشد تنها حقیقتی را می بیند و باور می کند که در جهان بیرون قابل دیدن باشد. زندگی اش تحت نفوذ امیال مادی ، نیازهای فیزیکی و احساسات ابراز نشده است. اندیشه ها و بحثهای معنوی به نظرش خسته کننده و اتلاف وقت خواهد بود. به راحتی در شرایط دشوار فرد کنترل اش را از دست می دهد،و احتمالا خیلی هم فراموشکار است. اگر بینایی فرد ضعیف شده باشد اغلب با کم کاری چاکرای چشم سوم همراه است. همچنین در موارد حاد ، افکار فرد خیلی پریشان و آشفته است و تصمیماتش کاملا براساس احساسات سرکوب شده است .
بیماریهای مربوط به چاکرای چشم سوم
ناراحتی اعصاب از فبیل رعشه، فلج صورت، ناراحتیاهی چشم از جمله آب مروارید ، التهاب چشم ، زخم قرنیه مزمن ، جوشهای پلک ، سر گیجه ، ناراحتیهای گوش و بینی مثل: کری ، گوش درد، از دست دادن حس بویایی ، خونریزی بینی ، تشنج کودکان ، بیهوشی ، جن زدگی، صرع، ناراحتی های ذهنی از جمله: مالیخولیا، وهم بینی ، هذیان گویی ، وسواس ، ضعف اعصاب.
تغذیه رنگی
انگور یاقوتی، کلم بروکلی، بادنجان ، آلوچه.
با ریکی(انرژی حیاتی کیهانی) می توان تمامی چاکراها را بحالت تعادل درآورد.
منابع:چاکرا درمانی، هاله درمانی با دستهای شفابخش، انواع مدیتیشن کوندالینی و چاکراها، هاتا یوگا، ریکی (شلیلا شارامون)، ریکی( چوتان چوگانی) ، ری کی (راماگوپتا)، هاتا یوگا، انرژی معجزه گر کیاهان، هفت کلید رنگ درمانی(رولاند هانت)، رنگ درمانی ( پاولین ویلز)، شفای هاله( والتر لوبک ).

مریم


برچسب‌ها: مقاله های ارسالی, متافیزیک, چاکرا, چشم سوم
تاریخ : ۱۳٩٠/۱۱/٩
نویسنده : rosha
دیدگاها ()

ازوبلاگ موجودات فضایی نوشته ابوالفضل سعیدی

با سپاس فراوان از ایشان به خاطر ارسال این مطالب به وبلاگ خودشان

اگر او روی خشکی زندگی کند،آری

چون هرچه جانور بزرگتر می شود،وزنش نسبت به قدرتش افزایش می یابد.کافی است ارتفاع جانور را دو برابر کنید،آنگاه ماهیچه هایش چهار برابر نسبت به پیش فضای عرضی اشغال می کنند و بنابراین قدرتش چهر برابر می شود.اما جانور ما قدش دو برابر ،عرضش دو برابر و ضخامتش هم دو برابر شده و به عبارت دیگر هشت برابر سنگین شده است.یعنی چهار برابر نیروی بیشتر در برابر در مقابل هشت برابر وزن بیشتر.

 

 

دانشمندان انتظار دارند که اگر سیاره موجود فضایی به طور تقریبی هم اندازه زمین باشد،گرانشی تقریبا شبیه زمین دارد.با این قوانین اندازه گیری ، این موجود در جسه ای معین محدود خواهد شد.اگر توان عضلات واستخوان های او قابل قیاس با ما باشد، او نمی تواند خیلی  بزرگتر از بزرگترین جانوران خشکی در روی زمین باشد.

یاد آوری می کنم ، که چند حالت ممکن ، خارج از محدودیت ها هم وجود دارند.مثلا اگر موجودات فضایی در آب زندگی کنند واقعا عظیم الجثه هستند.حتی موجودات آبزی فضایی  وهوشمند  وجود داشته باشند،احتمال کمی هست که باتجهیزات طرح SETI بتوانیم  آنها را پیدا کنیم.

 خلاصه اینکه احتمال کمی وجود دارد که موجود فضایی هوشمند ، حتی به طور مبهم ، شبیه ما باشد اما اگر او درسیاره ای شبیه سیاره خودمان رشد کند ، می توانیم  به طور منطقی چند جنبه از ساختارش را حدس بزنیم ؛ مثلا اندازه اش را ، که تقریبا چیزی بین جثه موش وفیل است .نیز احتمالا می دانیم که اگر با موجودی فضایی ملاقات کردیم ؛ به کدام عضو آن باید نگاه کنیم وکدام عضو آن را بفشاریم.

اما جدا از این تصورات  ، اما اصلا هوش جز خصوصیات احتمالی ساکن در سیاره های دیگر هست ، زمانی پیش کشیدن این پرسش بحث انگیز فرا رسیده است.


برچسب‌ها: مقاله های ارسالی, دربارهی موجودات فضایی, بشقاب پرنده, مقاله ها
تاریخ : ۱۳٩٠/۱۱/٦
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

سیگنالی بنام «!Wow»

 

از وبلاگ موجودات فضایی نوشته ابوالفضل سعیدی

 

با سپاس فراوان از ایشان بخاطر ارسال این مطال به وبلاگ خودشان

 

سیگنالی بنام «!Wow» 

به معنای دقیق کلمه  تاکنون هیچ «تماس نزدیکی» ثبت نشده است، خواه از طرف موجودات فرا زمینی باشد خواه نه.

در واقع پژوهشگرانSETI به طور مکرر سیگنال هایی دریافت می کنند که از پیام های فرازمینی تقلید شده اند.با وجود این ، آنها برای جست وجو های رادیوییِ خود از آنتن های فوق العاده بزرگ ، وبرای شکار پالس های نوریِ موجودات فضایی از تلسکوپ های نوری رصد خانه ای استفاده می کنند.این ابزار به شدت حساس اند ،بطوری که پژوهشگران  اغلب در دام پدیده های طبیعی وجاروجنجال های رادیویی سیاره خودمان گیر می افتند.

اما SETI باسیگنالهایی روبه رو شده است که به نظر می رسید واقعی اند، مثلا:

معرف ترین سگینال به30 سال پیش بر می گردد. «جِری اِهمان » اخترشناس امریکایی  داستان را این طور بازگو می کند:

(( من در حالی که خروجی چاپ شده رصد خانه را مرور می کردم، ناگهان با سیگنال عجیب وغریبی مواجه شدم.در واقع من چنان تحت تاثیر قرار گرفته بودم که کنار سیگنال روی کاغذ نوشتم :«Wow!». ))

                 

                            آیا این سیگنال فراخونی از جانب موجودات فرازمینی بود؟

احتمالا نه. این سیگنال هرگز دوباره یافت نشد.چند دقیقه پس از نخستسن تشخیص ، پرتو دوم از«آنتن گوش بزرگ»عبور کرد ، اما هیچ سیگنالی آشکار وثبت نشد.پژوهشگران SETIو ناسااز همان روز به امید این که شاید دوباره این سیگنال را یافت کنند به جست وجو پرداختند.اما تلاش آنها بی فایده بود.

سرانجام سیگنال «Wow» به بحث های اصلی در داستان های علمی – تخیلی وتالار های گفت وگوی اینترنتی بدل شده بود، جایی که  آماتور های علاقه مند ومردم غر می زنند که دانشمندان به این مدارک آشکار موجودات فضایی بی اعتنایی می کنند،اما سیگنالی که فقط یکبار کشف شده است نمی تواند پژوهشگران SETIرا متقاعدکند که موجودات فضایی را کشف کرده اند.

ودر آخر باید بگویم که شاید سیگنال «Wow» ندایی از طرف موجودات فرازمینی باشد وهنگامی که پژوهشگران سعی می کردند تا دوباره آنها را بیابند ،موجودات فضایی  فرستنده های خود را خاموش می کرده اند.

منبع:

موجودات فضایی

 


برچسب‌ها: مقاله های ارسالی, دربارهی موجودات فضایی, بشقاب پرنده, سیاره های قابل زیست
تاریخ : ۱۳٩٠/۱۱/٦
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()


کتاب فرازمینی‌ها در آیات و روایات، پژوهشی تازه و تحقیقی نو در عرصه دین‌پژوهی به شمار می‌آید. این کتاب درصدد بررسی موجودات فرازمینی و مسئله بشقاب پرنده‌ها و ارتباط آ‌ن‌ها با ساکنان زمین است. در بخش اول کتاب نویسنده محترم به بررسی تاریخچه وجود بشقاب‌پرند‌ه‌ها در غرب می‌پردازد و با ذکر شواهد و مدارک مربوط به وجود بشقاب پرنده‌ها، وجود چنین موجوداتی را کاملاً پذیرفتنی می‌داند. مشاهدة بشقاب‌پرنده‌ها توسط افراد مختلف پیش از دهه چهل میلادی و بعد از آن، وجود شکل‌های عجیب و غریب هندسی در نقاط جهان و بررسی صحبت‌های کسانی که ادعای ربوده شدن توسط موجودات فضایی را داشته‌اند، از جمله مدارک و شواهد کتاب به شمار می‌رود.

در میان این شواهد، تأکید بیش‌تر کتاب بر حادثه شهر روزول1 آمریکا است که براساس آن جمعی موفق می‌شوند سقوط یک بشقاب‌پرنده همراه با انعکاس صدا و نور شدید آن را مشاهده کنند. اظهارات یک سروان آمریکایی به نام جسی مارسل، مأمور بررسی این حادثه، بر قوت وجود موجودات فضایی در این قضیه می‌افزاید. وی در سال 1979 طی یک مصاحبه ویدئویی صراحتاً اظهار داشت: «آن شی نه یک بالون هواشناسی، نه یک موشک و نه یک هواپیما بود.» وی در بارة جنس این شی اظهار داشت: «قطعاتی از آن را تحت حرارت شدید قرار دادند که حتی گرم نشد! هم‌چنین این قطعات باوجود بزرگی، وزن بسیار پایینی داشتند و از نظر ضخامت نیز نازکتر از فویل آلومینیوم داخل پاکت سیگار بودند. من سعی کردم این قطعات را خم کنم؛ اما علی‌رغم نازکی فوق‌العاده آن، هرگز نتوانستم. ما حتی سعی کردیم به کمک یک پتک شانزده پاوندی (248/7 کیلوگرم) آن را سوراخ کنیم یا تغییر شکل دهیم؛ اما موفق نشدیم … آن‌ها از خارج از کره زمین آمده بودند.2 هم‌چنین اظهارات یک پرستار زن درباره همکاری در کالبدشکافی موجوداتی که هیچ شباهتی به بدن انسان نداشتند از جمله شواهد دیگر حادثه شهر روزول است.3 نویسنده در ادامه کتاب، شواهدی را ذکر می‌کند که حکایت از پنهان‌کاری دولت آمریکا در این قضیه دارد.

در فصل بعدی کتاب نویسنده به بررسی موجودات فرازمینی در آیات و روایات و ارتباط این موجودات با مسئله ظهور می‌پردازد. آیات و روایاتی را بیان می‌کند که با اشاره یا تصریح، از موجوداتی پرده بر می‌دارد که در فضا و سیارات دیگر زندگی می‌کنند و در انواع و اقسام مختلفی هستند. به گفته مؤلف، گویاترین روایت، روایت زیر است که امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: «در ورای این خورشید شما، چهل خورشید است که در آن‌ها مخلوقات بسیاری وجود دارند و در ورای این ماه شما، چهل ماه است که مخلوقات بسیاری در آن زندگی می‌کنند.»

 

هم‌چنین نویسنده به روایاتی اشاره می‌کند که وجود و تمدن موجودات فضایی به نام «جابلقا» و «جابرسا» را بازگو می‌کنند و در مورد نحوة زندگی آن‌ها توضیح می‌دهند.

