تاریخ : ۱۳٩۳/٥/۱٢
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

 در کتابهای قدیمی ازقول ناخدایان و ملاحان از حیوانات و پری ها و موجودات عجیب و غریب در خلیج فارس سخن های فراوان گفته شده است.  از ماهی قرش که قادر است کشتی را ببلعد تا  جساسه  که دختران پری دریایی هستند و برای جاسوسی از مردم ان به ساحل دریا می آیند  و  تا کوسه ای که از دهنش آتش بیرون می زند تا پری دریایی  که مانند عروسان زیبا روی  که رقص و آواز می خوانند و زبان خاصی دارند است که تا همین قرون اخیر به باور های  بی  گمان مردم تبدیل شده بود.

 انسانها از زمامهای قدیم در خصوص موجودات دریایی باورهایی داشته اند بعضی از حیوانات افسانه ای دریایی  حتی به نمادهای دینی و مذهبی تبدیل شده و مجسمه هایی از آنها بر روی سنگ کنده شده است.

1392iponpix 349

 

واژه استوره  که جمع شکسته عربی آن به گونه اساطیر بیشتر بکار می‌رود، منشأ هندواروپایی دارد.   در سنسکریت Sutra به معنی داستان است که بیشتر در نوشته‌های بودایی بکار رفته‌است. در یونانی Historia به معنی جستجو و آگاهی، در فرانسه(فرانسوی) Histoire، در انگلیسی به دو صورت Story به معنی حکایت، داستان و قصهٔ تاریخی، و History به معنی تاریخ، گزارش و روایت بکار می‌رود.  اسطوره  هنوز هم  در زبان فارسی به داستانهایی که جنبه مقدس دارد گفته می شود.

در ایران  در  محوطه   خرابه های پاسارگاد چند مجسمه باقی مانده است. یکی از آنها مجسمهای است  از انسان بالدار  با تاجی که دو شاخ دارد  این مجسمه به کوروش ذوالفرنین منسوب است اما چند  مجسمه دیگر هم هست در 

درگاه شمال غربی، تصویر سنگ تراشیده شده ای هست با نقش پای انسان و عقاب به ایوان ۱۶ ستونی شمال غربی ارتباط دارد .

درگاه جنوب شرقی با نقش ترکیبی انسان، ماهی و گاو به یک ایوان ۱۶ ستونی راه دارد. درگاه جنوب غربی با نقش پای انسان و حیوان به ایوانی ۲۸ ستونی راه دارد. ظاهراً این نقوش  از داستانها ی مذهبی و به نمادهای مقدس ارتباط دارد، 

دکتر محمدعجم که در مورد بسیاری از نامهای جغرافیایی و ریشه های آن نظرهایی دارد معتقد است  که پاسارگاد  تغییر یافته  پارسه گراد می باشد که معنی آن شهر پارس است. گراد و گورد و گرد(مانند دستگرد.لنینگراد- پتروگرد) معنی شهر می‌دهد و در زبان پارسی و عربی بصورت کوره  و خوره  هم بکار رفته است  که همان معنی شهر – ده و منطقه می دهد  مانند کوره اردشیر/ خوره اردشیر و کوره دهات.

در فرهنگ و تمدن ایرانی و هندی تعدادی از نمادهای مقدس ، حیوانات دریایی و افسانه ای هستند. این حیوانات را می توان در کتابهای دوره اسلامی هم دید اما دیگر در این دوره نماد  تقدس آمیز نیستند و بیشتر جنبه افسانه و حیوان دارند.  

در کتاب  احادیث از پیامبر اسلام نیز نام تعدادی از این حیوانات بیان شده : مسند أبی یعلى الموصلی  حدیثی محکم از پیامبر نقل شده که پیامبر اسلام در خصوص یک حیوان  بنام جساسه  که شبیه زنان است در بحر فارس اشاره نموده است. این حیوان را نقاشان نگارگری کرده اند و دو نقاشی از قدیمی ترین آنها در اینجا می بینید.

estakhri persian gulf bahre fars

در این حدیث پیامبر اکرم در جمع اصحابشان در خصوص دجال و حیوانی دریایی صحبت فرموده اند و ترجمه فارسی این حدیث این است که ”هیچ دروازه ای در مدینه نیست مگر اینکه فرشته ای با شمشیرهای بیرون آورده شده از ورود دجال ممانعت کند، و مکه هم همینطور” در ادامه می فرمایند:

«ثم قال : فی بحر پارس ما هو فی بحر روم ما هو ثلاثه» یعنی دجال  و آن حیوان دریایی در بحر فارس و دریای روم ( مدیترانه )  وجود ندارد و سه مرتبه این را تکرار می کنند و سپس سه مرتبه کف داست راست خود را به کف دست چپ خود می زنند. در پایان هم درجه حدیث مشخص شده که نوشته شده رجاله، رجال الصحیح به این معنا که فرد نقل کننده حدیث صحیح است.

 افسانه دختران دریا، ننه ماهی و جانورانی که نیم بدنشان انسان و نیم دیگر ماهی است، از دیرباز در مناطق ساحلی ایران رواج داشته و سینه به سینه تا به امروز باقی مانده است.

هزار و یک شب یا الف لیلة و لیلة ، از کهن ترین داستان هایی است مولود فکر شرقیان ( هند ، ایران ،  عراق ) .این داستان ها مربوط است به آدمیان و پریان و جانوران ، که در قالب شیرین و جذابی پرداخته شده اند . داستان های هزار و یک شب جوانان را به سیر و تجسس در طبیعت ، زندگی خود و دیگران ، سرزمین های گوناگون ، عادات و آداب و خوی ها ومنش ها و … علاقه مند می کند و فضای بی کران خیال انگیزی برای پرواز تخیل و اندیشه ی آنان باز می گذارد.  در داستانهای هزار و یک شب نیز اشاره به ماهی ها و پریان دریایی می شود

عبدالله بری و عبدالله بحری یکی از این داستانها است.

پریان دریایی دریای پارس و هند  حکیم نظامی

برگی از نسخه خطی اسکندرنامه حکیم نظامی گنجوی که ملاقات او با پری رویان یا ماهیان به شکل انسان برهنه را به تصویر می‌کشد زمانی که او در مسیر خود به سواحل جنوب شرق هندوستان رسید.

این برگه با پیشینه‌ای پانصد ساله در دوره صفوی و با گواش نقش شده است و امروزه در موزه ارمیتاژ سن پترزبورگ نگهداری می‌شود.

شاه یکی از کشتی رانان را صدا کرد و بدون لشکر و بدون ابزار  بسوی آن  محل رفت و خیمه زد. و ساعت ها به تماشای پری ها نشست. آنها در داخل آب می پریدند و باز بیرون می آمدند. و عشوه و ناز و حرکات موزون داشتند و شاید هم رقص 

ملک خواند ملاح را یک تنه –  روان گشت بی لشگر و بی بنه –  بر آن فرضه گه خیمه‌ای زد ز دور -

که گوهر ز دریا برآورد نور  - در آن لعبتان دید کز موج آب - علم بر کشیدند چون آفتاب - پراکنده گیسو براندام خویش - زده مشک بر نقرهٔ خام خویش - سرائیده هر یک دگرگون سرود - سرودی نو آیین‌تر از صد درود

چو آن لحن شیرین به گوش آمدش –  جگر گرم شد خون به جوش آمدش - بر آن لحن و آواز لختی گریست - دیگر باره خندید کان گریه چیست - شگفتی بود لحن آن زیر و بم

که آن خنده و گریه آرد بهم

Iskander and Sirens

 

کورش کبیر در پی ایجاد وحدت میان اقوام وتیره‌های گوناگون ایرانی و ایجادی کشوری نیرومند به دریای پارس می‌رسد و از ساحل نشینان داستان‌های زیادی در باره این دریای بی‌کران می‌شنود. هرچند که بیشتر اسناد آن روزگار به تاراج غارتگران رفته است اما این داستان‌ها در جامعه و میان مردم باقی ماند تازمانی که حکیم نظامی گنجوی، شاعر بزرگ ایران آن را در اسکندرنامه به نظم درآورد. یادآوری این نکته ضروری است که به گفته اندیشمندان و پژوهشگران ذوالقرنین همان کورش کبیر است که در افسانه‌ها به شکل اسکندر ذوالقرنین درآمده و همچنین در داستان‌های ملی ایران این خود اسکندر فرزند داریوش پادشاه ایران است. آنچه که اروپاییان به نام اسکندرکبیر در تاریخ رواج داده‌اند، غلو و گزافه‌ای از یک جنگ‌طلب ویرانگر است و هیچ ربطی به ذوالقرنین ندارد..

در آخرین سفر اسکندر ذوالقرنین (کورش کبیر)، به دریای پارس می‌رسد که از دیدگاه شگفتی و غرایب با هیچ‌یک از دریاهای پیشین قابل مقایسه نیست..

 

حکایت چنان رفت از آن آب ژرف

که دریا کناریست اینجا شگرف

 

هر شب عروسان زیبای دریایی به‌سان خورشید و ماه از دریا به‌در می‌آیند و در ساحل به خنیاگری می‌پردازند، آواز آنها آن‌چنان لطیف است که هر شنونده‌ای را مدهوش می‌سازد و بامدادان این پریان دریا دیگر بار به کام امواج فرو می‌روند. (همچون داستان اولیس و سیرن‌ها در اودیسه هومر).

ذوالقرنین سپاهیان را در فاصله لازم مستقر می‌سازد و خود به همراه دریاپوی راهنما روانه ساحل می‌شود، صحنه بزم پریان آن‌چنان او را از خود بی‌خود می‌سازد که بامدادان،

 

به‌استاد کشتی چنین گفت شاه

که کشتی درافکن بدین موج‌گاه

در این آب شوریده خواهم نشست

که رازی خدا را در این پرده هست

 

حوریان و یا پریان دریایی پایین‌تنه‌ای مانند ماهی و بالاتنه‌ای مانند دختران جوان داشتند. زیبارو و خوش‌اندام با موهایی بلند و سیاه، خوش‌آوا و خوش‌آواز که از غروب آفتاب تا بامدادان در ساحل دریا می‌آرامیدند و گاهی به نغمه‌سرایی مشغول می‌شدند. در بیشتر داستان‌های مربوط به پریان دریایی، ایشان جانورانی مهربانند که با آدمیان به ویژه دریانوردان و غواصان همزیستی می‌یافتند.

 

برای مردمان باستان، به‌ویژه برای ساحل‌نشینان، دریا همواره پهنه‌ای پر رمز و راز بوده که با جانوران افسانه‌ای، و داستان‌های حیرت‌انگیز گره خورده است. داستان‌های دل‌انگیز سندباد، دریانورد پرآوازه ایرانی اهل بندر سیراف و مخترع سکان، نقطه اوج چنین قصه‌پردازی‌هایی است که بیشتر آنها درون‌مایه‌ای از واقعیت در خود نهفته دارند. شب‌های ظلمانی بدون مهتاب که حتی دریا هم دیده نمی‌شد، موج‌های هراس‌انگیز، و از همه مهمتر جاندارانی عجیب که به طور تصادفی دیده می‌شدند، همگی در ساخت و پرداخت این افسانه‌ها نقش داشتند. تصور خیال‌پردازانه ژرفای دریا، انسان‌نمایان، هیولاها، ساخته ذهن کنجکاو دریانوردان بوده است. این‌که هنوز هم با وجود پیشرفت دانش و فن‌آوری دریایی و اکتشافات بسیار، داستان‌پردازان سینما از ژرفای دریا به جهت ظهور یک هیولا کمک می‌گیرند، نمایانگر ریشه‌دار بودن این موضوع در ژرفای جان بشری است. محیطی وهم‌انگیز که با رقیب بیکران خود، ژرفای بی‌پایان فضا، پهلو می‌زند…….

در نبرد با تمامی این هیولاها می‌بینیم که نه تنها نیرومندی بلکه دانایی بشر است که  بر هیولا پیروز می‌شود. در نبرد رستم و اکوان دیو، که می‌تواند نماد گردباد دریایی باشد، و نبردهای گرشاسب در دریای هند، این نه زور بازو بلکه جوهره عقل بشری است که در نهایت راه‌گشاست و پهلوان را به پیروزی می‌رساند. و این خود نمایانگر چیرگی دانایی و خرد، برگرفته از جهان‌بینی ایرانی، بر قوای طبیعت است. Persian gulf national day in Delhi  30 April 2013 .Dr.Ajam

در دوره هخامنشیان به‌ویژه در زمان داریوش بزرگ و خشایارشا، برای نخستین بار لشکرکشی‌ها صورت علمی به خود گرفت و همراه هر ارتش، گروه دانشمندان برای گردآوری اطلاعات و یافته‌های علمی و ثبت آنها همراه می‌شدند.

در این دوره سی‌وسه سفر اکتشافی دریایی ترتیب داده شد که هرکدام اهمیتی به اندازه اکتشافات فضایی امروز داشتند. مهمترین این سفرها، که اسناد و مدارک و سفرنامه‌های آن برجای مانده عبارتند از.: سفر ساتاسپ به پیرامون افریقا و رسیدن به عرض جغرافیایی اسب، دو سفر اسکیلاکس، یکی برای یافتن راه دریایی دریای پارس به مصر و دیگری برای یافتن راه دریایی دریای پارس به دریای مازندران، سفر دریایی هانون پیرامون افریقا، سفر دریایی هامیلیکار جهت کشف سواحل ناشناخته دریای مدیترانه، سفر دریایی هامیلیکون به انگلستان، ایسلند و جزایر آزور، سفر دریایی ماسیلیوتس به سواحل اسپانیا، سفر دریایی برادران دریانورد مهرداد و سپهرداد به دریای شرقی، کشف راه دریایی چین، رسیدن مهرداد به سواحل ژاپن و رسیدن سپهرداد به سواحل استرالیا و … .

حیوانی عجیب در خلیج فارس پارس جنوبی .حیوانات افسانه های خلیج فارس و کشف موجود عجیب در پارس‌ جنوبی !

همچنین، ناوگان‌های بازرگانی در دوران اسلامی، در دریای سرخ و رودهای دجله و فرات تا سواحل سیلان و چین و زنگبار در تکاپو بودند. دریانوردان مسلمان، بر طبق تعالیم اسلام، از سفر نمی‌هراسیدند و با کشتی‌های خود به سرزمین‌های دور و ناشناس سفر می‌کردند. افسانه‌های این دوران سرشار از ماجراهای دلاویز وصف‌ناپذیر دریانوردان و درگیری‌های آنان با جانوران عجیب و باورنکردنی دریاها و جزایر دوردست بود. برداشته‌شدن مرزهای پیشین و یکپارچگی مناطق گسترده‌ای از جهان آن روز، یکی از عوامل مؤثر در رونق و پیشرفت دریانوردی و بازرگانی در آن دوران بوده است..

indian oceanدریای پارس

دریانوردانی که از این سفرهای پرمخاطره در هفت اقلیم. و هفت دریا بازمی‌گشتند، هرکدام خاطرات و داستان‌های با خود آوردند که در طی زمان پربارتر شده و در نقل سینه به سینه با اوهام و افسانه‌ها درهم‌آمیخت. و دریای پارس به عنوان دریای مرکز ایران و جایی‌که دریانوردان ایرانی بیش از هرکسی و هرجایی با آن آشنا بودند در قلب این ماجراها جای می‌گرفت.

