تاریخ : ۱۳٩٢/٥/٢٠
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

با سلام خدمت شما 
گروه" یوفوپرشیا" در راستای بالا بردن سطح دانش علوم یوفولوژیست در جامعه فارسی زبان سعی در تنظیم سری مطالبی کرد، که امروز برای شما گزارشی از مجله راه زندگی در به نام " حضور فرازمینی ها توان حرکتی را از ما گرفته بودن" را قرار می دهیم  
یکی از اصلی ترین معیار های سنجش واقع یوفو"اشیای ناشناخته پرنده" در بین تیم های علوم ماورایی و یوفولوژیست معیار زیر می باشد که برای شما قرار داده ایم
این معیار هم در زمینه روح شناسی و جن شناسی و هم در زمینه علوم یوفولوژیست استفاده می شود .
شما می توانید مستند های در این زمینه را از شبکه LIFE 1 به زبان فارسی نیز مشاهد کنید.

برخورد های نوع یک تا چهار به شرح زیر می باشد

برخورد نوع اول : شما شی بیگانه ای را می بینید .

برخورد نوع دوم : زمانی است که مدرک مستندی از آن شی یا موجود داشته باشید مثل علائم دایره ها و ...

 

برخورد نوع سوم : شما با آنها تماس پیدا می کنید .

 

برخورد نوع چهارم : برای انسان این برخورد می تواند وحشتناک ترین اتفاق در زندگیش باشد و زمانی اتفاق می افتد که آنها شما را ببینند و ببرند .

 

 .................................................................................................................

حضور فرازمینی ها توان حرکتی را از ما گرفته بودن!

مجله راه زندگی اول اردیبهشت 87 شماره 260 

 تهیه و تنظیم توسط:  گروه"حمایت از موجودات فضایی"



این نوع برخورد در جایگاه برخورد نوع سوم و چهارم قرار می گیرد .


در آن غروب گرم تابستانی ، من و همسرم در ایوان منزلمان نشسته بودیم و قهوه می خوردیم .
آسمان بسیار صاف بود و ستاره های کم کم در آن نمایان می شدند . ما در آن زمان ،در منطقه ای دور افتاده نزدیک دهکده ای کم جمعیت زندگی می کردیم . در اطراف منزلمان ، چند زمین کشاورزی بزرگ قرار داشتند که همگی متعلق به خانواده شوهرم بودند
ستاره ها به نحوی زیبا و خیره کننده در آسمان به ما چشمکا می زدند و آسمان آن قدر صاف بود که حتی کهکشان راه شیری را می شد دید . کم ترین نسیمی نمی وزید ولی ماه در آسمان هنوز دیده نمی شد . همه جا در سکوت مطالق فرو رفته بود و کوچک ترین صدایی به گوش نمی رسید . از آنجا که شب ها ، نور ستارگان و مهتاب فضای ایوان منزلمان را کاملا روشن می کرد ، چراغی در بیرون روشن نکرده بودیم . همه جا آن قدر ساکت بود که حتی صدای بهم خوردن بال یک مگس به گوش می رسید .
من و شوهرم که از آن سکوت و آرامش لذت می بردیم ، در سکوت قهوه می خوردیم و غرق زیبایی آسمان شامگاهی و ستارگان درخشان بودیم .