در بین این روایات، روایات زیادی به چشم می‌خورد که از نزول موجودات فضایی هنگام ظهور و قرارگرفتن در صف یاوران امام عصر (عج) حکایت دارد. یکی از این روایات را می‌خوانیم: «از میان آن‌ها گروهی هستند که از زمان انتظار ظهور قائم ما اسلحة خویش را برداشته‌اند و از خدا می‌خواهند تا وی را به آن‌ها نشان بدهد … آن‌ها در زمان قیام مهدی، خروج خواهند کرد … آن‌ها شمشیری آهنی متفاوتی دارند به‌گونه‌ای که اگر هرکدام از آن‌ها با شمشیرش به کوه بزند آن‌را شکافته و پاره پاره می‌کند و با آن سلاح‌ها در کنار امام مهدی با هند، دیلم، کردها، روم، بربر، فارس و کسانی که میان جابرسا و جابلقاء ـ دو شهر که در شرق و غرب هستند ـ می‌‌جنگد.5

در فصل‌های بعدی کتاب، مؤلف با توجه به روایات اسلامی به سؤالاتی که پیرامون بشقاب‌پرنده‌ها مطرح است پاسخ می‌گوید. به اعتقاد وی وجود بشقاب‌پرنده‌ها در غرب حکایت از نزدیکی ظهور و آمادگی این نیروها برای دخالت و مباشرت در این امر دارد. نویسنده کتاب، با استفاده از این روایت که: «بر دروازه‌های شهرهای آسمان، دوازده هزار جنگجو قرار دارد و در حالی که اسب‌ها را آماده و سلاح‌ها را کشیده‌اند منتظر قیام قائم ما هستند.»6 این‌چنین می‌نویسد: «از این فراز معلوم می‌شود که موجودات فرازمینی پیش از قیام حضرت، فقط حضور فیزیکی و غیرکامل در اطراف ما خواهند داشت و هنگام قیام امام عصر ما شاهد حضور کامل و آشکار آن‌ها در اطراف امام و یاری‌رساندن ایشان خواهیم بود.»7 یکی دیگر از مسائلی که کتاب مطرح می‌کند مسئله جنگ ستارگان است که در آن نیروهای رحمانی آسمانی با نیروهای شیطانی در زمان ظهور درگیر می‌شوند و مؤلف بر این نکته اصرار دارد که «امام عصر نه تنها بادشمنان زمینی می‌جنگند بلکه با تمامی سرکشان آسمانی از جمله یأجوج و مأجوج و اجنه و نسناس‌ها نیز خواهند جنگید»8 و در پایان نتیجه می‌گیرد که «نیروهای فرازمینی شرور با هدف پیش‌گیری از ظهور و ایجاد تفرقه و جنگ در سطح زمین، فعالیت خود را بر آمریکای شمالی و به‌خصوص ایالات متحده آمریکا متمرکز نموده‌اند»9 شاید اتفاقی نباشد که موارد بشقاب‌های پرنده بیش از هرجایی در آمریکای شمالی و به‌خصوص ایالات متحده آمریکا واقع شده است، این رخداد بدون دلیل نیست؛ زیرا به دلیل توان نظامی و تأثیرگذاری آمریکا در جهان، نیروهای فرازمینی، فعالیت خویش را بر این منطقه حساس جهان متمرکز کرده‌اند تا با استفاده از قدرت و نفوذ آمریکا جلوی وقوع ظهور امام عصر گرفته شود.

در نگاه کلی می‌توان گفت کتاب درصدد پاسخ‌گویی به مسائل و حوادث روز با استفاده از آیات و روایات است و همان‌طور که مؤلف محترم به آن اشاره دارد می‌کوشد تا تعارض میان وجود بشقاب‌پرنده‌ها و پذیرش اعتقادات دینی را حل کند؛ عرصه‌ای جدید که کمتر به آن پرداخته شده، کتاب را در نوع خود کم نظیر می‌کند.

یکی از نقاط قوت کتاب، جمع‌آوری و احصاء چشم‌گیر روایات و دقت در الفاظ و معانی آن‌ها، وسعی در به دست آوردن مفهومی واحد و سیری منطقی از روایات است هرچند دور از ذهن بودن پاره‌ای از برداشت‌های ایشان از روایات را نمی‌توان نادیده گرفت.

از دیگر فصل‌های جذاب و خواندنی کتاب، فصلی است که نویسنده به پرسش‌های زیاد و متنوعی که درباره وجود بشقاب‌پرنده‌ها مطرح است، پاسخ می‌گوید. تحلیل‌هایی که مؤلف در این فصل بیان می‌کند کاملاً تازگی دارد و با نگرش و رویکرد به مسئله ظهور، ارائه شده است.

در قسمت پایانی کتاب شاهد عکس‌ها و تصاویری جذاب از عرصه پررمز و راز بشقاب‌پرنده‌ها خواهیم بود. تلاش و کوشش مؤلف محترم کتاب را در زمینه این تحقیق فراگیر ارج می‌نهیم و به خوانندگان، مطالعه این کتاب را توصیه می‌کنیم.

 


برچسب‌ها: مقاله های ارسالی, دربارهی موجودات فضایی, بشقاب پرنده, در ایران
تاریخ : ۱۳٩٠/۱٠/٢٢
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

جای پای شیطان

در دل درختزارهای انبوه کاج در "ایندین لند" آمریکا زمینی دایره ای شکل و تیره رنگی به چشم می خورد که هیچ گیاهی در آن نروییده است. کسانی که برای نخستین بار از کنار این دایره عبور می کنند با خود می گویند چه عاملی باعث شده تا این قطعه زمین با اطراف خود در تضاد باشد؟!

خاک تیره این منطقه بقدری سفت است که دسته کلنگ هر کس را که به آن ضربه بزند، می شکند. هیچ اثری از حیات در این تکه زمین دیده نمی شود. نه کرم خاکی ، نه سوسک و نه حتی یک دانه علف. حتی حیوانات هم وارد آن قسمت نمی شوند وآن را دور می زنند. بدتر از همه اینکه می گویند اگر کسی وسط دایره بایستد احساس عمیقی از ترس ،دلهره و تهوع بر او مستولی  می شود،اگر سنگ یا چوبی را روی این قسمت بگذارید و بروید ، روز بعد اثری از آن نمی بینید. به عقیده سر خپوستان این دایره جای پای شیطان است و افسانه های کهن حاکی از آن است که این دایره لم یزرع زمانی  محل به مجازات رساندن محکومان سرخپوست بوده. به همین دلیل ارواح شیطانی همیشه در آن محل پرسه می زنند و منتظر روحهای محکوم شده هستند.

سرخپوستان می گویند:"شبهایی که ماه در آسمان نیست و هیچ بادی نمی وزد و هیچ صدایی از درختان اطراف به گوش نمی رسد،وقتی همه چیز در جال سکون است ، شیطان خود را در آنجا نشان می دهد"

منبع:مجله روزهای زندگی ـ سپهر صفادار


برچسب‌ها: عجیب اما واقعی, باورهای مردم, ارواح, مقاله های ارسالی
تاریخ : ۱۳٩٠/۱٠/۱٧
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

30موجود افسانه‌ای انسان‌نما‌ی معروف و ترسناک


بعضی از موجودات افسانه‌ای، ریشه در سنن ملّی دارند و بعضی دیگر، احتمالاً در گذشته‌های دور، وجود داشته‌اند. به هر صورت، هر فرهنگی دارای تعداد زیادی از این موجودات است که بیشترشان هم انسان‌نما هستند. به بیان دقیق‌تر، هزاران موجود انسان‌نمای افسانه‌ای وجود دارد که شاید واقعی هستند و یا شاید، همان‌طور که برخی اعتقاد دارند، در جایی از کره‌ی زمین پنهان‌اند. ولی ما اینجا تنها داستان معروف‌ترین آن‌ها را که از فرهنگ‌های مختلف جمع‌آوری شده‌اند، بازگو می‌کنیم.

۱) یأجوج و مأجوج (Gog and Magog)

از یأجوج و مأجوج، در قرآن، سِفر پیدایش، کتاب حزقیال و مکاشفه‌ی یوحنا، سخن رفته است. آن‌ها به عنوان موجودات ماوراءالطبیعه، شیاطین یا اقوامی توصیف می‌شوند که در کره‌ی زمین به صورت پنهانی زندگی می‌کنند. یأجوج و مأجوج در اساطیر و فولکلور به دفعات مطرح شده‌اند و وجودشان از سوی بسیاری از ادیان از جمله اسلام، مسحیت و یهودیت، مورد تأیید قرار گرفته است. طبق باور گسترده‌ای که هم در مسیحیت و هم در اسلام وجود دارد، «وی که دو شاخ دارد» (فرمانروایی بزرگ و درستکار) و دو عصر را صاحب است (بر دو عصر تأثیر دارد)، جهان را در سه جهت درنوردید تا این که قومی را یافت زیر ستم یأجوج و مأجوج. یأجوج و مأجوج «ذاتی پلید و نابودگر» داشتند و «باعث فساد گسترده‌ای در زمین بودند». قوم ستمدیده، در ازای محافظت شدن، پیشنهادِ دادنِ خراج کردند. فرمانروا قبول کرد که به آنان کمک کند، اما پیشنهاد خراج را نپذیرفت. وی دیوار بزرگی ساخت که اقوام متخاصم قادر نبودند از آن عبور کنند. این اقوام تا روز قیامت، آنجا خواهند ماند و خلاصی آنان نشانه‌ی پایان جهان خواهد بود. «جنگ یأجوج و مأجوج» پیش از بازگشت مسیح اتفاق خواهد افتاد.

۲) ساتیر (Satyr)

ساتیرها در اصل، در تمدن یونانی، به عنوان همراهان پان (خدای آب، مزرعه، جنگل، جانوران و شبانان که در افسانه‌های یونان به شکل بز است) شناخته می‌شوند. این موجودات با ربّ‌‌النوع مزارع در افسانه‌های روم، ترکیب یافته، شکلی نیمه انسان و نیمه بز به خود گرفتند (نیمه‌ی بالاییِ بدن به شکل یک مرد و نیمه‌ی پایینی به شکل بز). گفته می‌شود ساتیرها موجوداتی دغلباز، اما ترسو هستند. خرابکار و خطرناک، و در عین حال، خجالتی و بزدل‌اند. در زمان های قدیم، آن‌ها معمولاً روی سرشان دو شاخ داشتند اما نسل‌ جدیدشان به جای شاخ، برآمدگی دارد.

۳) آباریمون (Abarimon)

آباریمون، نام یک نژاد افسانه‌ای است که پاهایشان برعکس است، اما علی‌رغم این مسئله، می‌توانند با سرعت بالایی بدوند. آباریمون‌ها در کنار جانورانِ جنگلی زندگی می‌کردند و از آن‌جایی که بسیار وحشی بودند، کسی نتوانسته بود آن‌ها را بگیرد. آنان در درّه‌ی عظیم کوه ایمانس (رشته‌کوه‌های هیمالیای امروزی در پاکستان) می‌زیستند. هوای آن منطقه، دارای خاصیت به خصوصی بود، به این معنا که اگر کسی در آن هوا تنفس می‌کرد، قادر به تنفس هوای منطقه‌ی دیگری نبود و ساکنان درّه، هرگز نمی‌توانستند آنجا را زنده ترک کنند.

۴) نفیلیم (Nephilim)

نفیلیم‌ها موجوداتی هستند که وجودشان در انجیل عبری مورد تأیید قرار گرفته است و به طور اخص، در سِفر آفرینش و سِفر اعداد، به آن‌ها اشاره شده است. در سایر متون وابسته به انجیل و بعضی نوشته‌های غیرمشهور یهودی نیز از نفیلیم‌ها یاد شده است. آنان را براندازنده می خوانند، زیرا قلب انسان با دیدنشان از حرکت بازمی‌ایستد. برخی می‌گویند آن‌ها بسیار غول‌پیکر بوده‌اند و وقتی به زمین می‌افتادند، زمین می‌لرزید و باعث می‌شد دیگران هم به زمین بیفتند. شاید نفیلیم‌ها دارای اهمیت تاریخی نباشند، اما این موجودات ذهنی باستانی، دارای معانی سؤال‌برانگیزی هستند. عدّه‌ای آنان را حاصل آمیزشِ دوگانه‌ی فرشتگانِ گناهکار و زنانِ انسان می‌دانند. در انجیل عبری، همچنین اشاره شده که ریفیت‌ها و نفیلیم‌ها، نژادهای باستانی غول‌پیکری بوده‌اند در عصر آهن، که گمان می‌رود مرده‌اند، حال آن‌که آنان در جایی از این کره‌ی خاکی، پنهان شده‌اند.

۵) پری دریایی (Mermaid)

پری دریایی، یک موجود افسانه‌ایِ ساکن آب‌هاست که بالاتنه و سری به شکل زن و دمی از جنس ماهی دارد. بحث پریان دریایی از حداقل ۵۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح مطرح بوده است. گفته می‌شود منشأ پری دریایی، ملکه‌ی بزرگ، آتارگارتیس، بوده که عاشق یک چوپان زمینی می‌شود و بی آن که بخواهد او را به قتل می‌رساند. آتارگاتیس که شرمسار شده بود، به درون یک دریاچه می‌پرد تا به ماهی تبدیل شود، آما آب‌ها نمی‌توانند زیبایی الهه‌وارش را نهفته کنند. به این ترتیب، او به شکل یک پری دریایی درآمد، با بالاتنه‌ای به شکل انسان و پایین‌تنه‌ای به شکل ماهی. با این اوصاف، در فولکلور بریتانیا، پریان دریایی، نشانه‌ی بدشانسی به حساب می‌آیند. به این نحو که هم مصیبت را پیش‌بینی می‌کنند و هم خود، باعث وقوع آن می‌شوند. به احتمال زیاد مردم آن‌ها را با گاوهای دریایی (حیواناتی آبزی) یا با کسانی که از بیماری مادرزادی سیرنوملیا (Sirenomelia ،معروف به سندروم پری دریایی؛ پاهای کودکی که با این سندروم به دنیا می‌آید، به هم چسبیده است) رنج می‌برند، اشتباه گرفته‌اند.