فردوسی:

همه کارسازان دریا به راه

ز چین و ز مکران[۲] همی برد شاه

به‌فرمود تا توشه برداشتند

ز یک‌ساله تا آب بگذاشتند

به ششماه کشتی براندی بر آب

کزو ساختی هر کسی جای خواب

به‌هفتم چو نیمی گذشتی ز سال

شدی کژ و بی‌راه باد شمال

به‌آب اندرون شیر دیدند و گاو

همه داشتی شیر با گاو تاو

همان مردم و موی‌ها چون کمند

همه تن پر از پشم چون گوسفند

یکی سر چو ماهی، تنش چون پلنگ

یکی سر چو گاو و تنش چون نهنگ

یکی را سر خوک، تن چون بره

همه آب از ایشان بدی یکسره.

 

ماهی آدم‌خوار دریای پارس، استخری

ابواسحاق ابراهیم استخری، دانشمند ایرانی، در کتاب مسالک‌الممالک در باره دریای پارس می‌گوید: در نزدیک جنابه (گناوه) و بصره، که آن‌را هورجنابه خوانند، گردابی عظیم است که اگر کشتی در آن گرداب افتاد، خلاصی از آن ممکن نیست و کشتی از آنجا کم به سلامت گذرد. زمانی یک کشتی بزرگ در این گرداب افتاد، هر روز ماهی آدم‌خواری به‌گرد کشتی می‌آمد و خود را به کشتی می‌زد و یک تن از سرنشینان را می‌ربود و به قعر دریا فرو می‌رفت. وحشت بر مسافران مستولی گشت. پس از چند روز مرد دانایی که در میان سرنشینان بود گفت: اگر کسی پیدا شود که آنچه من گویم بکند، من شما و کشتی را برهانم. یکی از سرنشینان از جان‌گذشته داوطلب شد، مرد دانا دستور داد تا آنچه ابریشم در کشتی است جمع کنند و از آن طناب ابریشمین استواری بسازند و آن‌را به کمر آن مرد ببندند و سر دیگرش را در کشتی و دکل‌ها سخت محکم سازند. چون روز دیگر ماهی آدم‌خوار بیامد، آن مرد را که رسن بر کمر داشت به دریا افکندند. ماهی بی‌درنگ او را فروخورد و به درون گرداب شد. چون رسن از یک سر به دکل‌های کشتی استوار بود و از سوی دیگر به درون شکم ماهی رفته بود، ماهی که می‌خواست از گرداب به‌در رود تکانی داد و کشتی به سلامت جست و راه خود را در پیش گرفت..

 

داستان انشرتو، زنهای دوزیستی دریای پارس

یکی از مشهورترین داستان‌های دریایی که از شبه آدمیان آبزی سخن به میان آورده است، داستان انشرتو است..و این ماجرا چنین است:

“… در ساحل یکی از جزایر، زن‌هایی را دیدیم که درون دریا مشغول شناوری و بازی بودند، همینکه کشتی به آنها نزدیک شد به داخل جزیره فرار کردند. پس از مدتی یک عده زن‌ومرد از طرف جزیره به سوی ما آمدند. این مردم به نظر خیلی زیرک و عاقل می‌نمودند، ولی ما زبان آنها را به‌هیچ‌وجه نمی‌فهمیدیم و مقصود خود را با اشاره به آنها می‌فهماندیم، آنها هم با اشاره به ما پاسخ می‌دادند. از آنها خواهش کردیم اگر غذایی دارند به ما بفروشند. … آنگاه رفته و مقدار زیادی برنج و مرغ و گوسفند و عسل و روغن و انواع میوه برای ما آوردند. ما نیز در برابر آن آهن، مس، سورمه، پارچه و پوشاک به آنها دادیم. باز به اشاره پرسیدیم، چه مال‌التجاره‌ای برای فروش به ما دارند؟ پاسخ دادند بنده زرخرید. پذیرفتیم. هنگامی‌که آنها را آوردند، دیدیم بهتر و زیباتر از آنها در زندگی خود ندیده‌ایم. تمام وجود خنده و شوخی بودند و آواز می‌خواندند. سبک‌وزن و چست و چالاک بودند… سرهای ایشان کوچک بود و در زیر کتفشان، آلت شنا، شبیه به بال ماهی دیده می‌شد.

پرسیدیم این چیست؟

به ما خندیدند و گفتند: تعجب نکنید، تمام اهالی جزیره این‌گونه آفریده شده‌اند، و به آسمان اشاره کردند، یعنی خداوند مارا این‌چنین آفریده است.

ما دیگر بیش از این سخنی نگفتیم و با خود اندیشیدیم که خوب فرصتی بدست آمده و خوب غنیمتی یافته‌ایم. پس هریک از ما به مقدار متاعی که همراه داشت، از آن بندگان خریداری نمود و کشتی را از امتعه خود خالی ساخته و به جای آن اسیر بار می‌کرد. هرچه می‌خریدیم باز می‌دیدیم بهتر و زیباتر از آن را برما عرضه می‌داشتند، خلاصه اینکه کشتی را از مخلوقی که چشم بهتر از آن را هرگز ندیده پر می‌ساختیم. چنانکه هرگاه کار به مراد ما انجام می‌شد، خودمان و نوادگانمان توانگر و بی‌نیاز می‌شدیم. سرانجام جزیره را ترک کردیم. در روز نخست باد موافق به بادبان‌های کشتی در افتاد. ما باکمال سرزندگی و خوشی از این معامله جزیره را ترک گفتیم و به راه افتاده بودیم. همینکه جزیره از دید ما ناپدید گشت و ما به میآن دریای بی‌کران رسیدیم، بعضی از اسیران بنای گریه و زاری را گذاردند، به‌طوری که گریه آنها باعث کدورت خاطر و دلتنگی ما گردیده بود. اما در این میان عده دیگری ساکت بودند و راضی. از آنها پرسیدیم دوستان را چه چاره است؟ آنها به رفقای خود گفتند چرا گریه می‌کنید؟ برخیزید تا با هم برقصیم و بخوانیم و شادی کنیم. با این حرف تمام اسرا برخاستند و بنای رقصیدن و خندیدن و آوازخوانی را گذاردند. این رفتار آنها موجب انبساط خاطر ما شد. به آنها گفتیم این رفتار شما خیلی بهتر از آن گریه و دلتنگی است.

آنگاه آنها را به حال خود گذاشته و هریک از ما نیز به کارهای خود مشغول شدیم. همینکه اسرا ما را نسبت به خودشان غافل دیدند، فرصت را غنیمت شمرده و مانند ملخ‌های پران از کناره کشتی به درون دریا پریدند. کشتی همچنان بر روی امواج دریا به سرعت سیر می‌کرد و ما به فراریان هیچ دسترسی نداشتیم. با آنکه کشتی به اندازه یک فرسنگ از آنها دور شده بود، ما هنوز آوای خوش‌آهنگ آنها را می‌شنیدیم. آنها در برابر آشوب و انقلاب دریا و امواج سهمگین آن به همه گونه مبارزه و مقاومت توانا بودند. این‌گونه بود که تمامی اسیران را از دست دادیم، مگر دختر جوانی که  ناخدا او را در یکی از اتاق‌های بزرگ کشتی حبس کرده بود. پس از این واقعه همین‌که داخل آن اتاق شدند دیدند که دخترک در تلاش است که کشتی را سوراخ کرده و خود را مانند دوستانش به دریا افکند. فورا او را گرفته و به بند کشید. سرانجام به مقصد رسیدیم. کالایی را که باقی مانده بود فروختیم و ده یک سرمایه نخستین عاید شد. آوازه بازگشت آنها در شهر پیچید. پیرمردی به نزد ناخدا آمده و گفت: جزایری که اتفاق شما را به آنجا افکند، جزایر ماهی نام دارد و اهالی آن دوزیست هستند و این ترفند آنهاست که گروهی را به شکل برده به بازرگانان می‌فروشند و بردگان هم در میانه راه می‌گریزند. زنهار این دختر را به آب نزدیک نکنید که بی‌درنگ خواهد گریخت.

ناخدا با آن دختر ازدواج کرده و از وی دارای شش فرزند شد. اما همچنان بند بر پای وی داشته بود. پس از هجده سال که ناخدا فوت کرد، فرزندان متاثر از بند بر پای مادر، بندها را گشودند. اما همینکه آزاد شده، “انشرتو” گویان، پا به فرار گذاشت. فرزندان به دنبال او می‌رفتند و می‌گفتند: چگونه می‌روی و پسران و دختران خود را ترک می‌گویی؟ او پاسخ داد: چه‌کار می‌توانم برای آنها بکنم. این بگفت و خود را به دریا افکند و چونان ماهیان نیرومند در آب دریا شناور شد و ناپدید گشت!

 iskander-and-sirens

مادر دریا و غواصان مروارید دریای پارس

غواصان قدیمی مروارید که بدون هرگونه تجهیزاتی به زیر آب می‌رفتند، از وجود زنی در زیر آب که بچه شیرخواره‌ای را در آغوش داشته خبر می‌دادند. بسیاری که برای نخستین بار آن را دیده بودند و در باره آن هیچ آگاهی نداشتند در همان برخورد نخست سکته کرده و جان‌سپرده بودند. این زن  می‌تواند صورت تغییر یافته آناهیتا[۳]، الهه باروری و خدای آب‌ها، در ایران باستان، باشد. گاهی این زن به نزد غواصان آمده از آنها می‌خواهد برای فرزندش گهواره‌ای تهیه نموده به زیر آب ببرد. اگر غواص چنین نماید، مادر دریا (ننه دریا) چند مروارید درشت به او خواهد داد..

در قدیم که غواصان بدون هیچ ابزاری به ژرفای دریا می‌رفتند و تحت فشار آب، کمبود هوا و دیگر مشکلات، مناظری می‌دیدند که امروزه از دیدگاه ما اغراق‌آمیز و باورنکردنی است. یکی از اینها داستان مادر حامل گهواره است. داستانی از یک غواص است که در یکی از هیرات (هیر = برآمده از سطح دریا) در جنوب خلیج فارس در ژرفای دریا مشغول به صید مروارید بوده که چشمش به گهواره‌ای افتاده که زنی مشغول به تکان دادن آن بوده است. در حالت ترس و وحشت دستی را بر شانه خود احساس می‌کند. آن شخص  زنی بالاتنه  مانند انسان و پایین‌تنه به شکل ماهی بوده است. این زن با زبانی که فارسی، عربی و یا افریقایی نبوده با او صحبت کرده و از او خواسته نزد آنها بماند. غواص با اشاره می‌گوید که دیگر نفسی برای ماندن ندارد، اما زن با نفس خود به دور او حبابی می‌سازد، و می‌گوید اندکی پیش ما بمان. ناگهان، چند زن دریایی با سبدهای رنگارنگ به مناسبت تولد بچه زن دریایی و برای سر سلامتی می‌آمدند. در روی کشتی که از دیر آمدن غواص نگران شده بودند، طنابی را که یک سر آن به پای غواص بسته شده بود کشیدند و غواص بی‌هوش را بر روی عرشه آوردند. پس از به هوش آمدن داستان مادر حامل گهواره را برای دوستانش تعریف کرد.

اگر زن یا مرد دریایی با غواصی ارتباط برقرار کنند صیدش رونق می‌گیرد. اما همیشه این احتمال وجود دارد که آنها از او بخواهند در زیر آب مانده با آنها زندگی کند. اگر صیاد امتناع کند دیگر مرواریدی نخواهد یافت و اگر بپذیرد دچار خفگی و بیهوشی شده و اگر دوستانش او را به عرشه نکشند، خفه شده و خواهد مرد..

همچنین اگر گهواره‌ای به تور یا قلاب صیادان گیر کند آن را نشانه‌ای از وجود بچه بنینگی (گهواره‌ای) دانسته گهواره را به آغوش دریا باز می‌گردانند و سریع از آن محل دور می‌شوند..

 بابای دریا

بدن بابای دریا از پشم سیاه پوشیده شده است. به هنگام غروب آفتاب و شب‌ها از آب خارج می‌شود و اگر کسی را در کنار آب ببیند با خود می‌برد. بعضی وقت‌ها هم از بدنه کشتی بالا آمده و ملوانان را غافلگیر ساخته و با خود می‌برد.  هیولای یادشده، یک‌ونیم تا دو تن وزن داشته، حدود ۴ متر بلندی و ۲ متر پهنا دارد. دست‌وپایش مانند انسان است، اما انگشتانش کوچک است. صورت او شبیه به گاومیش بوده اما هیکل آن چندین برابر گاومیش است. بابای دریا به شدت از تیشه و اره هراسان است و به محض دیدن آنها و یا صدای برخورد دو قطعه آهن از محل دور می‌شود. چند مورد دریانوردان نیرومند بابای دریا را به دام انداختند  و او را تکه‌تکه کردند، اما به محض تماس با آب دریا به شکل نخستین خود درآمده و گریخته است.[۱۳]

 

همان مردم و موی‌ها چون کمند

همه تن پر از پشم چون گوسفند

یکی سر چو ماهی، تنش چون پلنگ

یکی سر چو گاو و تنش چون نهنگ

 

در طی جنگ جهانی دوم، کشتی‌های انگلیسی یک آبزی عجیب را در سواحل بندرلنگه صید کردند، مردم محلی آن را همان بابای دریا می‌دانستند. جزییات این صید از سوی مقامات انگلیسی هیچ‌گاه فاش نشد..

 گاوماهی و گوهر شب‌چراغ

گاوماهی، شب‌هنگام برای چریدن از دریا خارج شده و در علف‌زار و چمن‌زار به گشت و گذار می‌پردازد. برای اینکه پیرامون خود را ببیند دو دانه گوهر روشن و درخشان از دو سوراخ بینی خود خارج می‌کند و بر روی علف‌ها و گیاهان می‌اندازد و در روشنایی درخشنده و تابناک آن دو گوهر به چریدن مشغول می‌شود. به هنگام بازگشت به ژرفای دریا آن دو گوهر را با یک نفس عمیق در بینی خود بالا کشیده به دریا می‌رود.

  

خرچنگ عجیب

در کتاب ناخدا شهریار رامهرمزی آمده است که :” مردویه پسر زرابخت، دریانورد پارسی، روزی در آب‌های جزیره رابح کشتی را می‌راند که ناگهان یک برآمدگی مانند فک مشاهده کرد و کشتی را از میان آن نیم‌دایره فک مانند عبور داده و با خود چنین می‌اندیشد که قله دو برآمدگی در سطح آب نمایان است. اما همین‌که از میان آنها گذشت، ناگهان متوجه می‌شود که برآمدگی‌ها در آب فرو رفته و اثری از آنها نیست و سرانجام معلوم می‌شود که خرچنگی دو فک انبر مانند خود را در سطح آب آورده و منتظر صیدی بوده که گذر کشتی این غنیمت را از دست او گرفته است.”    