در حالی که نگاه هر دو نفرمان به آسمان بود ، ناگهان چیزی را دیدیم که ابتدا تصویر کردیم یک هوا پیما است . جای تعجبی نداشت ، چون در چند کیلومتری منزلمان فرودگاه قرار داشت . ولی طولی نکشید که متوجه موضوع عجیبی شدیم ! این هواپیما به نحوی غیر عادی و خیلی آرام حرکت می کرد و هیچ صدایی هم نداشت . ما که در آسمان ، به وفور شاهد رفت وآمد هواپیماها بودیم . مگر می شد حرکت هواپیما در آسمان هیچ صدایی ایجاد نکند؟ یا به چه علت ممکن بود که یک هواپیما تا این حد ، آهسته حرکت کند؟!
به همین علت هم من و شوهرم ، از دیدن آن تعجب کردیم و منتظر شنیدن صدای هواپیما بودیم . ولی هرگز صدای به گوشمان نرسید. در حالی که هر دو ، مات و مبهوت و شگفت زده به آسمان می نگریستیم ، متوجه شدیم که آن شیء عجیب از سمت شمال به جنوب در حرکت است و گاهی مسیر حرکتش را برعکس می کند، ولی به هیچ وجه صدایی تولید نمیکرد. حدود بیست دقیقه تمام آن شیء بالای سرمان حرکت می کرد تا اینکه ناگهان سرعتش به نحو عجیبی زیاد شد ، بعد به ما نزدیک و نزدیک تر شد. وقتی درست بالای سرمان قرار گرفت دوباره از سرعتش کاسته شد. جالا دیگر می توانستیم به خوبی آن را ببینم . دست کم سه چراغ  سفید رنگ و درخشان در سه گوشه زوایای مثلث شکلش به چشم می خورند. طرح مثلثی آن در دل آسمان شب و در لا به لای ستارگان درخشان به خوبی مشخص بود. چراغ هایش به نحوی جابجا می شدند که قادر به توصیفش نیستم. انگار هر چند ثانیه یک بار ، یکی جای خود را به دیگری می داد. فقط یک نور خیلی خیره کننده و درخشان در وسط مثلث به چشم می خورد که مکان ثابتی داشت و تغییر جهت نمی داد. انگار مرکز ثقل آن مثلث همان نور خیره کننده سفید رنگ بود!
به نظر می رسید بقیه چراغ ها نور خود را از آن می گرفتند و ما اسم آن را نور اصلی گذاشتیم . در حالی که شیء مثلثی شکل به سمت ما نزدیک می شد، به نظر می رسید حرکتی آرام به سوی عقب و جلو داشت و تکان تکان می خورد. وقتی کاملا به ما نزدیک شد،نوری درخشان از وسط نور اصلی به آرامی روی ما پرتو انداخت که کاملا روی من و شوهرم نشانه رفته بود. ما بدون اینکه قادر به هیچگونه حرکتی باشیم ، در سکوت با حالتی بیمناک سر جایمان نشسته بودیم و هیچ کلمه ای از دهانمان بیرون نمی آمد.
انگار آن نور خیره کننده که روی ما پرتو افکنده بود، با نیرویی عجیب و غیر قابل توصیف ، توان هر حرکتی را از ما گرفته بود. در واقع سر جایمان میخکوب شده بودیم و احساس عجیبی داشتیم . نمی توانم آن احساس را به درستی برایتان توصیف کنم. احساس عجیبی داشتیم . نمی توانم آن احساس بشری و طبیعی نبود. انگار نیرویی ناشناخته و قوی ذهن مان را تحت کنترول خود قرار داده بود . احساس می کردیم از داخل شیء مثلثی شکل ، تحت کنترل خود قرار داده بود.
احساس می کردیم از داخل شیء مثلثی شکل، تحت عکسبرداری یا فیلمبرداری قرار گرفته بویم.
حدود بیست ثانیه نور درخشان روی ما قرار داشت و شیء مثلثی شکل بی حرکت بالای سرمان بود.انگار از داخل آن روی ما تحقیقات و بررسی هایی صورت می گرفت . طی آن مدت ، من و شوهرم هیچ حرکتی نداشتیم یعنی قادر به تکان خوردن یا حرف زدن نبودیم .فقط به آن صحنه عجیب و باور نکردنی می نگریستیم ، تا اینکه سرانجام به نظر رسید کار تحقیق و بررسی به پایان رسید.
چرا که شیء مثلثی شکل به آرامی به حرکت در آمد و از ما به سمت جنوب فاصله گرفت. همزمان ، پرتوی نور خیره کننده نیز به سمت دیگری افکنده شد. شیء عجیب پس از چند دقیقه در لابه لای کوه های اطراف از نظر ناپدید شد.

 

به محض ناپدید شدن آن، تازه من و شوهرم توانستیم حرکتی به خود بدهیم و نگاه خیره مان را از آسمان برگیریم.
قهوه هایمان سرد سرد شده بودند و احساس می کردیم مدت زمان زیادی در آن حال مثل دو مجسمه قرار داشتیم. در آن هوای گرم تابستانی ، سردمان شده بود و به خود می لرزیدیم.
وقتی سرانجام توانستیم حرف بزنیم ، هر دو به هم گفتیم که آن چه دیده بودیم، هواپیما نبود. امکان نداشت هواپیما آن شکلی باشد.

 

چون هواپیما آن شکلی نبود، نمی توانست تا آن حد به ما نزدیک شود و مهم تر از همه نمی توانست بدون ایجاد کوچکترین صدایی در آسمان حرکت کند .
ما در آن غروب ، شاهد چیزی بودیم که تا به حال ندیده و نشنیده بودیم. پس از مدتی هر دو به این نتیجه رسیدیم که آنچه آن شب دیده بودیم ، یک بشقاب پرنده بود که به این سیاره تعلق نداشت . آن شب هیچکدام نتوانستیم بخوابیم و بشقاب پرنده مثلثی شکل تا مدت ها ، ذهن مان را به خود اشغال کرده بود.
من و شوهرم ، هر دو افرادی منطقی و سالم هستیم و سوگند یاد می کنم که آن شب دچار خیالات و توهمات نشده بودیم .
آن تجربه ای تا حدی ناشناخته و عجیب بود که اعتقادات و باورهایمان را نسبت به موجودات فضایی و بشقاب پرنده ها ، برای همیشه تغییر داد. حالا هر دو به شدت باور داریم که قطعا در این جهان تنها نیستیم و موجودات دیگری وجود دارند که برای ما ناشناخته هستند، ولی از ما شناخت کاملی دارند و با گشت و گذار در جهان ما می خواهند بررسی ها و تحقیقاتی گسترده انجام دهند.

استفاده از این مطالب فقط با ذکر منبعhttp://aufo.persianblog.ir/ امکان پذیر می باشد 
.................................................................................................................. 
 

 


برچسب‌ها: حضور فرازمینی ها, بی حرکت شدن بدن, برخود نوع سوم, یوفو پرشیا
آخرین مطالب
  ×××
×××
 
 
با سلام خدمت شما بازدید کندعزیز گروه(حمایت از موجودات فضایی )برای تکملیل کردن تیم خود از علاقه مندان دعوت به عمل می آورد برای عضویت در تیم ما به ایمیل F.ARASH90@GMAIL.COMتماس بگیرید