۶) بانشی (Banshee)

بانشی، در افسانه‌های ایرلندی، شبح زنی است که اغلب به عنوان نشانه‌ی مرگ و پیام‌آور جهان دیگر شناخته می‌شود. داستانِ «بین سیدهی» (Bean-Sidhi) با یک پری آغاز شد که به خاطر مرگ شخصیت‌های برجسته، شیون و زاری می‌کرد. در داستان‌هایی که بعدها شکل گرفت، ظاهر شدن بانشی به معنای نزدیک شدنِ مرگ بود. طبق افسانه‌ها، بانشی می‌تواند در شکل‌های مختلفی ظاهر شود. او اغلب  به شکل عجوزه ای بدمنظر و ترسناک دیده می‌شود، اما ممکن است به حالت زنی با زیبایی محسورکننده نیز دربیاید و در حال شستن لباس یا زره خون‌آلود کسی که قرار است بمیرد، مشاهده شود. اگرچه بانشی معمولاً دیده نمی‌شود، اما صدای ناله و شیونش اغلب در اطراف جنگل‌ها و در شبی که قرار است کسی بمیرد، شنیده می‌شود.

۷)  آباتوا (Abatwa)

در افسانه‌های زولو (آفریقا)، آباتوا، به انسان‌های بسیار کوچکی اطلاق می‌شود که می‌توانند زیر چمن مخفی شوند و مورچه‌سواری کنند. گفته می‌شود آنان کوچ‌کننده‌هایی هستند که همواره برای تفریح، به شکار می‌پردازند. طبق افسانه‌ها، اگر کسی به یک آباتوا بربخورد، معمولا چنین سؤالی از او پرسیده می‌شود: «اولش از کجا منو دیدی؟» فرد باید پاسخ دهد که آباتوا را از یک کوه یا جای دوری دیده است. گفته می‌شود آباتواها، نسبت به اندازه‌ی خود، بسیار حساس هستند و اگر کسی پاسخ دهد که در همان لحظه آن‌ها را دیده است، سعی خواهند کرد با تیرهای سمّی، او را بکشند. اگر فردی به طور اتفاقی پایش را روی یک آباتوا بگذارد، مجازاتش مرگ است. آباتواها به دلیل خلق و خوی خجالتی‌شان، فقط می‌توانند دیده شدن توسط بچه‌های کمتر از ۴ سال، جادوگران و زنان حامله را تحمّل کنند. اگر زنی حامله، در هفتمین ماه بارداری خود، یک آباتوای مرد ببیند، پسر خواهد زایید.

۸) اِلف (Elf)

اِلف، موجودی است برآمده از افسانه‌های ژرمن. اِلف‌ها اساساً به عنوان گونه‌ای از موجودات خداگونه یا شبه‌خداگونه، شناخته می‌شدند که دارای قدرت‌های جادویی بودند، قدرت‌هایی که ممکن بود برای انسان هم مفید باشد و هم مضر. در اساطیرِ قبل از مسیحیت، آنان به دو دسته‌ی اِلف‌های نورانی و اِلف‌های تاریک تقسیم می‌شدند. طبق توصیفاتی که بعدها در افسانه‌های اسکاندیناویایی ارائه و ماندگار شده، انسان‌ها ممکن بود بعد از مرگ به مقام اِلف برسند. بر اساس این عقاید، تولید نسل میان اِلف‌ها و انسان‌ها امکان‌پذیر بود. کلماتی که در یونانی معنی «حوری» می‌دهند، توسط ادیبان آنگلوساکسون با عنوان «اِلف» و مشتقات آن، ترجمه شده‌اند.

۹) دیو یک‌چشم (Cyclops)

در افسانه‌های رومی و یونانی، دیو یک‌چشم یکی از انواع نژاد کهن دیوهاست است و تنها یک چشم در وسط پیشانی دارد. به احتمال فراوان، مردم، یک ناهنجاری مادرزادی به نام یک چشمی (Cyclopia) را که در اثر آن، نوزاد انسان، تنها با یک چشم در میان صورتش متولد می‌شود، با این گونه اشتباه گرفته‌اند.

۱۰) اورک (Orc)

اورک، واژه‌ایست که به نژادهای مختلفی از موجودات انسان‌نما‌ی خشن و ستیزه‌گر در فضاهای فانتزی، اطلاق می‌شود. اورک ها معمولاً به شکل موجودات انسان‌گونه‌ی بدشکلی مجسم می‌شوند که حیوان‌صفت، جنگ‌طلب و دگرآزار هستند. آنان در اندازه‌های مختلفی دیده می‌شوند، زشت و چرکین‌اند و گوشت آدمی، غذای محبوبشان است. اورک‌ها، دندان‌های نیش بلندی دارند، پاهایشان کمانی است و بازوانشان دراز. پوست بعضی از آن‌ها به تیرگی می‌زند که انگار سوخته است. «تالکین» نویسنده‌ی ارباب حلقه‌ها، آنان را این‌گونه توصیف می‌کند: «قوزی و عریض است، دماغی پت و پهن دارد، پوستش زرد و بیمارگونه است، دهانش گشاد است و چشمانش کج و کوله….گونه‌ی پست و نفرت‌آوری از نژادهای منفور مغول (برای اروپایی‌ها)». گفته می‌شود اورک‌ها موجوداتی تیره‌روز، حیله‌گر و شرورند. تقریباً در تمام آثار حماسی، منشأ آنان، جنین‌های پلیدی بوده‌اند که تنها به اراده‌ی شریرانه‌ی شیطان، جان گرفته‌اند.

۱۱) کاپر (Kapre)

کاپر، یکی از موجودات افسانه‌ای فیلیپین است که می‌توان گفت دیوی درختی است با با ویژگی‌های فراوانِ بشری. کاپر، مردی ریشو و بلند قد می‌باشد با موهای پرپشتِ قهوه‌ای. گفته می‌شود کاپرها، معمولاً در حال کشیدن پیپ تنباکو هستند، که بوی آن توجه انسان‌ها را جلب می کند. کلمه‌ی کاپر، از واژه‌ی عربی «کافر» می‌آید. کاپرها ممکن است با انسان‌ها ارتباط برقرار کنند و پیشنهاد دوستی بدهند. اگر کاپر با یک انسان، دوست شود و به خصوص احساس عاشقانه‌ای هم در میان باشد، تا پایان عمر، در راستای علاقه‌ی عاشقانه‌ی خود، رفتار خواهد کرد. می‌گویند گاهی کاپرها دست به سر مردم می‌گذارند و باعث می‌شوند مسافران سرگردان شده، راه خود را در کوه‌ها یا جنگل‌ها، گم کنند.

۱۲) لپرکان (Leperchaun)

لپرکان‌ها به «تواتا ده دانان‌» (Tuatha Dé Danann)، فرزندان الهه‌ی دنو، در اساطیر ایرلندی مربوط می‌شوند و خواستگاهشان، خدایان پیش از مسیحیت در ایرلند می‌باشد. وقتی داستان‌های به جای مانده نوشته می‌شدند، ایرلند به مسحیت گرویده بود و تواتا‌ده‌ها به عنوان شاهان، ملکه‌ها و قهرمانان گذشته‌ی دور معرفی می‌شدند. با این حال، شواهد بسیاری مبنی بر حالت خداگونه‌ی آنان موجود است. بر اساس توصیفات معروف، لپرکان‌ها، همقد یک بچه‌ی کوچک هستند. آنان موجوداتی منزوی‌اند، عمدتاً به دوختن و تعمیر کفش می‌پردازند و از شوخی‌های عملی، خوششان می‌آید. «ویلیام باتلر ییتس» می‌گوید ثروت عظیم این موجودات افسانه‌ای، «از گنجینه‌هایی است که در زمان‌های دور هنگام جنگ دفن شده بودند»، گنجینه‌هایی که توسط لپرکان‌ها کشف و ضبط شده‌اند. «مک‌آنالی»، لپرکان‌ها را پسر یک «روح پلید» و یک «پری فاسد» می‌داند که «نه کاملاً خوب هستند و نه کاملاً شرور».

۱۳) غول (Ogre)

کلمه‌ی Ogre به معنای غول، به احتمال فراوان از Oegrus در افسانه‌های یونانی گرفته شده که پسر خدای خونریز یونانی‌هاست. شاید Oegrus بعضی انسان‌ها را با طلسم خود، به غول تبدیل می‌کرده است. غول، هیولای بزرگی است انسان‌نما، بی‌رحم، شیطان‌صفت و ترسناک. غول‌ها در فولکلور و داستان‌های شاه پریان، موجوداتی هستند که انسان‌ها را می‌خورند. آنان در بسیاری از آثار ادبی کلاسیک نیز، حضور دارند. در هنرهای بصری، غول‌ها به شکل موجوداتی با سر بزرگ، مو و ریش فراوان، بدن قوی و اشتهای سیری ناپذیر، تجسم یافته‌اند. واژه‌ی غول در مفاهیم استعاری به افراد منفوری اطلاق می‌شود که قربانیان خویش را استثمار کرده، با آنان رفتاری وحشیانه پیش می‌گیرند یا نابودشان می‌کنند. طبق افسانه‌ی فرانسوی، غول‌ها ساکن امپراطوری «لوگرز»(Logres) هستند {انگلستان.}

۱۴) ژیووزونا (Dziwozona)

ژیووزوناها یا ماموناها، در افسانه‌های اسلاو، عفریته‌های بدسگال و خطرناکی هستند ساکن مرداب‌ها. می‌گویند قابله‌ها، کلفت‌های پیر، مادرانی که ازدواج نکرده‌اند، زنان حامله‌ای که پیش از به دنیا آمدن بچه می‌میرند و کودکان سر راهی، ممکن است بعد از مرگ، به یکی از این عفریته‌ها تبدیل شوند. گاهی اوقات ژیووزوناها مردان جوان را به زور همراه خویش می‌برند تا آن‌ها را شوهر خود کنند.

۱۵) مونو گراند (Mono Grande)

مونو گراندها، آمخوارانی دورگه هستند که نیمی انسان‌اند و نیمی میمون‌هایی پرمو، و در آمریکای جنوبی رؤیت شده‌اند. گفته می‌شود آن‌ها نسبت به انسان‌ها رفتاری تهاجمی دارند و به محض دیدن یک انسان، به وی حمله می‌کنند، اما ممکن است زنان را برای جفت‌گیری، با خود ببرند. با این حال وجود مونو گراندها از لحاظ علمی به اثبات نرسیده است.

۱۶) خون‌آشام‌ها (Vampires)

خون‌آشام‌ها، موجوداتی خیالی هستند که با تغذیه از جوهر حیات زندگان (اغلب به شکل خون)، زنده می‌مانند. خون‌آشام‌ها در بسیاری از فرهنگ‌ها وجود دارند و قدمتشان به اندازه‌ی قدمت خود انسان است. آنان موجودات سردی هستند که اگر در معرض نور خورشید قرار گیرند، نابود می‌شوند. حفره‌های کنار قبرها به عنوان نشانه‌هایی از وجود خون‌آشام‌ها قلمداد شده‌اند. جز خفاش خون آشام، هیچ گونه شواهد علمی مبنی بر واقعی بودن این موجودات، در دست نیست.

۱۷) تِلِم (Tellem)

تلم‌ها قومی بودند که در پرتگاه باندیاگارا در مالی زندگی می‌کردند. عده‌ای از اهالی مالی اعتقاد دارند تلم‌ها دارای قدرت پرواز بوده‌اند. گفته می‌شود آن‌ها خانه‌های خود را در پایین پرتگاه‌ها می‌ساخته‌اند. برخی از این ساختمان‌ها هنوز در منطقه باقی هستند.

۱۸) یِتی (Yeti)

یتی یا موجود برفی انسان‌نمای بدمنظر، در حوالی پهنه‌ی هیمالیا، واقع در پاکستان و نپال، مسکن دارد. جامعه‌ی علمی، یتی را تنها یک افسانه می‌داند، اما این موجود رمزآلود همچنان معروفیت خود را در منطقه حفظ کرده است. یتی موجودی دوپا و قدبلند است که بدنش با موهای بلند سفید پوشیده شده و لباس به تن ندارد. گفته می‌شود رنگ موهای یتی در برابر نور آفتاب به رنگ قرمز آجری درمی‌آید.