 

جزیره متحرک

می‌توان گفت که داستان جزیره متحرک، و دریانوردانی که بر یک جزیره کوچک پای نهادند و سپس متوجه شدند که بر پشت یک جانور غول‌پیکر ایستاده‌اند در میان تمامی اقوام دریانورد وجود داشته است. در میان دریانوردان دریای پارس هم چنین داستانی در مورد جانورانی مانند نهنگ،  ماهی گاو عنبر، خرچنگ و …. وجود داشته است. 

 

دیگر جانداران عجیب

جن زیر آبی، غواص را هوایی و خیالاتی می‌کند. هنگامی که بدن یا دست غواص در ته دریا به این جن بخورد، خشک می‌شود.

ام‌المداس، من‌منداس، جانوری است که از دریا بیرون می‌آید و آدم‌هایی را که در ساحل تنها نشسته‌اند می‌ترساند..

بوسلامه، پیرامون جزایر، به‌ویژه جزیره خارک می‌گردد. کودکان را در ساحل می‌گیرد و با خود به دریا می‌برد. گاهی هم در شب به بالای کشتی آمده خود را به دریا می‌اندازد. ملوان نگهبان به گمان اینکه دوستش به دریا افتاده، خود را به دنبال او به آب می‌اندازد. بوسلامه چون‌که در آب پرقدرت است او را به زیر آب می‌کشد.

منتیلپو (پو = پا، منتیل = دیلم)،  پای این جانور مانند دیلم تیز است و در هنگام بروز توفان پیدایش می‌شود. در گذشته به هنگام وزش توفان در قلعه خارک را می‌زد تا وارد دژ شود..

 

اکوان دیو

اکوان دیو در دژی سنگی در ساحل دریا می‌زیسته و در دریا و خشکی‌های ساحلی توفان به پا می‌کرده است. سنگی که افراسیاب بر سر چاهی که بیژن در آن زندانی بود گذاشت، توسط (توفان) اکوان دیو از دریای چین به منطقه توران‌زمین پرتاب شده بود. در نبرد با رستم، اکوان پهلوان را از زمین به آسمان برده به میان دریا پرتاب می‌کند. به عقیده نگارنده اکوان دیو نماد گردبادهای دریایی Water Spot است.

 

خروشید و پیچید و بانگ و غریو

ز دریا برآمد چو اکوان دیو

 

هیولای قنات

هرچند که این داستان فرسنگ‌ها دورتر از دریای پارس، در مرکز ایران‌زمین و در نزدیکی شهر باستانی اصفهان رخ داده است، اما به دلیل نزدیکی زمانی آن به ما، ارتباط آن با یک جاندار آب‌زی  و وجود مستندات و خبرهای روزنامه‌های آن دوره، یادآوری آن چندان هم بدون ارتباط با موضوع این مقاله نیست.

جهش امپراتوری شکوهمند ایرانیان در زمان هخامنشیان و تعالی و ترقی آن در زمان ساسانیان، و دیرپایی این تمدن  مدیون دانش آب‌شناسی ایرانیان یود. مردمان ایران‌زمین از دیرباز به ارزش آب به عنوان ماده‌ای زندگی‌بخش و ارزشمند آگاهی داشتند. نیاز طبیعی بشر به آب، وضع جغرافیایی فلات ایران و کمیابی این مایع گرانبها، ارزش این ماده را نزد ایرانیان صدچندان نموده و آن را در جایگاه والایی قرار می‌داده است. به خاطر داشته باشیم که تمدن‌های باستانی همگی در کنار رودهای بزرگ، همانند نیل، دجله، فرات، سند، گنگ، هوانگهو، یانگ‌تسه و …  شکل گرفتند و در حوزه همان رودخانه محدود ماندند.  اما تنها تمدنی که به دور از هرگونه رودخانه عظیم شکل گرفت و مالک‌الرقاب جهان باستان شد، ایران بود. جهش چشمگیر امپراتوری ایران مدیون قنات بود. در زمان هخامنشیان، اگر کسی زمین بایری را با احداث قنات آبیاری می‌کرد، تا پنج نسل از پرداخت هرگونه مالیات معاف بود.image

در این میان قنات گناباد به طول سی‌وپنج کیلومتر و ژرفای بیش از سیصد متر و چاه‌هایی با فواصل منظم پنجاه‌متری، از زمان هخامنشیان یک شاهکار بی‌نظیر در سراسر جهان است و عظمت آن با دیوار چین برابری می‌کند.

این دیدگاه باعث شده که طول قنات‌هایی که اینک در زیر سرزمین ایران وجود دارد بیش از فاصله زمین تا ماه باشد. این دالان‌های زیرزمینی همچنین محل خوبی برای زندگی گونه‌هایی از جانوران شد. گونه‌هایی که بسیاری از آنها اینک منقرض شده اند. یکی از این جانوران Otter است. در حدود سال‌های ۸۰۰ تا ۱۲۰۰ خورشیدی نیم‌کره شمالی زمین در دوران یخبندان کوچک فرورفت. این دوره میانگین دمای زمین پایین آمده و موجب پرآبی نواحی مرکز ایران شده است. رودهای فصلی به صورت دائمی درآمده و دریاچه‌های کوچکی در کویر مرکزی شکل گرفتند. در کاووش‌های باستانشناسی در تابستان ۱۳۵۷، در نزدیکی زواره و در مرز کویر، بقایای یک اسکله و بارانداز یافت شده است. این دوران پرآب موجب رویش پوشش گیاهی متنوع و همچنین جانوران گوناگون بوده است. در آن سال‌ها در رودهای مرکز ایران، Otter به چشم می‌خورده است..

روزنامه کیهان در تاریخ ۲۷ دیماه ۱۳۳۸، از از یافتن جانوری در نهر خورجان در سده اصفهان خبر داد و نوشت که “نهر خورجان به قنات فیروزشاه که در پنج فرسخی آبادی از زیر کوه بیرون می‌آید منتهی می‌شود و قنات فیروز شاه که قدمت آن به‌زمان ساسانیان می‌رسد چهار متر پهنا و یک متر عمق دارد.”

فردای آن‌روز عکسی از جانور را  که ۱۵/۱ متر طول داشته و بر اثر زدوخورد با اهالی و نیز ناراحتی‌های دیگر مرده بود، چاپ کرد. گویا جوانان روستا با کمین بر سر راه این هیولا آن را به دام انداخته بودند.  این جانور یک Otter بود که در کنار رودخانه‌ها و نوعی از آن در کنار دریاها زندگی ‌می‌کند و به‌واسطه بزرگ شدن دست‌وپا و پیدایش پرده‌هایی در میان انگشتان و همچنین با استفاده از دم به‌آسانی در آب شنا می‌کند. روزنامه نامبرده از قول پیران کهنسال نوشته بود که “حدود یک‌صد سال پیش هم یکی از این جانوران از قنات فیروزشاه بیرون آمده و یک شبانه‌روز با مردم شهر جنگ کرده و سرانجام به‌دست پهلوانان شهر کشته شده است! سه ماه بعد هم جانور مشابهی را در رودخانه‌ای از حدود قم صید کرده بودند”.

 

بر طبق افسانه اوآنس که توسط نیاکان سومری ما نقل شده است، جانورانی بوده‌اند شبیه ماهی که سر آنها سر انسان بوده و پاهای انسانی آنها نیز در زیر دم ماهی نمایان بوده است. در زمان‌های بسیار دور آنها هنگام روز از خلیج فارس بیرون آمده و به مردم آداب تمدن می‌آموختند و شب‌ها به دریا باز می‌گشته‌اند.

خلیج فارس یکی از بزرگ ترین پناهگاه‌های موجودات دریایی مانند مرجان‌ها، ماهی‌های تزئینی کوچک، ماهی‌های خوراکی و غیر خوراکی، صدف‌ها، حلزون‌ها، نرم تنان، شقایق‌های دریایی، اسفنج‌های دریایی، عروس‌های دریایی، لاک پشت‌ها، دلفین‌ها، کوسه ماهی‌ها و بسیاری از موجودات دریایی دیگر می‌باشد. متخصصان محیط زیست به دلیل نبود کارشناس و متخصص ویژه، هزینه‌های پژوهشی بالا و فقدان دانش کافی، گونه‌های مختلف جانوری پستاندار در خلیج فارس را در معرض خطر و آسیب می‌بینند. خشکسالی و عدم ورود مواد مغذی به آب، موجب کوچک ماندن و عدم رشد کافی برخی از آبزیان خلیج فارس شده‌است و در  سالهای اخیر گرد و غبار عربی  نیز بر آلودگی های نفتی و توسعه شهر نشینی  مصنوعی در سواحل  اضافه شد ه و بشدت محیط زیست خلیج فارس را آسیب پذیر ساخته است و بسیاری از گونه های زیستی در حال نابودی هستند

منابع:

رودها- درختها – حیوانات و پرندگان مقدس در اُستوره های هندو آریایی

سند مهمی برای  توجه سنیهای عرب ، پیامبر اسلام از بحر فارس سخن گفته است: حیوانی عجیب در دریای فارس: دکتر عجم

نگاره، اسکندر و زیبارویان برهنه در دریای هند و دریای پارس.پ.و.رنو  در کتاب نظامی کنجوی: دکتر عجم

کتاب پژوهشی پیرامون صید، دریا و آبزیان خلیج فارس، اثر  حسین نوربخش .

موجودات افسانه ای خلیج فارس: مهندس جعفر سپهری.

قنات یا کاریز فن و اختراع ایرانی 

ساعت آبی پنگان در ایران سابقه ۲۴۰۰ ساله دارد قنات میراث  علمی ایرانیان.دکتر عجم

در همین رابطه

حیوانات افسانه های خلیج فارس و کشف موجود عجیب در پارس‌ جنوبی !

http://hamshahrionline.ir/details/218199


برچسب‌ها:
تاریخ : ۱۳٩۳/٢/۳۱
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

شی نورانی در آسمان شهرستان مرند مشاهده شد(30 اردیبهشت 93)

ساعتی پس از غروب سه شنبه، 30 اردیبهشت 93، شی نورانی در آسمان شهرستان مرند دیده شد.

به گزارش آناج به نقل از مانداگارانا ، امشب سه شنبه  مقارن ساعت ۲۱:۴۱ دقیقه ، تصویری به شکل علامت تعجب (!) اما افقی در عرض شمال شرقی آسمان مرند ظاهر شده و پس از ۳۰ ثانیه ناپدید شد.

براساس این گزارش هنوز اطلاعاتی از ماهیت این شی نورانی در دسترس نیست ، اما تعدادی از شهروندان پس از مشاهده این تصویر در حالی که شگفت زده شده بودند موضوع را به پایگاه خبری  اطلاع دادند.

اخبار تکمیلی بزودی اعلام خواهد شد.

xanaj1400612513D64dHL.jpg.pagespeed.ic.T3nRFb_0j1.jpg (590×301)

ماهیت شی نورانی در آسمان شمالغرب کشور چه بود ؟ + نخستین تصویر

مانداگارانا – تبریز : ساعتی پس از غروب سه شنبه، 30 اردیبهشت 93، شی نورانی در آسمان استان های شمالغرب کشور دیده شد که هنوز اطلاعاتی در این خصوص در دسترس نیست .

 

noooorبه گزارش اختصاصی مانداگارانا ، دیشب سه شنبه مقارن ساعت ۲۱:۴۱ دقیقه ، تصویری به شکل علامت تعجب (!) اما افقی در عرض شمال شرقی آسمان مرند ظاهر شده و پس از ۳۰ ثانیه ناپدید شد که به دنبال آن خبرهای رسیده از منابع غیر رسمی حاکی از آن است که این شی نورانی مربوط به آزمایش موشک بالستیک قاره پیما که به احتمال زیاد گمان می شود این شی مرتبط به کشور روسیه باشد است .

براساس این  گزارش ، خبرهای رسیده از دیگر شهرها نیز حاکی از آن است این شی در استان های آذربایجان شرقی و غربی رویت شده است .

گفتنی است  پدیده مشابهی نیز در خرداد ۱۳۸۶ در آسمان کشور دیده شد که دلیل آن، خالی شدن سوخت مرحله‌ای از یکی از موشک‌های ایالات متحده اعلام شده بود .

لازم به توضیح است براساس اطلاعات دریافتی بررسی‌ها و تحقیقات لازم در این زمینه در حال انجام است تا ماهیت این شی نورانی مشخص شود‌.

این در حالی هست که در 18 خرداد 91 نیز ما شاهد چنین پدیدها ای در نه تنها در ایران بلکه در خاورمیانه بوده ایم

از تمام کسانی که شاهد این پدید بودن دعوت میکنیم که گزارش خود را در نظرات ذکر کند یا به ایمیل آدرس f.arash90@gmail.com ارسال نماید تا در زمینه بررسی های بیشتر این پدیده به ما یاری برساند 

با سپاس تیم یوفوپرشیا 
 


برچسب‌ها: شی نورانی مرند, شی نورانی 30 اردیبهشت, شهرستان مرند, تصویر شی نورانی مرند
تاریخ : ۱۳٩۳/٢/۱٤
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

 

 

 

 

 

مراقب انرژی «چی» خود باشید

اصطلاح «چی» به چیزهای زیادی مربوط می‌‏شود: ۱.انرژی‌‏ که در اطراف ما در گردش است. ۲.انرژی که موجب گرم و سرد شدن بدن می‌‏شود. ۳.هوایی که تنفس می‌‏کنیم. ۴.احساسات ما ۵. انرژی که عملکرد هر یک از ارگان‌‏های بدن را حفظ می‌‏کند. (photos.com)

 

به‌‏خاطر تلاش‌‏های دکتر دیوید اِسنبرگ، «چی» دیگر کلمه‎ای ناشناخته برای غربی‎ها نیست. به عنوان اولین پزشک امریکایی که بعد از رئیس‌‏جمهور نیکسون به چین سفر کرد تا میان ایالات متحده و چین رابطه برقرار کند، تجربیاتش را در کتابی به‌‏نام «رویارویی با انرژی چی» آورده است.

برنامه‌‏ی تلویزیونی بیل مویِر نیز در آگاه‌‏سازی غرب درباره‌‏ی مفهوم انرژی چی کمک کرده است. این برنامه به کاوش در هنرهای شفادهی شرقی می‌‏پرداخت.

با‌‏این‌‏وجود، بسیاری می‌‏پرسند: « انرژی چی یعنی چه؟». در زبان چینی، چی معانی مختلفی دارد.

تعریف انرژی چی

معنای اولیه‎ی آن، انرژی‌‏ای است که در اطراف ما درگردش است. در فصل‎های مختلف، چی مختلفی ظاهر می‌‏شود. برای مثال، در فصل بهار، بادهای موسمی داریم، در تابستان، گرما، در اواخر تابستان، رطوبت و در پاییز احساس خشکی می‌‏کنیم. در زمستان نیز چی سرد را در هوا احساس می‌‏کنیم.

 

مدیریت ثبات احساسات فرد، کلیدی است برای باز نگه داشتن کانال‌‏های انرژی و جریان یکنواخت آن.

 

معنای دیگر آن به انرژی‌‏هایی که در بدن ظاهر می‌‏شود، بر‌‏می‌‏گردد. گویی خون و مایعاتی که در بدن درجریان است، با‎کمک باد در اطراف به حرکت در‌‏می‌‏آیند. برخی در اندام‌‏های خود احساس سرما می‌‏کنند و گاهی این سرما به‌‏حدی می‌‏رسد که مجبورند در‌‏هنگام خواب جوراب بپوشند.

برخی نیز احساس گرما، تب، گُر‌‏گرفتگی (در زمان یائسگی) و یا گرمایی که بعد از شیمی‌‏درمانی در سرطان سینه یا پروستات ایجاد می‌‏شود، می‌‏کنند. هنگامی که رطوبت در بدن بالا می‌‏رود، به‌‏صورت تورم مفاصل، پوشش چرب ضخیمی بر روی زبان، اسهال و یا احساس سنگینی در بدن ظاهر می‌‏شود.

معنای دیگر چی یعنی احساسات. هنگامی که شخص به‎شدت عصبانی است، می‌‏گوییم شخص «موشکی از چی خشم» دارد و هنگامی‌‏که شخص خوشحال باشد، می‌‏گوییم غرقه در چی شادی‌‏بخش است. در‌‏واقع احساسات از اشکال انرژی است و بنابراین شکلی از چی می‌‏باشد.

چهارمین معنی چی، هواست. زمانی‌‏که شخص نفس می‌‏کشد، می‌‏گوییم شخص چی را دم و بازدم می‌‏کند.

معنای دیگر آن انرژی‌‏ای است که برای حفظ عملکرد هر یک از اندام‌‏های بدن به‌‏کار می‌‏رود. بنابراین چی قلب، چی کبد، چی خون و چی دستگاه گوارش داریم. زمانی که چی به‌‏سمت راست بدن به‌‏قدر کافی و در توازن حرکت ‌‏کند، احساس سلامتی و آرامش ذهن خواهیم داشت.

اختلال در انرژی چی

زمانی‌‏که انرژی چی دچار مشکل شود، بدن احساس بیماری خواهد کرد و نا‌‏کارآمد خواهد شد. برای مثال وقتی که در مسیری مخالف حرکت کند و یا سرکش شود، فرد ممکن است احساس تهوع کند، نفس‌‏های کوتاه بکشد و یا ممکن است  خس‌‏خس، سرفه کند و یا بالا بیاورد.

هنگامی‌‏که حرکت چی کلاً از‌‏کار بیفتد و متوقف شود، احتمالاً کنترل ادرار و بیرون‌‏روی خود را از‌‏دست خواهید داد و یا ممکن است برخی از ارگان‎های بدن دچار بیرون‌‏زدگی شوند. زمانی‌‏که توازن انرژی چی کاملاً از‎بین برود، انسان دچار انواع نشانه‌‏های بیماری مثل تب و لرز، لرزش، تورم مفاصل، عرق شبانه، فشار خون بالا، افسردگی، جنون، نگرانی یا اضطراب می‌‏شود.

چی در همه‌‏ی سطوح بدن در گردش است، از سطح تا درونی‌‏ترین قسمت‎ها؛ به همه‌‏جا می‌‏رود و جایی را دست‌‏نخورده نمی‌‏گذارد. چی داخل کانال‎های انرژی حرکت می‌‏کند. ساختار کانال‎های انرژی به‎قدری ذره‌‏بینی است که حتی با تکنولوژی امروزی نیز قابل مشاهده نیست.

اما پدران طب چین، قادر بودند تا با توانایی‌‏های طبیعی خود، سطوح انرژی انسان را تجسم و ترسیم کنند. آن‌‏ها متوجه شدند که اگر ما دچار ناراحتی‎های عاطفی شویم، انرژی درونی‌‏مان تحت‌‏تأثیر قرار گرفته و موجب انسداد و گمراهی چی می‎شود.

اگر وضعیت آن بهتر نشود، ممکن است باعث آسیب بیشتری مثل ایجاد درد شدید، تومور، انسداد عروق، سرطان و یا تغییرات حادتر و مانند آن شود. همانطور که می‌‏توان تصور کرد، انرژی می‌‏تواند در قسمت‎های مختلف بدن انسان مسدود شود.

زمانی‎که چی کم باشد، احساس ضعف و پیری خواهید کرد و گوارش در بدن به کندی انجام می‌‏گیرد و ارگان‌‏های بدن ناکارآمد می‌‏شوند. و هنگامی‌‏که کاملاً از‌‏بین برود، خواهیم مرد.

بنابراین برای این‌‏که احساس سلامتی و از ابتلا به بیماری جلوگیری کنیم و روند پیری را کاهش دهیم، باید مراقب انرژی چی خود باشیم.

دو نوع چی وجود دارد. یک نوع از والدین به ارث می‌‏رود که به آن چیِ پیش‎از تولد می‌‏گوییم و اغلب در کانال‌‏های انرژی کلیه ذخیره می‌‏شود. این نوع چی برای تولید‌‏مثل به‌‏کار می‌‏رود و به فرزندان منتقل می‌‏شود. نوع دوم آن، چی پس‌‏از تولد است که معمولاً از‌‏طریق هوا و غذا به‎دست می‌‏آید که به عملکرد کانال‌‏های انرژی در شش‎ها و طحال بستگی دارد.

برای حفظ انرژی پیش‌‏از تولد، باید از آن حفاظت کنید و تا جایی که امکان دارد آن را ذخیره کنید. برای حفظ انرژی پس از تولد، باید یک رژیم غذایی سالم و متعادل داشته باشید، از خوردن و نوشیدن افراطی بپرهیزید، به‌‏اندازه‌‏ی کافی بخوابید و در‌‏حد متعادل ورزش کنید ومراقبه و تمرین چی‌‏گونگ مناسبی را نیز در نظر بگیرید. مدیریت ثبات احساسات، کلیدی است برای باز نگه داشتن کانال‌‏های انرژی و جریان یکنواخت آن.

طب سوزنی می‌‏تواند در باز کردن کانال‌‏های انرژی، تغییر مسیر و تسهیل جریان و در تعادل نگه داشتن آن کمک کند. طب سوزنی به‌‏عنوان ابزاری کمکی برای انرژی چی، می‌‏تواند هم بر ذهن و هم بر بدن تأثیر بگذارد. همچنین داروهای گیاهی، در‌‏صورتی‌‏که به درستی مورد استفاده قرار گیرند، می‌‏توانند به‌‏عنوان مکملی برای کمبود چی عمل کنند.

بنابراین از خود بپرسید: «آیا امروز از چی خود به‌‏خوبی مراقبت کرده‎ام؟»

دکتر یانگ، پزشک پیشرو، روانپزشک رسمی و کارشناس بین المللی طب چینی است. وی از اساتید نسل چهارم و پزشک طب سنتی چینی (TCM) است، که تخصص او در طب سوزنی می‌‏باشد.

 

 


برچسب‌ها: انرژی چی, متافیزیک, انرژی نهفته در بدن, احساسات ما
تاریخ : ۱۳٩۳/٢/۱٤
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

اسرار طول عمر گل نیلوفر آبی مقدس

اخیراً تیمی متشکل از ۷۰ دانشمند موفّق‌‌‌‏شدند توالی ژنوم (ژنوم، همهDNA موجودات زنده است که شامل کل ژنهای آنها می شود) گل نیلوفرآبی را مشخص‌‌‌‏کنند که این امر به دانشمندان کمک‌‌‌‏می‌‌‌‏کند توانایی زنده‌‌‌‏ماندن این گیاه را در طول هزاران سال، درک‌‌‌‏کنند. نیلوفر آبی سمبل نامیرایی و رستاخیز است که در طول نسل‌‌‌‏ها برای مردم الهام‌‌‌‏بخش ایمان بوده‌‌‌‏است. (سیل لِبار)

اخیراً تیمی از ۷۰ دانشمند توانستند اسرار این گیاه باستانی را آشکار سازند. این گیاه می‌‌‌‏تواند در شرایط بسیار سخت برای صدها سال زنده‌‌‌‏بماند.

محققانی از ایالات‌‌‌‏متحده، چین، استرالیا و ژاپن توالی ژنوم گل نیلوفر آبی مقدس (Nelumbo nucifera) را به‌‌‌‏دست‌‌‌‏آوردند. اعتقاد براین‌‌‌‏است که این گل راز‌‌‌‏هایی برای طول عمر بیشتر دربردارد.

جین شین میلر، دانشمند ارشد دانشگاه یو‌‌‌‏سی‌‌‌‏ال‌‌‌‏اِی در مطلبی در یکی ‌‌‌‏از نشریات اظهار داشت: “ژنوم گل نیلوفرآبی، یکی از قدیمی‌‌‌‏ترین ژنوم‌‌‌‏های جهان است و اکنون ما الفبای آن را شناسایی‌‌‌‏کرده‌‌‌‏ایم. زیست‌‌‌‏شناسان مولکولی اکنون می‌‌‌‏توانند به راحتی بفهمند که چگونه ژن‌‌‌‏های آن در زمان‌‌‌‏های بسیار سخت خود را با شرایط وفق‌‌‌‏می‌‌‌‏دهند و چرا بذر این گیاه می‌‌‌‏تواند ۱۳۰۰ سال زنده‌‌‌‏بماند. این کشف گامی‌‌‌‏است به‌‌‌‏سوی کشف راز‌‌‌‏های ضد‌‌‌‏پیری.”

“گیاه نیلوفرآبی، سوسن سفید آبی و سوسن آبی رود نیل  در مصر نیست. نیلوفرآبی گیاهی است که از زمین گل‌‌‌‏آلود، ‌‌‌‏با شکوفه‌‌‌‏هایی زیبا و برگ‌‌‌‏هایی بی‌‌‌‏عیب و نقص و سبز‌‌‌‏ که به‌‌‌‏اندازه‌‌‌‏ی یک پیتزای بزرگ می‌‌‌‏باشد، بدون آلودگی سر از آب بیرون می‌‌‌‏آورد.”

(جین شین-میلر، دانشمند ارشد دانشگاه یوسی‌‌‌‏ال‌‌‌‏ای)

نیلوفر آبی که به‌‌‌‏خاطر پاکی معنوی و طول عمر آن مورد احترام‌‌‌‏است، نه ‌‌‌‏تنها می‌‌‌‏تواند در شرایط آب و هوایی سخت زنده‌‌‌‏بماند، بلکه بذر آن تا هزاران سال قابلیت ادامه‌‌‌‏ی حیات را دارد. با‌‌‌‏وجود گذشت قرن‌‌‌‏ها، پروتئین موجود در بذر این گیاه قادر به افزایش جوانه‌‌‌‏زنی آن حتی در زمان نبود نور خورشید می‌‌‌‏باشد.

شن میلر به اپک‌‌‌‏تایمز گفت: “بذر نیلوفر آبی می‌‌‌‏تواند به فعال‌‌‌‏سازی ژن‌‌‌‏هایی بپردازد که در تولید پروتئین‌‌‌‏هایی برای اصلاح و تحمل شرایط محیطی طاقت‌‌‌‏فرسا موثرهستند. این قواعد ژنتیکی منبعی بی‌‌‌‏همتا و با‌‌‌‏ارزش برای بررسی این گیاه می‌‌‌‏باشد.”

وی اظهار‌‌‌‏داشت که درصد بالایی از پروتئین دانه‌‌‌‏ی این گیاه حتی در هوای بسیار گرم، سیال و مایع می‌‌‌‏ماند. این پروتئین‎ها با قابلیت تحمل گرما، برای غلبه بر شرایط طاقت‌‌‌‏فرسا، حیاتی هستند.

در اوایل دهه‌‌‌‏ی ۹۰ میلادی، شن میلر مسئول تیمی تحقیقاتی از دانشگاه یو‌‌‌‏سی‌‌‌‏ال‌‌‌‏ای در شمال‌‌‌‏شرق چین بود که توانست از بستر دریاچه‌‌‌‏ای، بذر گیاه نیلوفرآبی را کشف کند که با‌‌‌‏ وجود عمر۱۳۰۰ ساله‌‌‌‏ی آن قادر به رویش بود. این کشف تنها به‌‌‌‏دلیل این حقیقت که بذر گیاهان دیگر تقریبا تا ۲۰ سال یا کمتر قابل رویش هستند، از اهمیت برخوردار بود. به‌‌‌‏گفته‌‌‌‏ی او این بذر یکی از قدیمی‌‌‌‏ترین دانه‌‌‌‏های قابل رویش است که عمر آن از طریق کربن رادیواکتیو تخمین‌‌‌‏زده‌‌‌‏شده و بیشترین مطالعه بر روی آن انجام‌‌‌‏شده‌‌‌‏است.

بعدها در سال ۱۹۹۶، تیم دیگری را در چین رهبری کرد. تیم او با کمک کشاورزان محلی در استان لیانینگ، به جمع‌‌‌‏آوری دانه‌‌‌‏های ۴۵۰ تا ۵۰۰ ساله‌‌‌‏ی گیاه نیلوفرآبی پرداخت. بیش‌‌‌‏از ۸۰ درصد از این دانه‌‌‌‏ها قادر به رویش بودند که این امر نشان‌‌‌‏دهنده‌‌‌‏ی این است که این گیاه دارای سیستم ژنتیکی قدرتمندی است که می‌‌‌‏تواند نقص‌‌‌‏های ژنتیکی خود را که از عمر زیاد آن ناشی‌‌‌‏می‌‌‌‏شود، اصلاح‌‌‌‏کند.

بنابراین مطلب منتشر شده، ژنوم نامتعارف گیاه نیلوفر آبی برای بقا، مهارت دیگری نیز به او می‌‌‌‏دهد: “برگ‌‌‌‏های آن آلودگی و آب را دفع‌‌‌‏می‌‌‌‏کند، گل‌‌‌‏هایش برای جذب گرده، گرما را افزایش می‌‌‌‏دهد و پوشش میوه‌‌‌‏ی آن حاوی آنتی‌‌‌‏بیوتیک و پارافین است که جوانه‌‌‌‏زنی دانه را تضمین‌‌‌‏می‌‌‌‏کند.”

مردم اغلب سوسن آبی را با نیلوفر آبی اشتباه‌‌‌‏می‌‌‌‏گیرند اما به گفته‌‌‌‏ی شن میلر نیلوفرآبی نه سوسن آبی است و نه سوسن آبی مقدس مصری است. نیلوفرآبی گیاهی است که از زمین گل‌‌‌‏آلود، ‌‌‌‏با شکوفه‌‌‌‏هایی زیبا و برگ‌‌‌‏هایی بی‌‌‌‏عیب و نقص و سبز‌‌‌‏ که به‌‌‌‏اندازه‌‌‌‏ی یک پیتزای بزرگ است، بدون آلودگی سر از آب بیرون می‌‌‌‏آورد.