۱۹) تیاناک (Tiyanak)

تیاناک طبق افسانه‌های فیلیپینی، به شکل یک کودک ظاهر می‌شود. او اغلب به شکل یک نوزاد تازه ‌متولدشده درمی‌آید و در مکان‌هایی مانند جنگل‌ها گریه سر می‌دهد تا توجه مسافران از همه‌جا بی‌خبر را به خود جلب کند. وقتی قربانی، بچه را برمی‌دارد، تیاناک به شکل واقعی خود درمی‌آید و به او حمله می‌کند. تیاناک، علاوه بر زخمی کردن قربانیانش، علاقه دارد مسافران را گمراه کند و کودکان را بدزدد. عدّه‌ای می‌گویند تیاناک، روح کودکی است که مادرش پیش از تولد او مرده است. این نوزاد در خاک متولد شده و به همین دلیل به این شکل درآمده است.

۲۰) گرگ‌نما (Werewolf)

گرگ‌نما، انسانی اساطیری است که می‌تواند به شکل یک گرگ، یا جانوری نیمه‌گرگ و نیمه‌انسان درآید. این تغییر حالت ممکن است به اراده‌ی خود شخص صورت گیرد یا این‌که یک گرگ‌نما‌ی دیگر فردی را گاز بگیرد یا چنگ بزند. طلسم شدن نیز از دلایل تبدیل شدن به این موجود، محسوب می‌شود. این تغییر شکل، معمولاً با قرص کامل ماه در ارتباط است. گفته می‌شود گرگ‌نماها قدرت و حواس فرا انسانی و فراحیوانی دارند.

۲۱) فوموریان (Fomorian)

در اساطیر ایرلندی، فوموریان نژادی نیمه‌خداگونه است که در زمان‌های باستان در ایرلند بوده است. زمانی اعتقاد بر این بود که آنان همچون تیتان‌های یونانی (Greek Titans)، برتر و بالاتر از خدایان هستند. می‌گویند آن‌ها نماینده‌ی خدایان هرج و مرج و سرشت وحشی هستند، بر خلاف «تواتا ده دانان» که نماینده‌ی خدایان تمدّن انسانی محسوب می‌شوند. بر طبق برخی افسانه‌ها، فوموریان‌ها بدنی به شکل انسان و سری به شکل یک بز دارند. حال آن‌که بر اساس بعضی افسانه‌های دیگر، آنان تنها دارای یک چشم، یک بازو و یک پا هستند. البته برخی از فوموریان‌ها از جمله اِلاثا (Elatha) بسیار زیبا بوده‌اند.

۲۲) بِلِمیِس (Blemmyes)


بلمیس‌ها، طبق افسانه، اقوامی بودند از نژاد هیولاهای بی‌سر (acephalous) که چشم‌ها و دهانشان روی سینه‌شان بود. مؤلفین باستان، از کلمه‌ی آدمخوار (Anthropophagi) برای توصیف بلمیس‌ها استفاده ‌می‌کردند، زیرا این هیولاها میل شدیدی به خوردن انسان داشتند.

۲۳) تیکبالانگ (Tikbalang)

تیکبالانگ طبق افسانه‌های فیلیپینی، در کوه‌ها و جنگل‌های فیلیپین، به صورت پنهانی زندگی می‌کند. این موجودِ انسان‌نما، قدبلند و استخوانی است و دست و پایش به طرز نامناسبی بلند است، به حدّی که وقتی چمباتمه می‌زند، زانوهایش بالاتر از سرش قرار می‌گیرند. سر و پاهای تیکبالانگ به شکل حیوان است (معمولاً اسب). به اعتقاد برخی‌ها، تیکبالانگ، مسافران را می‌ترساند و آنان را آن‌چنان گمراه می‌کند که هرجا بروند و به هر طرف بپیچند، در مسیری غلط قرار می‌گیرند. ظاهراً این فریبِ او، با برعکس کردن پیراهن، خنثی می‌شود.

۲۴) اِنکانتادو (Encantado)

انکانتادو از افسانه‌های برزیلی نشأت گرفته است. قلمرو آنان اِنکانت (Encante) نام دارد و در زیر آب‌هاست. انکانتادوها به شکل نوعی دلفین یا مار آبیِ ساکن آب‌های شیرین هستند که قادرند فرم انسانی پیدا کنند. آنان استعداد فراوانی در موسیقی دارند، افسون‌گرند و به میهمانی‌ها علاقه نشان می‌دهند. تغییر شکل این موجودات به انسان نادر است و معمولاً شبانه اتفاق می‌افتند. انکانتادو در فرم انسانی، برای پوشاندن پیشانی برآمده‌اش، کلاه به سر می‌گذارد و هنگام تغییر شکل، ناپدید نمی‌شود. او اغلب، قابلیت‌های جادویی خاصی را، همچون قدرت هدایت طوفان‌ها و جن‌زده کردن انسان‌ها، از خود بروز می‌دهد. انکانتادوها از روش‌های مختلفِ کنترل ذهن استفاده می‌کنند و می‌توانند باعث بروز بیماری، جنون و حتی مرگ شوند. گفته می‌شود این موجودات، انسان‌ها را می‌دزدند. بسیاری از روستاییان به همین دلیل، شب‌ها کنار رودخانه‌ی آمازون نمی‌روند. عدّه‌ی زیادی از اهالی آمریکای جنوبی به انکانتادوها اعتقاد دارند و ادعا می‌کنند این گونه را دیده و با آنان ارتباط برقرار کرده‌اند.

۲۵) آسوانگ (Aswang)

آسوانگ که ریشه در فولکلور فیلیپین دارد، موجودی است ذاتاً شیطان‌صفت و خون‌آشام‌گونه. این موجود افسانه‌ای، موضوع بسیاری از افسانه‌ها و داستان‌ها با جزئیات متفاوت است. طبق نوشته‌های مهاجرنشینان اسپانیایی، آسوانگ حتی در قرن ۱۶ میلادی، جزو وحشت‌آفرین‌ترین موجودات افسانه‌ای بوده است. آسوانگ‌ها، ترکیبی از خون‌آشام و ساحره هستند و تقریباً همیشه مؤنث‌اند. گاه واژه‌ی آسوانگ به تمام انواع ساحره‌ها، مانانانگال‌ها (manananggal)، تغییرشکل‌یابندگان، گرگ نما‌ها و هیولاها اطلاق می‌شود. داستان‌ها و توصیفات مربوط به آسوانگ‌ها از منطقه‌ای به منطقه‌ی دیگر و از فردی به فرد دیگر، متفاوت است و نمی‌توان یک سری ویژگی‌های خاص را به آنان نسبت داد. با این حال، آسوانگ‌ می‌تواند با مانانانگال هم‌معنی باشد. مانانانگال‌ها چند ویژگی خاص خود را دارند. آنان هیولاهای بالداری هستند که اگر دور باشند، بال‌هایشان را با صدای بلند و اگر نزدیک باشند، بال‌هایشان را به آرامی به هم می‌زنند.

۲۶) باساجان (Basajaun)

در اساطیر باسک، باساجاناک‌ها، اشباحی هستند ساکن غارها و جنگل‌ها، که از گلّه‌های احشام مواظبت می‌کنند و به انسان‌ها، مهارت‌هایی همچون کشاورزی و آهنگری می‌آموزند. باساجان‌ها همچنین در اساطیر آراگونی در درّه‌های تنا (Tena)، آنسو ((Ansó و بروتو (Broto) زندگی می‌کنند. تصاویر باساجاناک در کلیسای جامع بورگوس (Burgos Cathedral) و صومعه‌ی سانتا ماریا لا رئال (monastery of Santa María la Real) در ناجرا (Nájera) حکاکی شده است (قرن ۱۵ میلادی).

۲۷) راکشاسا (Rakshasa)

راکشاسا در افسانه‌های هندو و بودایی، شبحی است اهریمنی یا گناهکار، که از پای خدای آفرینش هندوها به وجود آمده است. راکشاساها گونه‌ی پرجمعیتی از انسان‌نماهای فوق طبیعی هستند که گرایشات شیطانی دارند. آنان که جنگجویان قدَری هستند، وقتی سلاح‌های متداول، مؤثر نمی‌افتد، به جادو و خدعه متوسل می‌شوند. این اشباح، می‌توانند شکل ظاهری خود را تغییر دهند و معلوم نیست شکل واقعی و طبیعیشان دقیقاً چگونه است. راکشاساها به نبش قبر، تسخیر روح انسان و کارهایی از این قبیل، شهرت دارند. ناخن‌های دستان آنان زهرآلود است و غذایشان، گوشت انسان و غذای مانده می‌باشد.

۲۸) وندیگو (Wendigo)

وندیگو در افسانه‌های مردم آلگونکویی (Algonquian people) ریشه دارد. وندیگوها اشباحی آدم‌خوار و بدنهادند که می‌توانند روح انسان‌ها را تسخیر کنند. همچنین بعضی انسان‌ها ممکن است به این ارواح پلید تبدیل شوند، به خصوص کسانی که از خوردن گوشت همنوع خویش لذّت می‌برند. وندیگوها، تجسم شکم‌بارگی، حرص و آز و افراط هستند. آنان با کشتن یک نفر و خوردن او سیر نمی‌شوند و همیشه به دنبال قربانیان دیگری هستند. طبق بعضی داستان‌ها، انسان‌هایی که بیش از اندازه اسیر حرص و آز می‌شوند، ممکن است به وندیگو بدل شوند. به این ترتیب، از افسانه‌ی وندیگو، به عنوان شیوه‌ای برای تشویق به تعاون و تعادل استفاده می‌شود.

۲۹) بختک (Incubus)

بختک، روح پلیدی است به شکل یک مرد، که بر روی کسانی که خوابیده‌اند، علی‌الخصوص زنان، می‌افتد. گفته می‌شود بختک می‌خواهد از این زنان بچه‌دار شود تا افسانه‌اش ادامه پیدا کند. طبق داستان‌ها، بختک ممکن است باعث از بین رفتن سلامتی و حتی مرگ شود. قربانیان بختک، کابوس‌هایی می‌بینند که آن‌ها را از خواب می‌پراند، یا این که در خواب، دچار فلج می‌شوند. شاید بختک دلیلی برای بارداری‌های غیرقابل توضیح باشد.

۳۰) ساسکواچ (Sasquatch)

ساسکواچ که بیشتر به بزرگ‌پا یا پاگنده (Bigfoot) معروف است، انسان‌نمایی است بزرگ و پرمو، که روی دو پا می‌ایستد. جامعه‌ی علمی، پاگنده را ترکیبی از فولکلور، فریب و تشخیص غلط می‌داند تا یک موجود واقعی. بنا به ادعای شاهدان، بزرگ‌پا، چشمانی بزرگ دارد، استخوان بالای چشمانش برآمده و پیشانی بزرگش، پایین افتاده است. بالای سر او گرد و دارای تیغه‌ی استخوانی برآمده می‌باشد، مثل برآمدگی روی سر گوریل نر. گفته می‌شود بزرگ‌پاها بوی تند بدی دارند، همه‌چیز خوارند و بیشتر، شب‌ها بیرون می‌آیند.

 

 

با تشکر از شادی دانشمند


برچسب‌ها: مقاله های ارسالی, دیو, زامبی, گرگینه
تاریخ : ۱۳٩٠/۱٠/۱٧
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

خطوط عجیب صحرای نازکا، فرودگاهی برای سفینه های فضایی؟



پراکندگی اشکال مختلف در صحرای نازکا
این عکس را حتما در ابعاد بزرگ ببینید

 

همان گونه که شاهد بوده ایم خط در فرهنگهای مختلف کاربردهای گوناگونی داشته است. ولی از همه اعجاب آورتر خطوط و نقوشی است که بومیان اهل پرو، ۴۰۰ کیلومتری جنوب شرقی لیما، به صورت نهر یا شیار در صحرای غیر قابل کشت نازکا ترسیم نموده اند. این نقش ها آن چنان عظیم و وسیع اند که امکان رویت آنها از روی زمین میسر نیست و تنها می توان با هواپیما به وجود شکل نهاییشان پی برد. چنانچه با هواپیما به این شیارهای کنده شده در دل خاک نگریسته شود، اشکال اغراق آمیزی از مرغان، عنکبوت، سوسمار، سگ، ماهی، نهنگ و غیره با شکلهای هندسی پیرامون آن نظیر ستاره ها، مستطیل ها و چند ضلعی ها آشکار می گردد. این اشکال متعلق به تمدن نازکا است که در حدود ۴۰۰ ق.م تا ۶۵۰ میلادی در این منطقه حیات داشته است.

اشکالی که در زیر مشاهده میکنید، مطابق با شکل بالا و به ترتیب شماره های آن آمده اند.