درک سیستم اصلاحی و ترمیم این گیاه، نگرش عمیقی را نسبت به توانایی سالم‌‌‌‏ماندن آن با وجود طول عمر بالایش ایجاد‌‌‌‏می‌‌‌‏کند. ژنوم تازه کشف‌‌‌‏شده‌‌‌‏ی این گیاه راههای جدیدی را در همه‌‌‌‏ی زمینه‌‌‌‏ها‌‌‌‏ی تحقیقات زیست‌‌‌‏شناسی ارائه‌‌‌‏می‌‌‌‏دهد. به‌‌‌‏گفته‌‌‌‏ی شن میلر: “تازه تحقیقات بیشتر در دیگر زمینه‌‌‌‏ها آغاز‌‌‌‏شده‌‌‌‏است.”

این تحقیق در مجله‌‌‌‏ی زیست‌‌‌‏شناسی ژنوم در ماه می امسال به چاپ رسیده‌‌‌‏است.

 


برچسب‌ها: گل نیلوفر, اسرار گل نیلوفر, نیلوفر آبی, عمر گل نیلوفر
تاریخ : ۱۳٩۳/٢/۱٤
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

محققان می‌‏گویند برخی از اجسام کروی که در تصاویر ظاهر می‌‏شوند، غیر عادی بوده و با مبحث انعکاس نور قابل توضیح نیستند.

 

این تصویر که در سال ۲۰۰۹ گرفته شده، زنی را به‌‏نام جوآن در پارک بریانت منهتن نشان می‌‏دهد که اجسام کروی، او را احاطه کرده‌‏اند. اگر از نزدیک دقت کنید، دو دایره‌‏ی کوچک را در جسم بزرگ کروی می‌‏بینید. (با کسب اجازه از جوآن)

 

اعضای گروهی در لاس‌‏وگاس، اغلب در عکس‌‏های گرفته شده‌‏شان، اجسامی کروی مشاهده می‌‏کنند. (با کسب اجازه از گروه Spirit St. John)

 

بسیاری، لکه‌‏های کروی و روشنی را در عکس‌‏های خود می‌‏بینند. این لکه‌‏ها معمولاً با نام اجسام کروی شناخته می‌‏شوند. برخی، آن‌‏ها را نور منعکس شده بر سطوح اطراف می‌‏پندارند و برخی، نور منعکس شده از ذرات غبار. عده‌‏ای نیز آن‌‏ها را روح یا دیگر موجوداتی که با چشم قابل مشاهده هستند، می‌‏پندارند.

تحقیقات کمی بر‌‏روی این پدیده انجام شده؛ امّا دکتر گَری ای.شوارتز و کاترین کرِت، استاد علوم نوری در دانشگاه آریزونا در سال ۲۰۰۵، مطالعات خود را بر‌‏روی اجسام کروی منتشر کردند.

 

یک جسم کروی که در مستندی از شبکه‌‏ی بی‎بی‎سی گرفته شده است. به‌‏گفته‌‏ی محققان دانشگاه آریزونا علت آن نمی‌‏تواند انعکاس نور بوده باشد. این محققان نتوانسته‌‏اند توضیحی علمی برای آن بیابند. (Screenshot/u.arizona.edu)

 

به‌‏گفته‌‏ی آن‌‏ها بسیاری از اجسام کروی، با نور منعکس شده‌‏ی دوربین بر روی اجسام یا گرد و‎غبار محیط اطراف قابل توضیح هستند. اما برخی‌‏از اجسام کروی ظاهر شده در عکس‌‏ها، این توضیح متداول را نقص می‌‏کنند.

برای مثال، اجسام کروی‌‏ای که در مستند بی‌‏بی‌‏سی گرفته شده است، قبل‌‏از محو شدن، به‌‏آرامی حرکت می‌‏کردند. شوارتز و کرت می‌‏نویسند: «توضیح چنین اجسام کروی که در مسیر‌‏های غیرقابل پیش‌‏بینی حرکت می‌‏کنند و بر‌‏اثر بازتاب‌‏هایی اتفاقی ایجاد می‌‏شوند و همچنین آن‌‏هایی که براثر انعکاس نور برروی ذرات گرد وغبار هوا به‌‏وجود می‌‏آیند، غیرممکن است. »

 

یک جسم کروی نزدیک شاخ سمت چپ گاو قرار دارد که ظاهر شدن آن غیر‌‏عادی و نامعمول است؛ با‌‏این‌‏حال سایه‌‏ای واضح قابل مشاهده است. (Cindy Drukier/Epoch Times)

 

این مستند که با گران‌‏ترین مدل دوربین مادون‌‏قرمز و نصب شده بر‌‏روی سه‌‏پایه، فیلم‌‏برداری شده، برخی‌‏از عواملی که محققین علت ایجاد اجسام کروی در عکس‌‏ها بر‌‏اثر ارزان بودن مدل دوربین می‌‏دانند، کنار می‌‏گذارد.

شوارتز و کرت ادامه می‌‏دهند: «همچنین این موضوع نه منطقی و نه صحیح است که نتیجه بگیریم همه‌‏ی اجسام کروی مشاهده شده در جهان را می‌‏توان با مکانیسم متداول علم نورشناختی مثل بازتاب‌‏های نور توضیح داد.»

با‌‏این‌‏حال، به‌‏عقیده‌‏ی آن‌‏ها، اکثر اجسام کروی، با علم متداول نور قابل توضیح هستند و شاید توضیحات جدیدی برای اجسام کروی غیرعادی پیدا شود.

 

اجسام کروی در تئاتر رِجِنت ملبورن استرالیا، پس از اجرای هنرهای نمایشی شن‌‏یون در ۱۴ آوریل ۲۰۱۲ مشاهده می‌‏شوند. (با‌‏کسب اجازه از ناتالی تپلیسکی). شن‌‏یون، فرهنگ ۵۰۰۰ ساله‌‏ی چین را از‌‏طریق رقص مبتنی بر داستان احیا می‌‏کند. به‌‏گفته‌‏ی وب‌‏سایت اصلی شرکت شن‌‏یون در نیویورک، این فرهنگ دارای ارتباطی قوی با معنویت است و اعتقاد براین است که آسمانی است.( اپک تایمز)

 

اجسام کروی دیده شده در نیوزلند، نزدیک‌‏به محل استقرار قبیله‌‏ی Ngati Mamoe؛ قبیله‌‏ای که دیگر وجود ندارد. (Wikimedia Commons)

 

اجسام کروی‌‏ای که به‌‏گفته‌‏ی عکاس بر‎اثر بارش باران ایجاد شده است. (Wikimedia Commons)

 

اجسام کروی‌‏که که به‌‏گفته‌‏ی عکاس بر‌‏اثر گرد‌‏وخاک ایجاد شده است. (Wikimedia Commons)

 


برچسب‌ها: اجسام کروی در عکس, اجسام کروی, ارواح سرگردان, روح یا گرد و غبار
تاریخ : ۱۳٩۳/٢/۱٤
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

پدیده‌های مافوق طبیعی در ابعاد دیگر وجود دارند.

ماده، ذهن و بُعد‏های بالاتر (Shutterstock*)

«برنارد کار»، ریاضی‌‏دان و ستاره‌شناس این نظریه را ارائه کرده که بسیاری از پدیده‌هایی که تجربه می‌کنیم و قادر به توصیف آن با قوانین فیزیکی این بُعد نیستیم در واقع در ابعاد دیگر رخ می‌دهد.

از آنجایی که «آلبرت انیشتن» معتقد بود که زمان و مکان را نمی‌توان از هم جدا کرد، بیان کرد که حداقل چهار بعد وجود دارد. بعد چهارم زمان یا زمان-مکان است. در فیزیک مدرن نظریه‌هایی که بر وجود ۱۱ بعد و احتمالاً تعداد ابعاد بیشتر دلالت می‌کند، توجه بیشتری را به خود جلب کرده‌ است.

«کار» که یک استاد ریاضیات و ستاره‌شناسی از دانشگاه کوئین مری لندن است، می‌گوید که هشیاری ما با ابعاد دیگر دارای تأثیر متقابل است. بعلاوه، جهان چند بعدی که او به تصویر می‌کشد دارای ساختار سلسله‌مراتبی می‌باشد. بعد ما در پایین‌ترین سطح آن قرار دارد.

 

برنارد کار (Wikimedia Commons)

 

او در خلاصه‌ی یک مقاله‌ی کنفرانس نوشت: «این مدل، مسائل فلسفی را که ارتباط بین ماده و ذهن را مدنظر قرار می‌دهد حل می‌کند، ماهیت زمان را روشن کرده و یک چارچوب هستی‌شناختی برای پدیده‌هایی مانند اوبی‌ای (تجربه خارج از بدن)، ان‌دی‌ای (تجربه‌ی نزدیک مرگ) و رؤیاها فراهم می‌کند.

کار چنین دلیل می‌آورد که حس‌گرهای فیزیکی ما تنها جهان سه‌بعدی را به ما نشان می‌دهد، درحالی‌که حداقل چهار بعد وجود دارد. آنچه در ابعاد بالاتر وجود دارد، موجودیتی است که با حس‌گرهای فیزیکی قادر به لمس آن نیستیم. او می‌گوید باید نوعی از فضا باشد که این موجودات در آن وجود داشته باشند.

وی نوشت: «تنها موجودات غیرفیزیکی در جهان که ما به نوعی تجربه‌ی آن‌ها را داریم، موجوداتی با موجودیت ذهنی هستند و … وجود پدیده‌های ماوراءطبیعه چنین القاء می‌کند که این پدیده‌های ذهنی به نوعی از فضا برای وجود داشتن نیاز دارند.»

فضای ابعاد دیگر که ما در رؤیاهای خود وارد آن می‌شویم با فضایی که حافظه در آن وجود دارد، دارای هم‌پوشانی است. تله‌پاتی یا ارتباط فکری نشان‌دهنده‌ی یک فضای ذهنی گروهی است و غیب‌بینی (خبر دادن از چیزها و اشیاء بدون استفاده از ابزار عادی بشری) نیز در یک فضای فیزیکی وجود دارد. وی در کتاب «ماده، ذهن و ابعاد بالاتر» نوشت: «مفاهیم غیرفیزیکی دارای ویژگی‌های خارجی هستند.»

او از نظریه‌های قبلی از جمله نظریه‌ی کالوزا-کلین که یکی بودن نیروهای بنیادی گرانش و الکترومغناطیس را مطرح می‌کند، استفاده می‌کند. نظریه‌ی کالوزا-کلین نیز یک جهان ۵بعدی را به تصویر می‌کشد.

در «نظریه‌ی ام»M-Theory ، ۱۱ بعد وجود دارد. در نظریه‌ی ابرریسمان جهان ۱۰ بعدی است. کار آن را به صورت یک فضای ۴ بعدی خارجی درک می‌کند؛ بدین معنی که آنها ۴ بعدی‌هایی در نظریه‌ی نسبیت انیشتن هستند و فضای داخلی ۶ یا ۷ بعدی به این معنی است که این بعدها به مسائل روانی یا سایر پدیده‌های نامحسوس مربوط می‌شود.

 


برچسب‌ها: ماده، ذهن, بُعد‏های بالاتر (shutterstock*), پدیده‌های مافوق طبیعی, نظریه‌ی ام
تاریخ : ۱۳٩۳/۱/٢٦
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

خاطرات یک بزرگسال که در کودکی ربوده می شده است و پیامدهای آن.

گروه " حمایت از موجودات فضایی" از سال 1389 به طور رسمی در جامعه مجازی فارسی به جمع آوری گزارش ها و برخورد های از جمله ربوده شدن می باشد و به بررسی و کمک به افرادی می پردازید این گروه زیر گروه تحقیقاتی " یوفوپرشیا " می باشد .
در همین راستا تحقیق بر روی کودکانی که خاطره ای از موجودات فضایی دارند را آغاز کرده ایم
این مقاله تنها برای آشنای شما با این برخورد ها می باشد
باید ذکر کنیم همه خاطره ها و برخورده ها به یک صورت نمی باشد پس تنها برای آگاهی شما این مقاله را در اختیار شما دوستان قرار دادایم . 
 

 

دقیقاً به یاد نمی آورم که در آن موقع یک نوزاد بودم یا کودک، ولی ترسیدن را یاد گرفته بودم بخصوص در شبهایی که بیگانگان به سراغم می آمدند. من هرگز از لولو نمی ترسیدم و اصلاً اینجور چیزها فکر مرا مشغول هم نمی کرد ولی شبها به پدر و مادرم التماس می کردم تا اجازه دهند پیش آنها بخوابم و چراغ شب خواب اتاق روشن بماند .

 

 

بزرگتر که شدم والدینم با تصور اینکه من از مشکلات روحی و روانی رنج می کشم مرا به پزشک بردند وبرای معالجه در یک خانه ای که کودکان زیادی با مشکل من در آن بودند بستری کردند ولی تشنج های شبانه من هیچگاه متوقف نمی شد. من با یک مشکل جدی مواجه بودم.

 

وقتی خردسال بودم پدر و مادرم مرا چندین بار بر روی دسته روی در در خارج از خانه پیدا کرده بودند از این موضوع غیر قابل توضیح بشدت متعجب شده بودند. بازدید های وحشتناک بیگانگان خاکستری از آن زمان تا کنون بصورت متوالی با فواصل زمانی مختلف همچنان ادامه دارد. وقتی برای بازدید دسته جمعی به فرودگاه محلی می رفتیم از هواپیماهای پارک شده در آنجا وحشت داشتم. احساس می کردم ناگهان چند نفر از آن هواپیما به بیرون می آینند و من را به داخل می کشانند.

 

در شانزده سالگی الکل (مشروب - مترجم) رو کشف کردم و سرانجام توانستم شبها بدون آن مشکلات خوابم ببرد. بعد ها ثابت شد که با این روش بالاخره در برخورد با مشکلاتم موفق شدم. بیگانگان قبل از اینکه بزرگ شوم بلوغ را به من تحمیل کرده بودند. برای یک انسان معاشرت با زن ها زمانی آغاز می شود که به بلوغ جنسی رسیده باشد. این کار برای من از سن 12 سالگی شروع شد. چیزی که در من نفرت
و ترس را ایجاد کرد که برای سالها بر زندگی من حاکم شده بود. من هرگز با آن
نتوانستم کنار بیایم و نمی توانستم حقیقت را به کسی بگویم بنابراین منزوی و تنها
شده بودم. این وحشت حتی در بزرگسالی، شبهایی که در خانه تنها هستم به سراغم می آید.
بعد ها که با دکتر جاکوبز (دکتر دیوید جاکوبز (David M. Jacobs) یوفولوژیست و استاد
تاریخ دانشگاه تمپل آمریکا ست. او یکی از شناخته شده ترین افراد در زمینه یوفولوژی
است و بیش از 30 سال است که درباره پدیده  انسان ربایی های بیگانگان تحقیق می کند.
روش تحقیق وی بیشتر مصاجبه با ربوده شدگان در حالت هیپنوتیزم است. او در بسیاری ار برنامه های تلویزیونی درباره کودکان هیبرید انسان-بیگانه صحبت کرده است. همچنین نتیجه تحقیقات خود درباب انسان ربایی بیگانگان را در کتاب های خود منتشر کرده است.
از کتاب های او می توان به  "زندگی مرموز" و "تهدید" اشاره کرد - مترجم ) ملاقات
کردم بعد از چند جلسه مصاحبه به آرامش  رسیدم. من هنوز در تلاشم تا ربوده شدنم
جلوگیری کنم ولی توفیق چندانی بدست نیاوردم. خاکستری ها به من گفتند که بعضی اوقات آنها سراغم می آیند و من مال آنها هستم برای آنها کار می کنم.