وال

 


فضانورد یا انسان

 


میمون

 

ساختن و باقی ماندن خطوط
این خطوط به ‌وسیله ذوب اکسید آهن که با سنگ ریزه اندود شده بود، ساخته شده که سطح صحرای نازکا را پوشانده. وقتی سنگفرش برداشته شده، آنها تضادی با رنگ روشن سطح زیری بوجود آوردند. در این دشت چند صد خط ساده، شکل‌های هندسی و همچنین شکل حیوان، حشره و انسان وجود دارند. مساحتی که این خطوط را پوشش می‌دهد، تقریباً ۵۰۰ کیلومتر مربع بوده است و بزرگ‌ترین شکل‌ها در حدود ۲۷۰ متر درازا دارد. این خطوط به دلیل خشکی بسیار زیاد، باد کم و شرایط آب و هوایی ثابت منطقه نازکا، باقی مانده‌اند. به دلیل آنکه صحرای نازکا یکی از خشک‌ترین مناطق زمین است و دمای آن در تمام سال در حدود ۲۵ درجه سانتیگراد می‌باشد، و همچنین باد بسیار کمی می وزد، این خطوط تا به اکنون قابل رویت باقی نگهداشته شوند.

 


سگ یا روباه یا یوزپلنگ

 


مرغ مگس‌خوار

 


عنکبوت

 


سه نکته مرموز در مورد خطوط نازکا قابل بررسی است :

  • خطوط مستقیم با کیلومترها فاصله در تمام مسیرها در بخشهایی از پامپاس یکدیگر را قطع می‌کنند.
  • تعداد زیادی از فرم این خطها به صورت شکلهای هندسی است : مثل زاویه‌ها، مثلث‌ها، شکل‌های خوشه ای، مارپیچ‌ها، مربع‌ها، خطوط مواج و غیره.
  • تعداد زیادی از خطوط نیز به شکل حیوانات درآمده اند.

 


کاندور

 


نوعی لک‌لک

 


طوطی یا پلیکان

 

اگر مردمی ‌که ۲۰۰۰ سال پیش اینجا زندگی می‌کردند فقط از تکنولوژی ساده ای بهره مند بودند، چگونه برای ساختن چنین شکلهای دقیقی برنامه ریزی کرده اند؟ آیا از یک نقشه پیروی کرده اند؟ اگر اینگونه بوده چه کسی آن را ترتیب داده؟

 


دست‌ها

 


درخت

 


مارمولک

این شکل به دلیل ساختن اتوبان
از وسط آن دیگر وجود ندارد

 


گیاه دریایی که در شکل اصلی نشان داده
شده است ولی شماره نخورده

 


اهداف و دلایل ساخت

هدف این نقشها چه بوده است؟ از لحظه ی کشف نقش های نازکا در چهل سال پیش به وسیله ی دکتر پل کوزوک، این معما به صورت یک مساله ی حیرت انگیز و پیچیده ی باستانی باقی مانده است.

فرضیات و نظریات بسیاری ابراز شده. آیا به معنی امری عبادی و مظهری از نیایش افراد بشر است که مشعل به دست به صورت دسته جمعی در طول این خطوط تصویری در اوقات مقدس، به ستایش و نیایش می پرداخته اند؟ آیا مشتمل بر کهن نقشه ای نجومی از سماوات و به تعبیر دکتر کوزوک، «بزرگ ترین کتاب نجومی جهان» هستند؟ آیا اطلاعاتی نمادین از نیاکان برای نسل های آینده بشری هستند؟

اما جنجالی ترین فرضیه مطرح شده درباره این خطوط توسط اریک فون دنیکن و در کتاب ارابه خدایان می‌باشد. او ادعا کرده که این خطوط در حقیقت فرودگاهی برای سفینه‌های فضایی بیگانگان بوده است!

به نظر می‌آید بومیان نازکا، به وسیله‌ی نمودارها، این اشکال را بر روی زمین ترسیم می‌کرده‌اند. به این ترتیب که شکل مورد نظر خود را در اندازه‌ی کوچک بر روی نمودار رسم کرده و سپس آن را در ابعاد بزرگتر روی زمین می‌کشیده‌اند.

 


برچسب‌ها: دربارهی موجودات فضایی, بشقاب پرنده, باستان شناسی, مقاله های ارسالی
تاریخ : ۱۳٩٠/۱٠/۳
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

 

وقتی ذرات گرد وغباری که در فضای بین سیارات قرار دارند وارد جو زمین می شوند در اثر سرعت بالا و اصطکاک شدید به وجود آمده می سوزند و به صورت شهاب دیده می شوند. 

مقدمه

 

وقتی ذرات گرد وغباری که در فضای بین سیارات قرار دارند وارد جو زمین می شوند در اثر سرعت بالا و اصطکاک شدید به وجود آمده می سوزند و به صورت شهاب دیده می شوند. در آسمانی صاف و تاریک ممکن است در هر ساعت چند  شهاب مشاهده کنید که در نقاط مختلف آسمان ظاهر و به سرعت محو می شوند. اما در شبهای خاصی از سال تعداد شهابها به یکباره زیاد می شود که به این پدیده «بارش شهابی»  گفته می شود. بارش های شهابی در اثر ورود توده ای از ذرات به جو زمین به وجود می آیند. این ذرات با سرعت های زیاد(چند ده کیلومتر در ثانیه) و تقریبا" به طور موازی وارد جو می شوند. در نتیجه از دید ناظر زمینی به نظر می آید که همه شهابها از یک نقطه آسمان خارج می شوند که به این نقطه کانون بارش گفته می شود. کانون بارش در هر صورت فلکی باشد، بارش شهابی به نام آن خوانده می شود. اگر کانون دو یا چند بارش در یک صورت فلکی باشد ، از نام ستاره درخشان نزدیک کانون هم استفاده می شود ، مانند بارش اتا دلوی یا دلتا دلوی

 

منشاء

 منشاء بسیاری از بارش های شهابی، دنباله دارها هستند. این صخره های یخی با حرکت خود ذرات ریزی به جا می گذارند. با  نزدیک شدن دنباله دار به خورشید تعداد ذرات به جا مانده افزایش می یابد. بنابراین مدار دنباله دار مملو از ذراتی می شود که با همان سرعت دنباله دار و تقریبا" در همان مدار به دور خورشید گردش می کنند. به دلیل حرکت متناوب زمین به دور خورشید ، سیاره ما در زمان مشخصی از سال به نزدیکی مدار دنباله دار می رسد و با برخورد به این ذرات بارش شهابی رخ می دهد.

 

 

زمان اوج بارش

بازه فعالیت

نام بارش

2 اردیبهشت

27 فروردین-5 اردیبهشت

شلیاقی

16 اردیبهشت

30 اردیبهشت ـ 7 خرداد

اتا ـ دلوی

6 مرداد

21 تیر ـ 28 مرداد

دلتا دلوی جنوبی

21 مرداد

24 تیر ـ 3 شهریور

دلتا دلوی شمالی

22 مرداد

26 تیر ـ 2 شهریور

برساووشی

17 مهر

14 مهر ـ 18 مهر

تنینی

30 مهر

10 مهر ـ 16 آبان

جباری

14  آبان

9 مهر ـ 4 آذر

ثوری جنوبی

21 آبان

9 مهر ـ 4 آذر

ثوری شمالی

27 ابان

23 آبان ـ 30 آبان

اسدی

23 آذر

16 آذر 26 آذر

جوزایی

1 دی

26 آذر ـ 5 دی

دبی

14 دی

11 دی  ـ 15 دی

ربعی

مهمترین بارشهای شهابی سالیانه

 

معرفی چند بارش شهابی

بارش های شهابی زیادی در طی سال اتفاق می افتد که از این بین جند بارش شهابی به علت تعداد شهابها از اهمیت بیشتری بر خوردار هستند که به معرفی آنها می پردازیم:

 

بارش شهابی برساووشی

بارش شهابی برساووشی یکی از معروفترین بارش های شهابی سالیانه است که در2 2-21 مرداد به اوج فعالیت خود می رسد. شاید به جرات بتوان گفت که بارش شهابی برساووشی، یکی از شورانگیزترین فستیوالهای سالیانه نجومی باشد که در شب های گرم تابستان منجمان آماتور را گردهم می آورد. نخستین گزارشات رصد این بارش به بیش از 2000 سال پیش بر می گردد که در شرق دور(چین،ژاپن و ...) ثبت شده است. دنباله دار منشاء بارش برساووشی دنباله دار سویفت-تاتل است که در سال 1862 توسط لوییس سویفت از نیویورک و هورس تاتل از رصدخانه هاروارد کشف شد. چند سال پس از کشف این دنباله دار بود که «شیاپارلی» با کمک محاسباتش نشان داد که دنباله دار سویفت-تاتل منشاء بارش شهابی است. این اولین بار بود که ارتباط بارش شهابی و دنباله دار به اثبات می رسید. افزایش فعالیت بارش برساووشی در سالهای 63-1861 تایید کننده این مطلب بود. دوره تناوب دنباله دار سویفت-تاتل حدود 130 سال است و آخرین بار در اوایل دهه 1990 به حضیض خود رسید و در سالهای 1992و 1991 نیز تعداد شهابهای بارش برساووشی بیش از حد معمول بودند. در زمان اوج این بارش شهابی در زیر آسمان تاریک در هر ساعت دهها شهاب قابل مشاهده خواهد بود.

 

بارش شهابی اسدی

ظهور چشمگیر بارش اسدی ۱۷۹۹ را بسیاری از دریانوردان و ساکنان قاره آمریکا رصد کردند. در سال۱۸۳۳نیز بارش اسدی شگفتی آفرید. در مدت چند ساعت تعداد شهاب ها به هزاران عدد در ساعت رسید . بطوریکه  بسیاری تصور کردند،جهان به پایان رسیده است. در این سال رصدگران با مشاهده شهاب ها، کانون بارش را تشخیص دادند.

در سال ۱۸۳۷ ، «هاینریش اولبرس» با بررسی بارش اسدی در دهه های گذشته ، دوره فعالیت آن را ۳۳ یا ۳۴ سال تعیین کرد. در آن زمان مشخص شد که منشاء بارش شهابی اسدی دنباله دار تمپل-تاتل است که به تازگی کشف شده بود. در دهه های بعدی بارش شهابی اسدی فعالیت چشمگیری نداشت اما در سال۱۹۶۶ شهابهای اسدی غوغایی آفریدند. در مدت کوتاهی آسمان پر از شهاب شد. بطوریکه برخی از رصدگران در آمریکای شمالی از ظهور۳۰ شهاب در یک ثانیه خبر دادند !

دنباله دار تمپل-تاتل در آخرین گذر خود در نهم اسفند۱۳۷۷ به حضیض مدارش رسید. در این سال اوج بارش ۲۰ ساعت زودتر از زمان پیش بینی شده اتفاق افتاد .آنهایی که موفق به رصد آن شدند آذر گوی های بی نظیری را دیدند.در سال ۱۳۷۸ بارش اسدی در۵:۳۰  صبح ۲۷ آبان با ظهور هزاران شهاب در ساعت به اوج خود رسید.در این زمان کانون در ارتفاع زیادی قرار داشت و بسیاری از ساکنین خاور میانه توانستند شاهد این آتش بازی آسمانی باشند.

 

رصد بارش شهابی

اختر شناسان بارش های شهابی را با روش های مختلفی همچون رصد مرئی

، رادیویی با تصویربرداری ویدئویی و حتی با تلسکوپ ( در برخی از بارش های کم شمار ) بررسی می کنند. با این روش ها ، تا کنون بیش از

۵۰ بارش شهابی بررسی شده است. یکی از رایج ترین و کم هزینه ترین روش ها، رصد مرئی است ، یعنی تماشای مستقیم شهاب ها که به یکی از علاقه مندی های اصلی منجمان آماتور امروز تبدیل شده است. منجمان آماتور در به دست آوردن داده ها و اطلاعات در این زمینه نقش بسیار مؤثری دارند. داده هایی که به وسیله ی آماتورها جمع آوری می شود، می تواند به اخترشناسان در درک بهتر از چگونگی پیدایش و تحول منظومه ی شمسی ، تکامل حیات کمک کند.

برچسب‌ها: مقاله ها, نجوم, سیاهچاله, مقاله های ارسالی
تاریخ : ۱۳٩٠/۱٠/۳
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

سفر به ناشناخته

  

فرازمنیان و حوادث بزرگ  بخش چهارم

گزارش هفتگی

نویسنده : آرش بیک

قسمت  423: دانستنیها

 

دوستان درود، ادامه گزارش فرازمینیان و حوادث بزرگ، بخش چهارم را به آگاهی میرسانم .