 

 

آنها چگونگی پرواز با سفینه فضایی شان را به من یاد دادند و به من گفتند که وقتی در آینده برای ماندن بر روی زمین می آیند از این مهارت استفاده خواهم کرد. من از اینکه انتخاب شده آنها هستم فوق العاده ناراحتم و این باعث درد و رنج بیشتر من در زنگی ام شده است. مایکل منکین (Michael Menkin) نقش بزرگی در رسیدنم به آرامش ایفا کرده است. او در تمام این سالیان پر از وحشت از من حمایت کرده. او همیشه دوست و همراه من بوده است.

 

من به موفون (MUFON) پیوستم و در راه کمک به دیگر افراد که مثل من هستند به یک محقق بدل شدم. من در حال حاضر درآمدم را صرف هزینه های کار درباره یوفوها، بیگانگان و مشاوره دادن به مردم می کنم. این در واقع راه پر فراز و نشیبی است. من در این راه دچار نوعی اختلال سیستم ایمنی شدم که در بسیاری از ربوده شدگان دیگر هم بوجود می آید. من از همینجا از همه کسانی که از نظر مالی و معنوی مرا حمایت کردند تشکر می کنم. از مایکل به خاطر کمک هایش و از دکتر جاکوبز که ساعت ها با من صحبت کرد و نشان داد که چگونه از ربوده شدن توسط خاکستری ها ممانعت بعمل آورم


چندین  فیلم ها و برنامه های تلویزیونی مثل روز استقلال (Independence Day) و پرونده های مجهول (X-Files) وجود دارند که برای ترساندن من بسیار واقعگرایانه هستند. معمولاً این فیلمها پایان خوشی دارند ولی انتهای داستان من خوش نخواهد بود. آنها بزودی سراغم می آیند و مرا با خود می برند و هرگز بازگشتی در کار نیست چون من به آنها تعلق دارم.
این ها را آن بیگانگان مستقیماً نگفتند بلکه دانه های حقیقت است که من آنها را بر
یک ریسمان به یکدیگر وصل کرده ام. بیماری من هزینه بسیاری داشت و بی کاری هم روی آن یک زندگی شاد را به من حرام کرده است. زندگی من درست مانند زندگی فردی است که بطور مکرر ربوده می شود. انسان ربایی سلامتی، وضع مالی و بخش بزرگی از زندگی انسان را تباه می کند. من از این پس از نام مستعار استفاده خواهم کرد چراکه دیگر تحمل شرمساری و آبروریزی به خاطر این کمک های مردمی را ندارم .


منبع: 
http://aliensandchildren.org/adult_memories.htm

گروه" حمایت از موجودات فضایی" در حال همکاری با این گروه می باشد،   و به زودی برای شما دوستان گزارش ها و مطالب بیشتری از فعالیت این گروه قرار می دهیم
در حال حاظر گروه حمایت از موجودات فضایی در زمینه برخورد با موجودات فضایی تنها گروه رسمی می باشد که در جامعه مجازی فارسی به تحقیق و پژوهش می پردازید و زیر گروه انجمن تحقیقاتی "یوفوپرشیا " می باشد .


 


برچسب‌ها: برخورد نوع 3 با فرازمینی ها, برخورد نوع چهارم, ربوده شدن توسط فرازمینی ها, خاطرات کودکان
تاریخ : ۱۳٩۳/۱/٢٦
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

پیام فرشته هایتان را بشنوید!
angel therapy 

 

از طرف فرشته ها:

"اگر شما با قلبی گشاده به ما گوش سپارید، ما آنچنان هم برای شنیده شدن مشکل نیستیم. بیشتر وقتها ما نزدیکتر از آن به شماییم که تصورش را بکنید. یک نجوا، یک فکر، تنها علائمی از شما هستند که ما به آن نیاز داریم تا ارتباطمان را با شما آغاز کنیم. ما برای هر آنچه شما در این کره خاکی بنام زمین تجربه می کنید، احترام زیادی قائلیم. ما هرگز در جست و جوی این نیستیم که در زندگی شما دخالت بی مورد کنیم. تنها می خواهیم موهبت های اشراق و فراست و راه های نگرش تازه به خود را برایتان به ارمغان آوریم."

هر کسی قادر به شنیدن صدای فرشتگان نیست. خیلی از مردم پیامهای عمیق و قابل تأملی را از طریق ابزارهای غیر کلامی مانند دیدن ها، احساسات یا افکارشان دریافت می کنند.

شنیدن صدای خدا و فرشتگان را "غیب شنوی" می نامیم. صدای آنها ممکن است مانند صدای خودتان یا شاید طور دیگری باشد. می تواند از بدن شما نشئت بگیرد یا از افکارتان یا بنظر برسد که سرچشمه آن از بیرون سرتان است. وقتی فرشته ای به من اخطار داد که ماشینم دزدیده خواهد شد، انگار که صدای او را که از میان لوله دستمال کاغذی با من صحبت می کرد می شنیدم. یک ساعت بعد وقتی که متوجه شدم فردی را که به عنوان مسافر سوار کرده ام در اصل یک سارق اتومبیل هست، همان فرشته از درونم دستورات لازم برای حفط جانم را به من دیکته کرد. به هنگام نوشتن کتابم نیز با عنوان "فرشته درمانی یا angel therapy " احساس می کردم که فرشتگان از درون و بیرون به کمک من آمده اند.

امکان دارد شما صدای ضعیفی را بشنوید و از خود بپرسید که آن صدا چه بود. در این مواقع پا پیش گذاشته و از فرشتگان بخواهید که پیامشان را دوباره تکرار کنند. به آنها بگویید : "یک ذره بلندتر لطفاً!". آنها از اشتیاق شما برای شنیدن پیامشان تشکر می کنند و آنها را روشن تر و قابل فهم تر بیان می کنند.

شاید اول فکر کنید که صداها بدلیل تخیلات شما و ناشی از افکار مشتاق شما باشد. به خصوص وقتی که بطور آگاهانه شروع می کنید به ایجاد رابطه با آنها. شما پیش خود فکر می کنید: "اینها همه تخیلات هست. ای کاش حقیقت داشت و فرشته ها واقعاً به من کمک می کردند. ولی در عوض من کاری عبث انجام می دهم و آنها صحبت های من را نخواهند شنید." ما این طرز فکر شما را از طریق قوی کردن بنیه های اعتقادی، اعتمادی و دادن تمرین های مناسب خوب خواهیم کرد. اگر اعتقادتان به فرشته ها متزلزل هست، پس از خدا بخواهید که بهتان کمک کند. به او بگویید: "لطفاً اعتقادم را بیشتر کن. من خواهان اینم که خودم را از تمام ترسهایی که اعتقادات مرا ضعیف می کنند نجات دهم." جهان همیشه مترصد تحقق بخشیدن به خواسته های الهی و نیک ماست.

صدای فرشته ها همیشه دوست داشتنی و قابل اعتماد خواهد بود. حتی زمانی که ما را از خطری که در شرف وقوع است، با خبر می کنند. به عنوان یک روانکاو آموزش دیده ام تا باور کنم که شنیدن صدا یکی از علائم دیوانگی است. هنوز هم شنیدن صدای "خود" درونمان تنها نشانه دیوانگی است. پیام هایی را که خود درونمان به ما می دهد، رنگ تخریب و تجاوز و بی پروایی و تندی و تیزی دارد. به طور مثال، خود درونمان ممکن است ما را متقاعد کند که بازنده هستیم. همین طور، ذهنیتمان را بطور مداوم عوض می کند و می گوید دوشنبه فلان کار را بکن، سه شنبه فلان کار را و چهارشنبه از ما می خواهد کاری کنیم که شاید با دستورات قبلیش کاملاً رو در رو باشد! اگر شما به صدای خود درونتان گوش دهید، زندگیتان پر هرج و مرج و ترسناک خواهد شد.

در عوض، فرشتگان راهنمایی هایشان را روز به روز و صبورانه برای ما تکرار می کنند تا ما آنها را در زندگیمان بکار بندیم. ممکن است، برای مثال، این توصیه فرشته ها را بارها و بارها و یاحتی سالها و سالها بشنوید که به شما میگویند: "تو نویسنده –یا پزشک- بزرگی خواهی شد." یا شاید بارها و بارها از شما بخواهند که مراقب سلامتی تان باشید.

شما زمانی متوجه می شوید که پیامی را که شنیده اید از سوی فرشتگان –و نه خود درونتان- است که آن پیام هماهنگ و نامتناقض، سرشار از عشق و توجه و نه پر ازار و مضر برای شما و خانواده تان باشد.

به هر حال، غیب شنوی تنها یکی از چهار راهی است که ما با آن از وجود فرشته ها بهره می بریم. شاید فرشتگان شما از طریق عکسها و تصاویر ذهنی با شما صحبت کنند. ما این نوع ارتباط را "غیب بینی" می نامیم.

ممکن است پیام فرشته ها از طریق تصاویر لحظه ای که در ذهنتان پدید می آید یا در دنیای خارج آن را می بینید به شما منتقل شود. پیامهای بصری فرشتگان شاید سمبلیک باشد. بطور مثال، دیدن ناخودآگاه علامت توقف به معنای این است که در کاری که دارید می کنید شکیبا باشید، درنگ کنید یا آن کار را متوقف کنید. به طور حسی شاید شما پیام این تصاویر را درک کنید. مانند اینکه مدال افتخار یا لوح تقدیری را ببینید و به طور غیرارادی احساس کنید که پیروزی در یک قدمی شماست. اگر در درک پیامهای بصری فرشتگانتان مشکل دارید، ازشان بخواهید تا پیامشان را واضح تر بیان کنند و این درخواست ها را تا آنجا ادامه دهید که موفق به درک کامل پیامشان بشوید.

بعضی اوقات ما کانال های ارتباطی مان با فرشته ها را بدلیل ترس می بندیم. شاید بطور ناگهانی تصویری ناگوار از آینده تان را ببینید که باعث ترستان شود. و شما کانال غیب بینی را با بستن چشم سومتان غیر قابل استفاده می کنید.

یکی از مراجعین من کانال غیب بینی اش را در زمانهای خیلی دور، وقتی که بچه بود بدلیل دیدن تصویر ذهنی طلاق پدر و مادرش در آینده به طور کامل بست.

یکی دیگر از مراجعینم نیز چشم سومش را بدلیل اینکه تصویری از خود را –درآینده- در حال معاشرت با یکی از همکاران متأهلش می بیند، برای همیشه می بندد. یکی دیگر نیز تلاش می کرد تا یک پیام مستمر الهی را مبنی بر پیدا کردن شغلی دیگر در مکانی جدید نادیده بگیرد. چرا که او به خدا برای برآورده کردن نیازهای مادیش در حین دگرگونی شغلی اعتمادی نداشت.

ممکن هم هست که شما این راه ارتباطی تان را به خاطر ترس از آنچه که ممکن هست ببینید، می بندید. به همان اندازه که میل دارید فرشته نجاتتان را در قالب یک انسان ببینید، به همان اندازه هم ترس از دیدن روحی احیاناً ترسناک شما را در استفاده از این نوع ارتباط بی میل کند. فرشتگان به ترس شما احترام بسیاری می گزارند و تا زمانی که این احساس به شما دست ندهد که ظهور آنها موهبت است نه رنج و عذاب، پیش شما ظاهر نخواهند شد.

راه سومی که از طریق آن راهنمایی های فرشتگان را دریافت می کنیم، راه احساسات و حواس فیزیکی است که ما آنرا "حواس غیبی" می نامیم. این کانال ارتباطی توصیه های الهی را از طریق حواس فیزیکی مانند گرفتگی و تنشهای عضلانی صورت، شکم، دست و ارگانهای جنسی به مشتریانش ابلاغ می کند.

آنها به طور حسی معنی خاص این عکس العمل ها را می دانند. کسی که از این حواس آگاهی دارد تغییرات فشاری و دمایی مثلاً اتاق را می تواند دلیل بر خبری مثبت یا منفی از آینده بداند.

هر کدام از حواس پنج گانه ما، یک کانال روحانی هستند. افرادی که حواس غیبی دارند، راهنمایی های الهی را از طریق حواس ظریف لامسه، بویایی و چشایی کسب می کنند. شاید شما حضور مادربزرگ متوفی تان را از طریق شنیدن عطر مورد علاقه او درک کنید! هم چنین شاید یک فرشته با پراکندن بوی شکوفه های درخت پرتقال، خبر یک عروسی قریب الوقوع را به شما بدهد.

این افراد بسیاری از راهنمایی های آسمانی را از طریق احساسات فیزیکی، تنشهای عضلانی شکم و کتف و کمر دریافت می کنند. خیلی از این اشراق ها برخواسته از ناحیه شکم مانند لرزشها، گرفتگی ها و شل شدن ماهیچه های شکمی –بر اساس نوع خبر- می باشد. به طور غریزی افراد مسلط بر این کانال ارتباطی معنی این تنشهای عضلانی را سریع تعبیر می کنند و یک فرد باتجربه راهنمایی های بدنی را بدون درنگ در زندگی خود مورد استفاده قرار می دهد.

این افراد، گاهی هم، پیامهای آسمانی را از طریق قلب و احساسات عاشقانه کسب می کنند. اگر فکر انجام کاری سینه شما را با احساسات گرم و شاد متورم می کند، در اصل این یک پیام از سوی خدا و فرشتگانش است. شاید شما فکر کنید: "اگر این واقعیت داشت چه خوب می شد! این فقط یک رویاست." اما آن شادی را که فکرتان برای شما حاصل کرده است، نقشه ای است که شما را به سو ی زندگی که باید داشته باشید هدایت می کند.

و اما راه چهارم ارتباط با فرشتگان را "شناخت غیبی" می نامیم. مردم اغلب دارای این حس هستند و شاید حتی تشخیص نمی دهند که آنها به طور طبیعی اطلاعات دقیق و به تفضیلی را از خدا و فرشتگانش دریافت می کنند. شما می توانید از یک همچین فردی سئوالی درمورد آنچه در ذهنتان هست، بپرسید تا چند دقیقه بعد جوابی قابل قبول برای آن به شما بدهد. شاید شما بپرسید: "چگونه این ها را می دانست؟!" و او جواب خواهد داد: "من نمی دانم. تا چند لحظه پیش هیچی در مورد آن نمی دانستم!"