در ادامه، گزارشگر می  گوید: بر اساس تحقیقات "تئوریسینهای فضانوردان کهن"، در اکثر حوادث عظیم و فجایع طبیعی که تا بحال در کره زمین اتفاق افتاده است سفاین فرازمینیان "یوفو"، دیده و شناسائی شده اند. حداقل از زمانی که بشر رکورد حوادث طبیعی و فاجعه بار را با جزئیات، جمع آوری کرده است. سوال اینجاست که چرا این سفاین دیده می شوند؟ آیا فرازمینیان حوادث طبیعی کره زمین را دنبال می کنند و اصولا فجایع زمینی پدیده ایست که کنجکاوی آنها را جلب می کند؟ یا آنکه هدف دیگری را دنبال می کنند؟

در آوریل 14، 1561،  در شهر نورنبرگ، در کشور آلمان، هنگامیکه مردم این شهر صبحگاه از خواب بیدار می شوند، بناگاه آسمان شهر خود را در محاصره بشقاب های پرنده عظیم می بینند! این سفاین دیسک مانند به رنگهای، سیاه، قرمز، زرد، آبی و نارنجی دیده می شوند  که در آسمان حضور داشته و براساس شواهدی که امروزه در بایگانی شهر نورنبرگ وجود دارد ، حادثه آن روز را با جزئیات کامل نوشته شده دارد . در میان سفاین دیسک شکلی که در آسمان شهر پدیدار شده بودند، بی درنگ دو سفینه سیلندر شکل ، یکی از آنها ازطرف شرق به سوی غرب پرواز می کرد و دیگری برعکس در آسمان شهر پدیدار شدند و بعد از آنکه به نزدیکی یکدیگر رسیدند آتشبارهای این سفاین به سوی هم نشانه رفته و بسوی یکدیگر شلیک کردند تقریبا پس از یک ساعت نبرد در آسمان شهر، تعدادی از سفاین که به صحنه نبرد پیوسته بودند مورد هدف طرفین قرار گرفته و در شهر و حومه آن سقوط می کنند و پس از برخورد با زمین دچار انفجارهای مهیبی شده و از بین می رفتند.

پنج سال پس از وقوع این حادثه یک مهندس آرشیتکت اتریشی، بنام "هانس گلیزر"، صحنه نبردی که شاهد آن بود را، در یک اثر هنری که از چوب ساخته شده بود به نمایش میگذارد. در این رابطه دکتر "ویلیام بریملی"، می گوید: در گزارشی که از صحنه این ماجرا، در آرشیو کتابخانه شهر"نورنبرگ"، وجود دارد و بر اساس اثر هنری، "هانس گلیزر"، سفاین دیسک شکل و سیگار شکل در آسمان در حال نبرد هستند، در گوشه سمت راست این اثر چوبی، می توان تعدادی "یوفو"، را که سقوط کرده و در میان دود و آتش اند را مشاهده کرد. از این صحنه می توان این نتیجه را گرفت که ظاهرا خصومت میان فرازمینیان امر دیرینه ایست که در اغلب کتب و الواح باستانی نیز بدان اشاره شده است.

گزارشگر در این رابطه می گوید: گروهی از "تئوریسینهای فضانوردان کهن"، معتقدند که این اثر هنری "540"، ساله، مدرک بسیار قابل توجهی مبنی بر وجود نبرد میان فرازمینیان در کیهان است.

"ویلیام بریملی"، همچنین اضافه کرده و می گوید: بر اساس شواهدی که در کتیبه ها و الواح قدیمی وجود دارد، نبرد میان فرازمینیان می تواند بخاطر سلطه بر کره زمین یا آنکه ، پاک کردن زمین از نژاد انسان باشد. بعنوان مثال در دوران "پلیگ"، (دوره خاصی که در تورات بدان اشاره شده)، اشاره شده که اجسام مدور و نورانی در آسمان، گاز کشنده ای را بوجود آورده بودند و انسانها با استشمام این گاز از پای در می آمدند.

گزارشگر می گوید: آیا می توان حوادث کهن را به حوادث فعلی که بخشاً حوادث فاجعه بار طبیعی است مرتبط ساخت؟ و آیا مدارکی وجود دارد تا ثابت کند که این سفاین بیگانه، نقش موثری در بوجود آوردن این فجایع دارند؟

شاید بتوان پاسخ این سوال را در جائی مانند "فلورانس"، در کشور " ایتالیا"، جستجو کرد! آنهم در آرشیو یا مدارکی که نابغه بزرگ "لئوناردو داوینچی"، از خود بجای گذاشته است! در سال 2005، در شهر فلورانس، گروهی از محققان و جغرافی دانان وابسته به ارتش ایتالیا، بطور اتفاقی کارگاه سری لئوناردو داوینچی را در آن شهر پیدا کردند. در این رابطه "دیوید ویلکاک" ، محقق جوان آمریکائی می گوید: لئوناردو، براستی یک نابغه تمام عیار بود، او نقاش، آرشیتکت، مخترع، شاعر و ریاضی دان بود، او توانایی این را داشت که با دست راست خود بنویسد و همزمان با دست چپ نیز بطور برعکس مشغول نگارش باشد، وی میگوید به عقیده من، این شخصیت تاریخی را باید بهتر بشناسیم تا بتوانیم اسرار بیشماری را از کارهای او بدست آوریم.

گزارشگر می گوید :"لئو ناردو داوینچی"، بخاطر اثر بی نظیر"لبخند ژوکند"، معروف شده است، اما زمانی که به دستنوشته های او رجوع می کنیم، خصوصا دست نوشته های جدیدی که از او در کارگاهش بدست آمده، به نبوغ عظیم او در زمینه های گوناگون می توانیم پی ببریم. او ماشین آلات جنگی بیشماری را طرح ریزی کرده بود بعنوان مثال ابزاری مانند تانک، اسلحه خود کار و هلی کوپتر و حتی زیر دریائی که در آن دوران وجود خارجی نداشتند.

"دیوید ویلکاک"، در این رابطه می گوید: او از اسرار بیشماری آگاه بود و ظاهرا وی از الواح و کتیبه های باستانی الهام گرفته بود یا آنکه گروهی خاص، این مدارک کهن را به او داده بودند تا بر روی آنها مطالعه کند! مدارکی بدست آمده که لئوناردو، با شخص فرازمینی، که یا بطور فیزیکی او را میدیده یا آنکه به شکل تلپاتیک با وی ارتباط داشته و مراوده اطلاعاتی انجام میداده است! "ویلیام بریملی"، در این رابطه می گوید: این را میدانیم که او ماشینی اختراع کرده بود که بشکل مدور بود، چیزی شبیه به "یوفو"، و حتی به وی اطلاعاتی مبنی بر ساختن سلاحهای گوناگون داده شده بود. آیا این اطلاعات نشان نمیدهد که فرازمینیان قصد شومی را در سر می پروراندند؟ "دیوید ویلکاک"، در این باب می گوید: آیا این اطلاعات برای این منظور به وی داده می شد که حیات بر روی کره زمین را توسط جنگ و خونریزی مورد تهدید قرار دهد؟

ادامه دارد پایدار باشید

آرش بیک

منبع:http://safarbenashenakhteh.persianblog.ir/


برچسب‌ها: مقاله های ارسالی, دربارهی موجودات فضایی, 2012, 20222012
تاریخ : ۱۳٩٠/٩/٢٧
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

فیلم THE FOURTH KIND(نوع چهارم)

این فیلم فقط برای افراد بالای 18 سال و کسانی که مشکلات قلبی و عصبی ندارند پیشنهاد می شود

می خواستم توضیهاتی درباره این فیلم بدهم ولی دوست خوبم بهتر این فیلم را تفصیر کرده بخاطر همینم تن آن را می گذارم

E.NE.NE

ME.NA.AM

ME.EN.DE.EN

IGI.KAR

A.E.SA.IE.KAE

SUG.ZAG.GU

ZIM .A.BU

E.TER

اینها سخنان آنوناکی هستند در فیلم THE FOURTH KIND (نوع چهارم ). شاید بتوان گفت برای اولین بار می توانید صدای یک نژاد بیگانه را که به زبان سومری صحبت می کند در این فیلم بشنوید .

 

برخورد نوع اول : شما شی بیگانه ای را می بینید .

برخورد نوع دوم : زمانی است که مدرک مستندی از آن شی یا موجود داشته باشید مثل علائم دایره ها و ...

برخورد نوع سوم : شما با آنها تماس پیدا می کنید .

برخورد نوع چهارم : برای انسان این برخورد می تواند وحشتناک ترین اتفاق در زندگیش باشد و زمانی اتفاق می افتد که آنها شما را ببینند و ببرند .

دکتر ابیگل امیلی تایلر . دکتر روانشناس با پدیده ای روبرو می شود که از نظر او و همکارانش غیر قابل توضیح می باشد . این پدیده منجر به مرگ همسر او می شود . برای گروهی از بیماران او هم نظیر همین اتفاق می افتد . بیمارانی که وقتی هیپنوتیزم می شوند تا به یاد بیاورند چه اتفاقی برای آنها افتاده اتفاقات وحشتناکی برای آنها می افتد . خوب تا اینجا ما با یک فیلم معمولی طرف هستیم اما آنچه که این فیلم را متفاوت می کند تصاویر ضبط شده ای از حوادث اصلی است که مو بر اندام انسان سیخ می کند . این تصاویر در لابلای فیلم در کنار تصاویر اصلی قرار می گیرند .

آفرینش ما ..... بیازما ...... ویران کن ............من ....... اراده من ..... متعلق به من ........ جهان ...... من ..... پدر .... هستم . من ........ خدا ....... هستم . من ......... ناجی هستم

. چنین کلماتی این فیلم را متفاوت می کند از یک فیلم هالیوودی که قرار است برای مدتی ما را سرگرم کند . این جملات یاد آور جملات ابتدایی انکی به اندوبسار هستند در کتاب گمشده انکی . جایی که اندوبسار می گوید : او صدای مهیبی داشت و من فقط صدای او را می توانستم بشنوم در اتاقی به مدت چهل شبانه روز و ....

« ... و آنها اجازه پیدا کردند فرود بیاییند در جزیره ای که دروازه محل اقامت خدای بزرگ بود . و آنها در آن لحظه دستهایم را رها کردند بطوریکه انگار هرگز درخششی در دستهایم نداشتم . و دیدم که چگونه روح زندگی ایم تخلیه شد قبل از اینکه غرق شوم یا توسط زمین بلعیده گردم . از خواب عمیق بیدار شدم و بعد تمام حسهای زندگیم بیدار شد و می شنیدم که کسی نام مرا صدا می کند . و من جایی محصور شده  بودم .اگر چه تاریک بود اما تشعشعی نورانی نیز وجود داشت . نامم را توسط صداهای مهیبی صدا می کردند .

اگر چه من می توانستم صدارابشنوم اما نمی توانستم بگویم صدا از کجاست و چه کسی دارد صحبت می کند . صدا به من گفت : ای اندوبسار فرزند آداپا من تورا بعنوان کاتب خودم انتخاب می کنم . ناگهان در چهار دیواری که من در آن بودم نقطه قرمز رنگی پیدا شد و من مکانی را دیدم تمیز ومرتب و آماده شده برای کار کتابت ... »

کتاب گمشده انکی

سازندگان فیلم هم در ابتدا و هم در انتهای فیلم برای توضیح پدیده ناشناخته ای که در فیلم اینچنین بیرحمانه با انسان رفتار می کند مجبور شده اند از بازیگران برای تک گویی استفاده کنند  و از زبان آنها به ما بگویند که تصمیم با شماست که آنچه را می بینید باور کنید یا نه .

مصاحبه کننده : دکتر تایلر آیا چیزی که شما دیدید که می گوید من خدا هستم آیا می توانست خدا باشد ؟

دکتر تایلر : اون ناامیدی مطلق بود . او نمی توانست خدا باشد .

 

صفحه ای از کتاب سومریان که توسط بازیگر اصلی فیلم مطالعه می شود .

اگر تا قبل از دیدن فیلم به من می گفتند بگو که دیدن این فیلم برای افراد زیر 18 سال و کسانی که دارای ناراحتی قلبی هستند ممنوع می باشد می خندیدم . اما وقتی خودم فیلم را دیدم متوجه شدم که دیدن این فیلم برای کسانی که سابقه بیماری اعصاب یا حملات روانی و ناراحتی قلبی دارند اصلاً توصیه نمی شود و تا جایی که می توانید دیدنش را طوری تنظیم کنید که نخواسته باشید بلافاصله بخوابید .

دکتر تایلر : آیا شما هم چیزی را که من دیدم دیدید ؟ آیا باور می کنید ؟

دکتر کامپوس : من چیزی را که شما دیدید ، دیدم اما من نمیتوانم باور کنم !!!!!