این افراد می دانند بدون آنکه بدانند که چگونه می دانند! از این رو ممکن است که به اعتبار علمشان شک کنند. این یک اشتباه است، چون وقتی دانش الهی به ذهن ما وارد می شود در اصل هدیه ای است که می توانیم از آن برای اصلاح زندگی مان و خدمت به جهان استفاده کنیم.

ما همیشه به هر چهار کانال ارتباطی دسترسی داریم. گاهی با تمرین می توانید در کسب پیامهای آسمانی از هر چهار کانال متبحر شوید. در ابتدا مردم برای ایجاد کانال ارتباطی تنها روی یکی از این چهار راه متمرکز می شوند.

به طور طبیعی افراد دید محور تمایل دارند که روی تصاویر ذهنی تمرکز کنند . اگر مایل به شنیدن پیامهای شنیداری هستید پس به صداهای درون و بیرون گوش فرا دهید. اگر می خواهید بر پیامهای فیزیکی و حسی مسلط شوید، حواس و احساسات فیزیکی شما ابزارهای شما هستند و پیامهای الهی را به شما منتقل می کنند. و اگر شما مشتاق به بهره گیری از افکارتان هستید یا آدمی هستید که به دنبال معانی مخفی شده در وضعیت ها و موقعیت های مختلف می گردید، پس افکارتان را برای راهنمایی هر چه بهتر در زندگیتان بکار بگیرید.

 

مقاله ای از دکتر دورین ویرچو (Doreen Virtue)

منبع: سایت spiritual.com.au


برچسب‌ها: angel therapy, فرشته درمانی, گفتگو با فرشته ها, دکتر دورین ویرچو (doreen virtue)
تاریخ : ۱۳٩۳/۱/۱٥
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

شکل گیری کانال های جدید در مریخ

تصویر سمت چپ قبل و تصویر سمت راست بعد  را نشان میدهد تصویری با رزولیشن و کیفیت بالا را که توسط دوربین  علمی که بر روی مدارگر ناسا تعبیه شده است گرفته شده  . این تصویر شکل گیری یک کانال جدید در این منطقه ازمریخ را نشان میدهد .این کانال جدید در بین تاریخ 10 نوامبر 2010 و  تاریخ 25 مه 2013 شکل گرفته و درتاریخ 19 مارس 2014 این تصویر مقایسه ای منتشر شده است .

محل شکل گیری این کانال بخش بیرونی دیواره یک دهانه است که در عرض جغرافیایی 37.45 درجه جنوبی و در طول جغرافیایی 222.95 درجه شرقی در منطقه Terra Sirenum واقع شده است .
فضا پیمای ناسا خندقهای بزرگی را بر روی مریخ کشف کرده است که نکته جالب اینجاست که احتمالا” طی سه سال گذشته این خندقها شکل گرفته اند .

آیا فکر میکنید حیات بر روی مریخ وجود دارد ؟
مقامات ناسا میگویند این خندقها بنظر می رسد به مانند کانال های رودخانه ها بر روی زمین باشند و این احتمال وجود دارد که توسط جریان های آب به وجود آمده باشند .

ترجمه از : محمد مسعود صحت بخش

www.jpl.nasa.gov


برچسب‌ها: وجود آب در مریخ, مریخ دارای حیات, کانال آب در مریخ, ایجاد کانال آب در مریخ
تاریخ : ۱۳٩٢/۱٢/٢٩
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

یادمان باشد که زیبایی های کوچک را دوست بداریم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند
یادمان باشد که دیگران را دوست بداریم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که ما می خواهیم باشند
یادمان باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگریم
که ما اگر خود با خویشتن آشتی نکنیم هیچ شخصی نمی تواند ما را با خود آشتی دهد
یادمان باشد که خودمان با خودمان مهربان باشم
چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باش

 

********سال نو بر همه عزیزان و یاران مبارک******

امیدواریم در سال 1393 در کنار شما دوستان باشیم و بتوانیم به سوال های بی جواب شما دوستان پاسخ دهیم
با سپاس
آرش  


برچسب‌ها:
تاریخ : ۱۳٩٢/۱٢/٢٧
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

چهارشنبه سوری و اسرار آن 





مجمومه آیین های نوروزی از چهارشنبه سوری آغاز می گررد و با آیین سیزده نوروز پایان می پذیرد و همه آنها با فرورهای که در روزهای پایانی سال برای دیدار خانواده خود بر زمین می آیند پیوستگی دارند.
چون در ایران کهن روزهای هفته رایج نبوده است ، از اینرو آتش افروزی پیش از نوروز در سه شنبه شب آخر سال انجام نمی گرفته است ، بلکه این آتش افروزی درست پیش از آغاز جشن همسپتمدم یعنی در سیصد و شصتمین روز سال که فروهر های نیاگان در آغاز این روزها بزمین فرود می آیند و برکت و نیک روزی برای خاندان می آورند.در همین روز بود که برای راهنمایی آنان بهنگام شب در بالای بام یا صحن خانه ها آتش می افروختند و مایه آتش را هم از آتشدان ویژه خانه فراهم می آورند تا آنها به طریق آن خاندان خود را بازیابند و بسوی خانواده شتابند این آیین بعدها در سه شنبه شب پایان سال برحای مانده و هنوز پایدار است .

آتش گاه بر بالا بام ها و گاه در صحن خانه و گاه در کوچه و خیابان و بیابان روشن می شود . تعداد گله های آتش می بایستی به شمار مقدس هفت امشاسپند که شماره مقدس ایران کهن است و با به شمار سه که نماینده مقدس گفتار نیک ، کردار نیک
،پندار نیک است و یا به شمار یک که نمودار وحدت اهوراست باشد .
در زمان ساسانیان بدور این آتش شادی و پای کوبی میکردند و هیچگاه ازروی آن نمی جستند زیرا جستن از روی آن بی حرمتی به آتش مقدس بود و میتوان پنداشت که هفت یا سه بار در برابر هر توده آتش خم میشدند و آیین نیایش بجای می آوردند و سپس در کنار آن بشادی می پرداختند.
در گذر زمان این مراسم جای خود را به مراسم پریدن از روی آتش تغییر داد، و افرادی که از روی آتش می پریدن با خود می خواندن :

سرخی تو از من

زردی من از تو





""این رسم مراسم شباهتی با مراسم رقص شمن ها مکزیک به دور آتش برای ارتباط با ارواح مردگان می باشد و همچنین هفت شمدان دین حقیقی در دین مسحیت می باشد 
که نشان از ارتباط جهانی تمام ادیان با هم دارند ""


فال کوزه:



در این شب در بسیاری از خانواده های روستای فال کوزه گرفته میشود و اساس این مروا بر اسطوره فرورها (فروهر ها سه دسته اند روح انسان و جانوارن ، فرشتگان ، ایزدان ) استوار است . زیرا مرواندیشان در واقع از این مهمانان آسمانی که تازه از آسمان فرا رسیده اند و بر گذشته و آینده انسان آگاهند حال و خبر می گیرند. در این گونه مرواندیشی هر کسی چیزی از خویشتن در درون کوزه آب ندیده که برای نوروز خریداری می شود ، می اندازند و این کوزه را شب هنگام درون تنور یا اجاق خانواده می گذارند ، زیرا نخستین گذرگاه و نخستین مرکز فرود آمدن فروهرها آسمانی همان اجاق و آتش خانواده است که بویژه در روزهای نوروز بایستی فروزان باشد و فروهر ها نشانه های ویژه کسان خانواده را که در کوزه نهاد شده است با آگاهی هائی که خود از آینده دارند بارور می سازند و این یادگار از مراسم حادویی است.
بهنگام بامداد روز دیگر دختری نابالغ نوبه بنوبه هر یک از چیزهای درون کوزه را بیرون می آورد و دیگری یا شعری از دیوان حافظ می خواند و یا سخنی می گوید که با حال و نیت و اندیشه مروا گری که نشانه ای بدست کودک است برابر می افتد و آن را بفال نیک می گیرد و باید بخاطر داشت که این فروهرها که نیک روزی و نیک بختی بخاندان می آورند به مروا ها هرگز پاسخ بد نمیدهند.



فالگوش 


این آیین در بین دختران رواج دارد . دحتران باکره که در جشن بزرگ زایش آدمی ، آرزوی شو و فرزند دارند.
اینان کلید با خود می برند و بر سر چهارراهی در گوشه و کناری می ایستند و کلید را در زیر پا خود می گذارند . چهار راه نماد گذرگاه است ، گذرگاه فروهران که از همه چیز آگاهند و کلید نمادی است از گشایش ، و فشردن پا بر روی کلید نماد کار بسته و سخت است . با فروهران آسمانی که دیگر به دیار و زبان خاص تعلق ندارند باید همواره بازبان نمادی و مظهری سخن گفت .این دختران  در واقع از فروهران یاری می جویند که کار بسته آنان را بگشایند و به آنها شوی خوب و فرزندان بسیار ببخشند و مشکل کار آنان را با کلید راه گشایی که زیر پای آنان است بگشایند و در تحقق این هدف مقدس آنان را به مردانی که دلخواه آنان است برسانند، و فروهرها که وظیفه آفرینش انسان ، و یاری زنان بهنگام زایش و پروردن کودک و روایی نیازها بعهده آنان است ، آروزی دختران شوی خواه را می پذیرند . این نیز یادگار از آیین جادویی است که می بایستی کاری را که میخواهند تحقق یابد ، بصورت تمثیلی تحقق دهند.



قاشق زنی 


در ایران کهن برای پذیرایی از فروهرها بر بالا بام خانه ها غذا های گوناگون می گذاشتند و این رسم در زمان ابوریحان بیرونی رایج بود و هنوز نیز در روستاهای فارس رایج است . آیین قاشق زنی تمثیلی است از فرا رسیدن این مهمانان تازه رسیده آسمانی که گرسنه گشته اند و آب و غذا میجویند و باید فدیه ای نثار آنان کرد. قاشق و ظرف مسین نشانه غذا خوری است و فدیه غذایی در هنگام آیین های دینی یکی از رسم های دیرین همه قوم های روی زمین است و ضیافت ها و سورهای مذهبی در همه جا بویژه  در ایران رایج است . فروهر ها چون موجودات پنهان و غیر محسوس و ناشناخته هستند، تمثیل آنها نیز باید ناشناس بماند ، از اینرو پسران چادر بسر میکنند و دختران روی می پوشانند و کوشش می کنند که ناشناس بمانند.
قاشق کوبیدن بروی ظرف های فلزی نشانه فدیه و غدا خواستن است و بر خانواده هاست تا غذایی در ظرف فرا رسیدگان ناشناس بریزند. در این آیین توانگران فرود آمدن فروهرها و غذا خواستن آنها را بنمایش در می آورند و این موجب خجستگی است و خانواده های بی چیز برای خود و برای پدران و مادران آسمانی خود بهنگام سال نو غذا و آجیل از دیگران می گیرند و بخانه میبرند، و چون این غذا ها ویژه موجودات آسمانی است و از آن آنان است ، آنها را شادمان میسازد و آنان به فدیه دهندگان نیک روزی و گشادگی موهبت می کنند و از اینرو آن غذا و آجیل مشکل گشاست .

مراسم قاشق زنی در ایران باستان شباهت های به جشن شب 


کجاوه بازی 



این آیین نیز همانند قاشق زنی برای درخواست فدیه است . کجاوه اندازان که تمثیلی از فروهر ها هستند باید همواره نادیده و در ساختن کجاوه های کوچک و بزرگ آنان هنرمندی بکار میرود و گاه آنها را با آیینه و شیشه های رنگین می سازند و می آوایند 
کجاوه بازی که بیشتر توسط پسران جوان انجام می شود ، گاه نشان ویژه معشوق را در گوشه ای نهان دارد و در بردن و آوردن پیام های عاشقانه بین دختران و پسران خانواده ها و آشنایی آنان با یکدیگر نقشی دارد . گه بهنگام فروهر هدیه ای برای دختر خانواده دارد و گاهی تهی است و خواهان فدیه ای است .



شال اندازی 



در رسم شال اندازی بیشتر هدیه ای از سوی پسر جوان برای دختر خانواده در شال گره زده میشود و پذیرفتن یا نپذیرفتن آن ، نشان مهر یا بی مهری خانواده نسبت به پسر است و این همه مقدمه عروسی هایی است که می بایستی بهنگام نوروز انجام گیرد ، زیرا نوروز جشن زایش کیهانی است و پیوندهایی که در این روز مقدس زایش انجام می گیرند ، خوشبختی و نیک روزی بیشتر ببار خواهند آورد . از اینرو در دروان هخامنشیان و ساسانیان جشن نوروز هنگام عروسی ها بود و امروز پیوندهای زناشوئی را که بایستی نزدیک نوروز انجام شوند در روزهای نوروز انجام میدهند و پیوند را که در این روز بسته می شود خجسته تر میدانند
شهریار در بند 27 منظومه ی حیدر بابا به آیین شال اندازی و در بند 28 به ارتباط شال اندازی با برکت خواهی و احترام به درگذشتگان به نحوی شاعرانه اشاره دارد که ترجمه فارسی آن به شرح ذیل است:

عید بود و مرغ شب آواز می خواند 
دختر نامزد شده برای داماد، 
جوراب نقشین می بافت... 
و هر کس شال خود را از دریچه ای آویزان می کرد 
وه... که چه رسم زیبایی است رسم شال اندازی. 
هدیه عیدی بستن به شال داماد... 

من هم گریه و زاری کردم و شالی خواستم 
شالی گرفتم و فوراً بر کمر بستم 
شتابان به طرف خانه ی غلام (پسر خاله ام) رفتم ، 
و شال را آویزان کردم... 
فاطمه خاله ام جورابی به شال من بست 
"خانم ننه ام" را به یاد آورد و گریه کرد... 
شهریار در توضیح این رسم می گوید: "در آن سال مادر بزرگ من (خانم ننه) مرده بود. ما هم نمی بایست در مراسم عید شرکت می کردیم ولی من بچه بودم، با سماجت شالی گرفتم و به پشت بام دویدم." 

آش نذری 




گاهی در این روزها از سوی کسانی ناشناس که به در خانه ها میروند طلب چیزی برای پختن آش می شود . همه خانواده ها به فراهم آوردن این آش یاری می کنند و این آش که برای فروهرها تهیه میشود موجب خوشنودی آنها می گردد و تندرستی و نیک روزی ببار خواهد آورد و بیمارها را شفا خواهد بخشید زیرا مایه آن با آرزوی همگانی و آفرین همگانی که همواره نیروی بیشتری در تحقق آرزوها دارد فراهم می گردد و همه ساکنان روستا می توانند از این آتش بهره برند و آنرا برای تندرستی بیماران خویش بکار برند پختن این آش در هنگام های دیگر نیز رواست زیرا فروهرهای نیکاکان هرگاه خاندان ها نیاز به یاری داشته باشند ، به یاری آنان خواهد شتافت .