 از وبلاگ http://lostbook.persianblog.ir/

خوب شاید برای شما دوستان موضوع این فیلم خنده دار باشد بخاطر همین یک صحنه از این فیلم را در وب قرار می دهم و خواهم می کنم برای کنجکاوی آن را نگاه نکنیدچون این صحنه های واقعی فیلم هست

در فیلم دکتر تایلور را می بینید که هیپنوتیز می شود به کمک یکی از دوستان روانشناسش

http://www.youtube.com/watch?v=DnH45syvnbk&feature=colike لینک دیگر تماشای فیلم

خوب عزیزانی که فکر می کند این اتفاق برایشان افتاد می تواند در قسمت نظرات درج کند چون قرار هست به کمک چند تن از دوستانم روی این موضوع تحقیق کنیم و نتایج را برایتان در وب قرار می دهم

منتظر نظرات شما هستیم


برچسب‌ها: مقاله ها, مقاله های ارسالی, عجیب اما واقعی, منطقهarea51 - 51
تاریخ : ۱۳٩٠/٩/٢٢
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

فرازمنیان و حوادث بزرگ  بخش سوم

گزارش هفتگی

نویسنده : آرش بیک

قسمت  422: دانستنیها

 

 

با درود فراوان ، ادامه گزارش فرازمینیان و حوادث بزرگ ، بخش سوم، را به آگاهی میرسانم .

"فلیپ کوپنز"، می گوید: به انجیل که مراجعه می کنیم و با ماجرای حضرت نوح برمی خوریم با شخصی روبرو می شویم که از آینده خبر دارد. در حالیکه هیچ انسان دیگری در کره زمین در آن زمان از حوادث آینده خبر نداشته است. نکته دیگر آنکه نوح آگاهی داشت که از حادثه ای که در انتظار بشر است جان سالم بدر خواهد برد. سوال اینجاست که چگونه نوح از جزئیات حوادثی مانند طوفان ویرانگر خبر داشت؟ اصولا چه کسی او را در جریان چنین حادثه ای قرار داده بود؟ خداوند کائنات یا فرازمینیان؟

"جرجیوتسرکالوس"، در این رابطه می گوید: شاید فرازمینیان بوجود آورنده طوفان ویرانگر(نوح) بودند و یا آنکه طوفان، جزئی از چرخه طبیعی حیات در کره زمین است و فرازمینیان از عظمت حادثه ای که قرار بود رخ دهد آگاهی داشته و می خواستند به نوح و اطرافیانش کمک کرده تا بدینوسیله جلوی نابودی نسل انسان در کره زمین را بگیرند؟ در واقع فرازمینیان بودند که جلوی نابودی نسل انسان راگرفتند!

گزارشگر می گوید: آیا دلیل خاصی وجود دارد که انسان در مواقع متعدد و حوادث مهیب مانند طوفان نوح می بایست جان سالم ببرد؟ آیا موجودات فرازمینی نقشی در بوجود آوردن اینگونه حوادث ویرانگر داشته اند؟ اگر چنین است، این موجودات ویرانگر چه کسانی هستند؟ و هدف نهایی آنان چیست؟

سال 2004، در اندونزی، سونامی عظیمی رخ داد که همه شاهد آن بودیم. دراین حادثه دل خراش، بیش از 230 هزار انسان هلاک شدند و به بیش از 14 کشور که در تیر رس این سونامی قرار گرفتند صدمات عظیمی وارد شد بطوریکه این حادثه یکی از بزرگترین حوادث ویرانگر در تاریخ بشریت نام گرفت. زمین شناسان مدعی شدند که حرکت پوسته کره زمین در اقیانوس هند، سبب چنین سونامی عظیمی که به ارتفاع بیش از 30 متر می رسید شد. پرفسور "مایکل دنین"، در این رابطه می گوید: اصولا سونامی به معنی سوپر موج شناخته شده است و این بدین معنی است که به زبان ساده چه اندازه انرژی به اقیانوس وارد می شود که سونامی را بوجود آورد. قدرت سونامی در حدی است که امواج را تا هزاران کیلومتر در سطح دریا حرکت می دهد.

گزارشگر می گوید؛ چند روز قبل از این حادثه مرگبار، در روزنامه های معتبر هندوستان گزارشات ویژه ای از دیده شدن "یوفو"، درمناطق مختلف در هند و دیگر مناطق قاره آسیا، به چاپ رسیده بود.

"ویلیمام بریملی"، در این رابطه می گوید: گروهی از ساکنا ن منطقه قاره آسیا، خصوصا هند، با تماس گرفتن با مقامات دولتی اطلاع داده بودند که شاهد اشیا نورانی در آسمان هستند. گروهی از دانشمندان معتقدند که بخاطر سائیده شدن پوسته زمین وانرژی حاصل از آن، دیده شده است که در آسمان انوار رنگارنگی پدیدار می شود و به همین دلیل شاید مردم منطقه، شاهد چنین انواری بوده اند؟ گروهی از دانشمندان حتی نام "انوار زمین لرزه"، بر این پدیده عجیب نهاده اند!

گزارشگر می گوید، دانشمندان زمانی "انوار زمین لرزه"، را شناسائی کردند که برای اولین بار در سال "1960"، زمین لرزه بزرگی در کشور ژاپن رخ داد و دقیقا ساعاتی قبل از این حادثه انوار رنگارنگی در آسمان ژاپن دیده شده بود. در مجموع ، ارتباط  انوارزمین لرزه با دیده شدن یوفو، هنوز بطور علمی کاملا ثابت نشده است.

"فلیپ کوپنز"، معتقد است که هرچه هست، این مسئله ثابت شده است که حوادث بزرگ و موجودات فرازمینی در رابطه با هم هستند و سوال اصلی این است که آیا لرزش و سائیده شدن پوسته زمین، سبب دیده شدن یوفو، در آسمان می گردد یا خیر؟

گزارشگر در بخش دیگری راجع به "ایسلند"، صحبت می کند و می گوید، درآوریل "2010" بزرگترین آتش فشان که پیش از "200" سال آرام مانده بود رخ می دهد، دقیقا لحظاتی پس از این حادثه خبر نگارانی که با هلیکوپتر از محل آتش فشان مشغول فیلم برداری بودند، متوجه پرواز بیش از 30،”یوفو” که مانند حرف “وی انگلیسی”، در آسمان پرواز می کردند شدند.

" فلیپ کوپنز"، در این رابطه می گوید: عکسها و فیلمهای بیشماری از این آتش فشان گرفته شده است و در اغلب آنها تصاویر “یوفو”، دیده  می شوند که در میان دود و غبار آتش فشان، در حال پرواز هستند. این سفاین بدون شک تحت کنترل موجودات هوشمند هستند، جالب توجه است که گروهی منتقد، گفته اند که این اشیا پرندگانی بیش نیستند، درصورتیکه  پرندگان در چنین شرایطی، آنهم در ارتفاع بلند قادر به پرواز نیستند.

گزارشگر در رابطه با آتش فشان می گوید: بر اساس تحقیق دانشمندان، آتش فشان زمانی رخ می دهد که سنگهای زیرین پوسته زمین، دچار حرارت بیش از حد شده و تبدیل به مذاب می گردند و در اثر چنین تحولاتی گاز تولید میگردد و این گاز با فشار بیش از حد، راهی برای خروج از پوسته زمین پیدا کرده و همراه مذاب به بیرون فوران می کند.

گزارشگر می گوید؛ گروه بیشماری از دانشمندان هنوز بر این عقیده پافشاری  می کنند که حوادث بزرگ و “یوفو”، در رابطه با هم دیگر هستند.

"فلیپ کوپنز"، بار دیگر می گوید؛ حضور فرازمینیان در این مواقع دو چیز را نشان می دهد، یکی آنکه آنان حضور دارند ودرزمان وقوع  حوادث بزرگ ، فقط شاهد و بیننده هستند، یا آنکه خود در این حوادث و بوجود آمدن آنها، دست دارند؟

"ویلیام بریملی"، در این رابطه می گوید؛ آیا می توان آتش فشان را بوجود آورد و بعنوان مثال اقدام یا عملی کرد که سبب آتش فشان شد یا خیر؟ زیرا آتش فشان یا سنگ مذاب زیر پوسته زمین، همیشه آماده جهش است؟ هنوزجواب این معما را نمی دانیم.

ادامه دارد

پایدار باشید

آرش بیک

 

 


برچسب‌ها: مقاله های ارسالی, دربارهی موجودات فضایی, 2012, 20222012
تاریخ : ۱۳٩٠/٩/۱٦
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

 فرازمینیان و حوادث بزرگ قسمت دوم

 

 

سفر به ناشناخته by

فرازمنیان و حوادث بزرگ  بخش دوم

گزارش هفتگی

نویسنده : آرش بیک

قسمت : 421 دانستنیها

 

با درود، ادامه گزارش فرازمینیان و حوادث بزرگ، قسمت دوم، را به آگاهی میرسانم .

و اما "اریک فون دنیکن"، در رابطه با بخش "رولیشن"، انجیل می گوید: این بخش از کتاب انجیل، راجع به آینده بشر پیش بینی کرده است که در دوران پایانی، فرشتگان در آسمان نمایان می گردند و بشر را مورد قضاوت قرار داده و بقولی دوران حسابرسی اعمال نیک و بد انسان در روی کره زمین را آغاز می کنند. زمین لرزه های مهیب، طوفانهای سهمگین، سیل وسونامی های عظیم که ویرانی برای بشربه بار می آورد.

گزارشگر در این رابطه می گوید: جهت اثبات بیشتر پیشگوئی های انجیل، در سال 1947در صحرای "جودا" در اسرائیل، در غاری بنام "اریک" باستانشناسان تعداد "900"،  لوح که درزمان حضرت عیسی نوشته شد ه بود را بطور اتفاقی پیدا کردند. این الواح بنام "طومارهای دریای مرده"، شناخته شده است و بخشی از کتاب انجیل بوده که تا آن تاریخ مفقود مانده بود. درمیان این طومارها، تاریخ شناسان و انجیل شناسان به طومار مهمی بر می خورند که به"طومار جنگ"، معروف است و دراین سند تاریخی، از  جنگهای مهیب دوران آخر زمان با جزئیات کامل گزارش داده شده است. جنگی میان روشنائی و ظلمت، یا به عبارتی میان "حق و باطل"، . پرفسور " ویلیام .ج، فولکو،" باستانشناس آمریکائی، دراین رابطه می گوید: طومارهای معروف به دریای مرده، از نبرد میان فرشتگان نیک و فرشتگان پلید خبر می دهد، دقیقا مانند نوشته های کهن دیگراز تمدنهای کهن، که همواره درانتها ، در برابر هم آرایش جنگی بخود می گیرند تا به مصاف هم رفته و یکی از آنان پیروز گردد، به عبارتی جنگ شیطان، با فرشتگان خدا.

پرفسور" توماس بولارد"، در این باب می گوید: ظاهرا ما با دو نیروی نسبتا برابر مواجه ایم، یا به عبارتی خدایان ظلمت و خدایان روشنایی . این خدایان در برابر یکدیگر صف آرائی  می کنند و مشغول نبرد نهائی می گردند. این صحنه ها، بیشتر انسان را بیاد نبرد موجودات فرازمینی می اندازد. وی  در ادامه می گوید: دقیقا متالژی کهن، مانند مسیحیت و اسلام ، چنین صحنه ای را درکتاب انجیل و قران برای آدم به تصویر می کشند که درنهایت خداوند  در نبردی سهمگین با شیطان و غلبه بر او، صلح ابدی را در زمین بر قرار می کند. گروهی نیز براین باورند که منظور از این نبرد، این است که فرازمینیان در دوران آخر زمان، به کره زمین بازخواهند گشت و در نبردی خونین درمیان خود وانسانهائی که تعدادی درجبهه شیطان و گروهی نیزدرجبهه خداوند پیوسته اند به مصاف یکدیگر می روند.

گزارشگر می گوید: آیا این هشدارها براستی از جانب خداوند کائنات است یا آنکه از جائی دیگر سرچشمه می گیرد؟ و آیا اگر روزگاری با حوادث فاجعه بار روبرو گردیم ، این یک نبرد خدایی است یا آنکه صرفا یک چرخه طبیعی، که از آن آگاه نیستیم. گزارشگر توضیح داده و می گوید: در ساحل "توبا"، در کشور اندونزی ، سوپر آتشفشانی قراردارد که در حدود "76"، هزار سال پیش به ناگاه شروع به فوران کرده و در اثر آن آتشفشان، اوضاع جوی کره زمین به سرعت تغییر کرده و تقریبا نسل انسان را تا مرز نابودی پیش میبرد!

پرفسور "مایکل دنین"، فیزیکدان آمریکائی، در این باب می گوید: زمانیکه چنین سوپر آتشفشانی بوقوع می پیوندد، نگرانی بزرگی که پیش می آید این است که ذرات خاک حاصل از آتشفشان به سطوح بالای اتمسفر رفته و سپر غطوری تشکیل می دهد و مانع از تابش خورشید به زمین می گردد و دراثر چنین حادثه ای کره زمین آغاز به سرد شدن می کند و اگر این ماجرا ادامه پیدا کند در آنموقع می باید بطورجدی نگران حیات موجودات کره زمین باشیم !

گزارشگر می گوید: دانشمندان چنین حادثه ای را آغاز دوران محدود شدن ژنتیکی جانداران در روی کره زمین می نامند.

" جورجیو سوکالوس"، در این رابطه می گوید: حداقل دوبار موجودات کره زمین چنین حادثه خوف آوری را تجربه کرده اند. بطوریکه یکبار زمانیکه این اتفاق افتاد، تنها تعداد 3 هزار موجود "هومو سیپین"، در سرتا سر کره زمین بجا مانده بود. " ویلیام بریملی"، نویسنده کتاب" خدایان عدن"، در این رابطه می گوید: متاسفانه تکرار تاریخ، یکی از قواعد جدی بازی در کهکشان است. به همین منظور مدارک و شواهدی وجود دارد که فرازمینیان، گاهی در این حوادث و فجایع عظیم دست داشته اند. بعنوان مثال داستان طوفان نوح، که درکتب مذهبی مانند انجیل، تورات و قرآن، آمده است نوشته شده است که فرشتگان یا هرچه که مایلید نام آنان را بگذارید، تدریجا از اعمال بشر خسته و مایوس می شوند خصوصا از اعمال وحشیانه، خشونت بار، برتری طلبی و درنهایت سر و صدای بیش از حد انسان خسته می گردند و تصمیم می گیرند که همه را دریک حادثه بزرگ قربانی کنند. نمونه واضح آن طوفان عظیم نوح است.

" جورج نوری"، برنامه ساز رادیو”C2C”، می گوید، فرازمینیان یا "آنوناکیها"، تصمیم میگیرند که کره زمین را از وجود انسان پاک کنند و فرصتی به کره زمین دهند تا خود را مرمت کند! به همین دلیل طوفان نوح را بوجود آوردند.  درالواح سومری آمده است که خدایان یا یکی از سران "آنوناکی ها "، به کره زمین می آید و با نوح،(زئوسودرا)، صحبت می کند و به او می گوید که، به تو کمک خواهم کرد که کشتی عظیمی فراهم کنی و ازجانوران هریک نروماده ای را انتخاب کنی و بداخل کشتی برده وسپس آماده روز موعود گردی که طوفان و سیل از راه برسد و پس از مدتی بر روی آب و پایان طوفان ، کشتی خود را به ساحل امن برسانی و ...

"فلیپ کوپنز"نویسنده و خبرنگار دراین باب می گوید: زمانیکه به انجیل مراجعه می کنیم و به داستان حضرت نوح بر می خوریم، ظاهرا با شخصیتی مواجه می شویم که به شکلی از آینده خبردارد و...

دنباله دارد

آرش بیک

پایدار باشید

 


برچسب‌ها: مقاله های ارسالی, 20222012, دربارهی موجودات فضایی
تاریخ : ۱۳٩٠/٩/۱۱
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()
با تشکر فراوان از آرش بیگ

فرازمینیان و حوادث بزرگ قسمت اول

گزارش هفتگی

نویسنده : آرش بیک

قسمت : 420 دانستنیها

 

 

با درود فراوان ، گزارش جدید اینهفته بنام "فرازمینیان و حوادث بزرگ" را به آگاهی می رسانم.

گزارشگر در ابتدا می گوید، در طی قرون واعصار، بشر در این کره خاکی زندگی می کند و همواره با فجایع و حوادث بزرگ و کوچک مواجه بوده است. اما سوال اینجاست که آیا براستی این حوادث، سیر طبیعی خود را داشته اند یا آنکه قدرت بزرگتری مانند فرازمینیان در این حوادث و فجایع دخالت داشته اند . گزارشگر ادامه داده و می گوید: اگر فرازمینیان، انسان را خلق کرده باشند این توانائی را هم دارند که ما را پراکنده و یا متشکل نگه دارند، آنها می توانند ما را تحت کنترل خود داشته باشند و ما در حقیقت هیچ کنترلی بر آنها نداریم، همین امور سبب می گردد که ما، در برابر آنها قدرتی نداشته باشیم و آنان تصمیم گیرندگان نهائی به شمار آیند!

میلیونها انسان در سراسر گیتی بر این باورند که درگذشته های دور، کره زمین مورد ملاقات فرازمینیان قرار گرفته است! حال بیائید تصور کنیم که این فرضیه که مورد تائید میلیونها انسان نیز است درست باشد. آیا فرازمینیان براستی به انسان کمک کرده اند تا تاریخ بشریت را به شکل دلخواه آنان بسازیم ؟ اگر چنین باشد، آیا هدف آنان ، کنترل ما زمینیان است؟ آیا در فکر نابودی بشر هستند؟ و یا آنکه تصمیم دارند ما را برای آینده آماده سازند؟

گزارشگر ادامه داده می گوید: در "تولتو گرو"، واقع در مکزیک، سایت باستانی وجود دارد که در گذشته های دور، تمدن "مایا"، در آنجا شکل گرفته است. این تمدن بین سالهای 250 تا  950AD ، قدرت مطلقه نیمکره زمین بحساب می آمده است و در میان کتیبه و الواحی که در این ناحیه پیدا شده است. سنگ نوشته های مایائی وجود دارد که به "خطوط هایروگلیف مایا" معروف است. در ماه آوریل "2006"، یک باستانشناس آمریکائی بنام "دیوید استوارت"، موفق به شکستن کدهای یک کتیبه شد که به "لوح ششم"، معروف است. محققان و دانشمندان بر این باورند که شکستن کد این لوح، در واقع مهر تائیدی بود، بر تحقیقات قبلی باستانشناسان مبنی بر پایان یافتن زمان بر حسب تقویم مایائی . بدین معنی که تقویم یاد شده، در روز 21، دسامبر، سال "2012" به پایان میرسد.

پرفسور "اریک فون دنیکن"، در این رابطه می گوید: بر اساس آنچه که تا بحال از قوم "مایا"، بدست آورده ایم، نقطه پایان این تقویم برابر است با بازگشت خدایان به کره زمین. آنها حتی در نوشته های خود نام یکی از خدایان ، بنام "بالان جوکته"، را که خدای هوشمندی و علم است را خاطر نشان کرده اند که وی در راس دیگر خدایان به زمین باز خواهد گشت.

"جان ون آوکن"، محقق دیگر، در این رابطه میگوید: قوم "مایا"، بدون شک در آن دوران، قدرت همسوئی خارق العاده ای با کائنات داشته و بر اثر چنین قدرت استثنائی ، توانسته است، چنین تاریخ دقیقی را برای بازگشت خدایان و یا آنکه ، وارد شدن کره زمین به مرحله ای دیگر از تکامل را به صراحت اعلام کنند!

گزارشگر می گوید: از تاریخ تمدن مایا تا امروز چهار هزار سال می گذرد. حاصل این تمدن بی نظیر، بناها و اهرام بسیار پیچیده و خارق العاده از نظر فن معماری، کشاورزی بسیار مدرن در زمان خود، ریاضی و ستاره شناسی را میتوان نام برد. اما نکته قابل توجه این است که ، پیشرفتهای علمی این قوم می توانسته در اثر ارتباط با فرازمینیان بوجود آمده باشد. مدرک و شاهدی که می تواند این فرضیه را به اثبات برساند همانا "تقویم اسرار آمیز مایا" است.

"جورجیو سرکالوس"، محقق آمریکائی در این رابطه می گوید: تمام دانشمندان و محققان در یک امر به توافق رسیده اند، و آن تاریخ آغاز این تقویم است!

تاریخ آغاز این تقویم روز 11، آگوست، BC.3114، است و نکته جالب توجه در این است که دراین تاریخ یاد شده، اصولا تمدن مایا هنوز بوجود نیامده بود. حال این سوال پیش می آید که چرا تاریخ آنان از زمانی آغاز گشته که اصلا وجود نداشته اند؟

"جورجیو"، ادامه داده و می گوید: بر اساس کتاب معروف "چیلان بالان"، که به کشیش جاگوار تعلق دارد، نوشته شده که در آن دوران، دروازه های زمین بروی آسمان گشوده شده بود و تعداد 13+9 خداوندگار، از آسمانها به زمین فرود آمدند! در همین بخش از نوشته های این کتاب، ما مدرکی در  دست داریم که گروهی از موجودات فرازمینی، از آسمان یا بهتر بگوئیم از فضا به کره زمین آمده بودند!

"ویلیام بریملی" نویسنده کتاب "خدایان عدن"، در این رابطه می گوید: تمدن "مایا"، جزو تمدنهایی است که حضور روشن فرازمینیان را در میان آنان می توان دید. خدایان فرازمینی در شکل گیری جامعه "مایا"، تاثیرات چشم گیری از خود نشان داده اند. خصوصا در موارد علمی مانند ریاضیات و ستاره شناسی. به عقیده من، بوجود آوردن این تقویم در آن دوران خاص، نشانه قدرت فرابینی فرازمینیان از مطرح کردن آن تقویم بوده است، روز مخصوص 21 دسامبرسال 2012 . گزارشگر در بخش دیگری می گوید: دوران آخر زمان در اغلب تمدنها و ادیان قدیمی به اشکال گوناگون مطرح شده است. بدین معنی که تمدن بشری، روزی در این کره خاکی به پایان خواهد رسید. بعنوان مثال در کتاب تورات در بخش "رولیشن" آمده است که فرشته ای از جانب خدا در جزیره ای بنام "پتموس"، با شخصیتی روحانی بنام "جان" ملاقات خواهد کرد و با او درباره آینده بشریت صحبت خواهد کرد. آن فرشته می گوید، در آن روز موعود (یعنی آخر زمان) خداوند به زمین خواهد آمد تا به اعمال انسانها در کره زمین حسابرسی و قضاوت کند.

پایان بخش اول

پایدار باشید

 

                  شما هم می توانید مقاله هایتان را به وب ارسال کنید

                                     این وب برای همگان هست


برچسب‌ها: مقاله های ارسالی, 2012, دربارهی موجودات فضایی
تاریخ : ۱۳٩٠/۸/٢٠
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

کالبد شکافی موجودات فضایی حادثه رزول

باتشکر از  آقا وحید

 

 

درسال 1952 در مزرعه رزول امریکا یک سفینه فضایی حامل 3 سرنشین در مزرعه ای در آمریکابه نام رزول سقوط کرد ( بر پایه این ماجرا فیلمی نیز در امریکا ساخته شد) این مزرعه به سرعت و درآن زمان توسط نیروی هوایی و اف ب آی و سایرمقامات امنیتی محاصره شد. چندی بعد و با فشار رسانه های امریکا و جهان - دولتامریکا ماجرا را به کلی تکذیب نمود !! اما شاهدان و مزرعه داراناطراف که تعداد انها بیش از 200 نفر بود گواهی میدادند که این موجودات را دیده اندو هم چنین سفینه انها را... به هر حال این ماجرا از تب و تاب افتاد ولی همه سالهمراسمی در سالگرد سقوط سفینه در امریکا بر گزار میشد و هنوز هم میشود. تا اینکه در سال 2000 تعداد 1000 دانشمند برجسته جهان و برندگانجوایز نوبل از جورج بوش درخواست نمودند تا تکلیف رزول را روشن کند! یا تکذیب یاتایید! جورج بوش در بیانیه ای رادیو تلویزیونی و خیلی کوتاه ماجرا سقوط راتایید نمود! و دیگر هیچ توضیحی نداد! از آن پس تصاویری توسط ناسادر اختیار رسانه ها قرار گرفت و هنوز هم دانشمندان در انتظار دریافت ااطلاعاتتکمیلی تر هستند . فقط گفته میشود که از سه سرنشین این فضاپیما 2 نفرکشته شده و مهندس پرواز زنده میماند. این موجود 3 سال در اختیارسرویس های امنیتی و جاسوسی و دانشمندان بود و دست اخر بر اثر ابتلا به انفلو انزافوت میکند . دانشمندان و محققین معتقدند ؛ طراحی هواپیمای ضد رادار - آپولو ها - شاتل های فضایی - و بسیاری از پیشرفت های شگرفامریکا بر اثر دانش این مهندس پرواز میباشد و امریکا هم به همین دلیل نمیخواهد اینموضوع را بیشتر باز کند!!! حتی در بسیاری از مقالات تاحدی قضیه جدی پیگیری شده است که میگویند ؛ موجود رزول بر اثرفشار های تخلیه اطلاعاتی و هم چنین آزمایشات متعدد امریکایی ها فوتنموده است!

 

  


برچسب‌ها: دربارهی موجودات فضایی, مقاله های ارسالی
آخرین مطالب
  ×××
×××
 
 
با سلام خدمت شما بازدید کندعزیز گروه(حمایت از موجودات فضایی )برای تکملیل کردن تیم خود از علاقه مندان دعوت به عمل می آورد برای عضویت در تیم ما به ایمیل F.ARASH90@GMAIL.COMتماس بگیرید