کوزه شکستن 


بنا بر رسم های کهن ظرف های سفالین هر خانواده بایستی در روزهای پیش از نوروز نوگردند و هر سال همانگونه که پوشاک نو می شود ، ظرف های چرکین نیز نو می شود . از اینرو رسم بر این است که هر چه کاسه و کوزه کهنه و فرسوده و چرکین در خانه هست از بام فرو می افکنند و آنها را می شکنند و بجای آنها کاسه و کوزه نو بکار می برند و با این آیین به بهداشت خانه یاری می کنند و بیماری ها را در سال نو از خانه دور می دارند.


شیر سنگی 


در بسیاری از شهرها و روستاها شیرهای سنگی وجود دارد که در زمانهای کهن نماد از نیروی آناهیتا فرشته باروری و آب بوده است و در پرستشگاههای ناهید عموما چند شیر نگهداری میشود و در بسیاری از جاهای سرزمین ایران تندیس های شیر فروان است .

در این گونه جای ها ، دو شیزگان بهنگام شب سوری آیین نیایشی با تندیس شیر دارند. در این مراسم بر روی شیر می نشینند و از زیر دست و پای آن چندین بار می گذرند و پشت و شکم آنرا نوازش می کنند و از آن مراد می طلبند و فرزندان نیرومند می خواهند . این وظیفه در شهرهای جدید مانند تهران که در آن تندیس شیر یافت نمیشود به عنصر نگهبان و نیرومند دیگری انتقال یافته و آن توپ است .
توپ مروارید در تهران که در زمانهای پیشین دختران دم بخت پیش از نوروز از آن حاجت می طلبیدند نمونه بارز آن می باشد 


پختن حلوا


فروهر های تازه از راه رسیده به آب و غذا نیاز دارند و بایستی به آنها فدیه داد وچنانکه گفته آمد این رسم هنوز برجای است و بهنگام نوروز مردم روستاها غذا و کوزه آب بر بام خانه می نهند .
ادامه همین آیین را در پختن حلوا برای درگذشتگان باز می یابیم . بسیاری از مردم بر آنند که باید در آخرین شب جمعه آخر سال بزیارت در گذشتگان بروند و بر آرامگاه آنها حلوائی را که خانواده پخته است بگذارند.
در لرستان و در برخی دیگر از شهرستان های ایران در شب پیش از نوروز یاد در گذشتگان می کنند و برای شادی روح آنان حلوا می پزند و در هنگام پختن آن ، برای هر یک از درگذشتگان یک مشت آرد در روغن میریزند و این یاد آور آیین "نام گرهن" است .
برخی از روستاها بهنگام نوروز، پیش از دید و بازدید ها و نیز بهنگام سیزده به دیدن در گذشتگان میروند و در واقع فروهران را استقبال و بدرقه می کنند و این یادگار زمانی است که می اندیشیدند فروهر های در گذشتگان خانواده در روز های نوروز حاضر خواهند بود.
 
باز نشر از کتاب جهان فروری دکتر بهرام فره وشی 


برچسب‌ها: فال کوزه /فالگوش, قاشق زنی /کجاوه بازی, شال اندازی/آش نذری, کوزه شکستن / شیر سنگی
تاریخ : ۱۳٩٢/۱٢/٢٧
نویسنده : ARASHUFO
دیدگاها ()

جهان بینی زرتشت 

f03c0a2ba2489ca4338fb8f8f0ff0c79_large.jpg (800×1305)

در جهان بینی زرتشت ، جهان هستی را ذات یگانه ای آفریده است که داناترین و خردمندترین است ، که تواناترین و مهربان ترین است ، که راستی و پاکی مطلق است ، که همیشه بوده است و هماره خواهد بود.

این ذات بی همتا ، اهورامزدا - خداوند جان و خرد- است .
اشو زرتشت ، در گاثاها (یسنا 31تا 8) درباره آفریدگار و پرودگار جهان ، چنین می فرماید:

" ای مزدا ، هنگامی که به یاری اندیشه نیک ، تو را سرآغاز و سر انجام افرینش شناختم ، دریافتم  که براستی ، تویی پرودگار خرد و منش نیک ، تویی آفریننده قانون راستی ( نظام آفرینش) و توی سر چشمه رویداد های جهان هستی"

از دیدگاه پیامبر ایران ، خداوند چون روان آفرینش است ، چون روح در کالبد جهان است ، چون جان در تن هستی است ، چون نوری است که کاینات روشن از اوست .
هستی را آفریده است و خود در هستی است . او افریدگاری است که جدا از آفرینش خود نیست . هر چه هست ، نمودی از بود آن گوهر یگانه است . از این دیگاه ، هر پدیده ای در طبیعت ، نشانی از ذات بی همتای آفریدگار یگانه است .

" حسن روی تو ، به یک جلوه که در آینه کرد 
این همه نقش در آینه اوهام افتاد 
این همه عکس می و نقش نگارین که نمود 
یک فروغ رخ ساقیست که در جام افتاد "
حافظ

پس با نگرشی ژرف و اندیشمندانه به هر کدام از آفرینش خداوند ، می توان به وجود و ویژگی های آفریننده جهان پی برد .

" به صحرا بنگرم ،صحرا تِه وینُم
به دریا بنگرم دریا تِه وینُم 
به هرجا بنگرم کوه و در دشت 
نشانی از قدِ رعنا تِه وینُم " باباطاهر 

بهمین دلیل است که در فرهنگ ریشه دار ایرانی ، همه آفریده های اهورامزدا ، نیکند و سزاوار ستایش .
آب ، خاک ، هوا ، آتش ، گیاه ، خورشید ، ماه ، ستارگان و.. همه سزاوار ستایشند.

"به جهان ، خرم از آنم که جهان خرم از اوست 
عاشقم بر همه عالم ، که همه عالم از اوست " سعدی 

بر پایه این باور است که ذوق حساس و لطیف ایرانی، در درازای تاریخ  بویژه برای آفریده هایی که اثر آنها را در زندگی خود و در آبادانی و پیشرفت جهان ، بهتر احساس کرده است سروده های ستایش زیبایی سروده به یادگار مانده است .برای نمونه در یسنا هات 42 آمده است 

"... چشمه های آب را می ستائیم . جوی ها و ...رود های آب را می ستائیم . کوه های ریزنده آب دریاچه ها و کشتزار ها را می ستائیم ... زمین و آسمان را می ستائیم.باد نیرومند مزداداده را می ستائیم... همه چیز های خوب را می ستائیم ... ابرهای باران زار را می ستائیم ... همه امشاسپندان را می ستائیم"

از بین همه آفریده های سزاوار ستایش ، هوا ، آب ، خاک و آتش ، به دلیل ارزش زیشت محیطی بیشتری که دارند، در فرهنگ زرتشتی مورد نگرش و توجه بیشتر قرار گرفته اند.
در یسنا هات 73 می خوانیم :

"اینک ، گرامی می داریم خدای دانا را که جهان زنده و راستی را آفرید، آب و گیاه و روشنی های نیک را آفرید ، زمین و هر چه نیکوست آفرید."

در اوستا، بارها به مناسب های گوناگون به همه افراد بشر سفارش شده است که به ویژه این چهارماده حیاتی را تیالایند و در حفظ و نگهداری آنها ، جانانه بکوشند. در آئین زرتشتی ، تاثیر این چهار ماده بر زندگی فردی و اجتماعی انسان ، چنان پر اهمیت تشخیص داده شده است که آنها را حتی در باور دینی مردم نیز حرمت و اعتبار در حد تقدس بخشیده اند:

" آموزگار دروغی ، آموزش های دینی را وارونه جلوه می دهند. می گوید : با احترام به زمین خورشید نگریستن ، گناه است .
او نیک اندیشان را گمراه می کند . او کشت زار ها را به ویرانی می کشاند و انگار که بر روی رهروان راستی ، سلاح می کشد." گاثاها- یسنای 32 بند 10

در میان همه آفریده های مقدس و سزاوار ستایش ، آتش به اعتبار ویژگی هایش ، جایگاه و پایگاه دیگری دارد . آتش ، روشن است و روشن می کند ، گرم است و گرم می کند، می سوزد و می سوزاند ؛ پاک است و پاک میکند؛ نور و گرامی خود را یکسان به اطراف می تاباند؛ شعله اش رقص کنان رو به بالا دارد ؛ تا زمانی که کاملا خاموش نگشته است توانایی بازافروخته شدن و بازافراخته گشتن را دارد. 
نگریستن به شعله لرزان آتش ، از پراکندگی و پریشانی اندیشه می کاهد؛ اندیشه را تمرکز می بخشد ، و نیروی تمرکز اندیشه ، بتدریج دریچه های ذهن را می گشاید ، و پاسخ بسیاری از پرسش ها ، در چشم انداز ضمیر انسان گسترده می شود

و سرانجام :
 

" رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند" سعدی

آتش افزون بر این ویژگی ها ، مظهر و نشان (آتش خداوندی ) است ؛ که از دیدگاه مکتب زرتشتی ، در درون همه ذرات هستی وجود دارد؛ و از این آتش است که همه چیز ، زنده است ، پویایی دارد ، می بالد و به سوی رسایی می رود .

"دل هر ذره را که بشکافی   آفتابیش در میان بینی " مولوی


این آتش درون ، این آفتاب نهان و این فروغ نهفته در دل هر ذره ، پرتوی از فروغ بی کران ذات آفریدگار است ؛ و بدینگونه است که در جهان بینی زرشت ، جهان هستی درعین کثرت دارای وحدت است و آفریننده جهان نیز با آفرینش خود یگانه است . یگانه بینی و یگانه شناسی زرتشت ، بر همین پایه استوار است .

" آنکه نخستین بار جهان هستی را از فروغ خود روشنایی بخشید ، از خرد خویش قانون راستی (هنجار هستی) را بیافرید ؛ و برابر این قانون ، همواره اندیشه نیک و پشتیبان است . ای مزدا ، نیروی اندیشه ما را که تا کنون یکسان مانده است برافراز و بیفزای "گاثاها -یسنای 31 بند 7

درباره این حقیقت که : خداوند چون نوریست که جهان هستی را روشنایی می بخشد ، در  قرآن مجید ( سور نور آینه 35) آمده است :

" خداوند ، نور آسمانها و زمین است "

در انجیل ( رساله اول ژان ، باب یکم ، آیه پنجم ) می خوانیم :

" این پیغامی است که ما را از او شنیده و اینک باز می گوییم که خداوند نور محض است و ظلمت و تیرگی دراو راه ندارد"

در تورات (سفر تثنیه ، باب چهارم ) می گوید :

" این بر تو ظاهر شد که بدانی که یهوه ، خداست و غیر از او خدایی نیست . از آسمان آواز خود را بتو شنوانید و کلام او را از میان آتش شنیدی "

این باور راستین ، در گفتار راستین عارفان آگاه و روشن بین ایران زمین نیز بازتابی دلنشین یافته است .
برای نمونه :

" یک گهر بودیم همچو آفتاب 
بی گره بودیم و صافی همچو آب 
چون به صورت آمد آن نور سره    شد عدد چون سایه های کنگره " مولوی 


" اصل نهایی وجود (نور قاهر) است و اقتضای آن ، روشنی بخش است .
شهاب الدین سهروردی 

" زهی فر حضور نور آن ذات         که بر هر ذره می تابد ز ذرات "

عطار

      " در آن خلوت ، که هستی بی نشان بود   به کنج نیستی ، عالم نهان بود 
               وجودی ، مطلق از قید مظاهر     به نور خویشتن ، برخویش ظاهر ."

                                                      نظامی 

***
بر پایه این گونه بینش و نگرش به جهان هستی است  که زرتشیان ، به هنگام ستایش آفریدگار یگانه ، به نور می نگرند و فروغ و روشنایی را برترین (پرستش سو =قبله) می دانند 

ستایش کردن خداوند یکتا ، نور آسمان و زمین ، در برابر روشنایی ، به هر گونه که هست موجب می شود که اندیشه انسان ، به جان روشن هستی راه برد و پرتو اهورایی نهاد انسان ، به فروغ بیکران سرچشمه وجود ، پیوند یابد .

" پس گفت زرتشت: ای اهورامزدا ... تو را با همه فروزه های جاودانه ات ، در برابر فروغ و روشنایی می ستایم " اوستا اردیبهشت یشت 
***

آتش و آتشکده



آتش ، تنها پدیده فروزانی است که انسان از هزاراه های دور ، همواره در اختیار داشته است و آن را هر گاه که می خواسته است می توانسته است بیفروزد . به بیان دیگر ، تنها کانون فروزانی که انسان هر وقت ارده کند می تواند در اختیار داشته باشد ، آتش است  .

افزون بر این چنانکه گفتیم آتش ،در دید زرتشیان راست ترین ذات پر فروغ خداوند است و نیز بدلیل ویژگی هایی که از آن یاد شده ، سزاوار ترین پدید نورانی است برای اینکه ((پرستش سو)) عاشقان شناخت و معرفت قرار گیرد.


" ای آتش ، ای بهترین جلوه گاه فروغ یگانه هستی ، فروزان باش در این خانه . همواره پرتوت با زبانه های سرخ فام رخشنده باد..."
(اوستا - سرود ستایش آتش)

در جا به جای اوستا، حرمت و ارزش آتش به عنوان راست ترین جلوه آتش یگانه هستی (اهورمزدا) ، و از فضیلت و اعتبار آن به عنوان بهترین ((پرستش سو))ی نمازگزاران خردمند، سخن به میان آمده است :

"بوسیله فروغ این آتش  به شناخت تو ای مزدااهورا ، نزدیک و نزدیک تر می شویم ... ای آذر ، تو جلوه فروغ بیکران خداوندی ، خرد مقدس آفریدگاری با نیاش هایمان می کوشیم بیاری تو به او نزدیک شویم "
(یسنا- هات 36)
نزدیک شدن به درک حقیقت آفرینش و رسیدن به شناخت گوهر یگانه هستی ، همان است که در باور عارفان و بینش وران خردمند ایرانی ، بگونه ((نزدیک شدن به خداوند)) یا (( پیوند یافتن او )) یا به تعبیری دیگر، ((بازگشت به اصل)) تبلور یافته است :

"کمتر از ذره نیی ، پشت مشو ، عشق بورز
تا به سرچشمه خورشید رسی رقص کنان "
حافظ

و بیگمان رقص رو به فراز زبانه های آتش ، بهتراز هر چیز می تواند اندیشه انسان را به مبدا پر فروغ هستی بکشاند و گوهر فروزان نهاد آدمی را (رقص کنان) به (سرچشمه خورشید برساند.
****
و اما ... چرا آتش را در آتشکده ها ، فروازان نگاه می داریم ؟

از یاد نبریم که گوهر هستی ، ((آتش )) است ؛ و آتش  راست ترین جلوه فروغ بیکران آفریدگار است . از یاد نبریم که آتش ، شایسته ترین (( پرستش سو)) عاشقان شناخت و شیفتگان معرف خداوند است .


از یاد نبریم که زبانه های  افروخته و افراخته آتش ، یاد آور ارزش های راستین وجود انسان ، چون راستی ، پاکی ، پارسایی ، پویایی، رسایی ، آزادگی ، فرزانگی ، سر بلندی و سرافرازیست .


به یاد بیاوریم که پیشروی تند انسان در شاهراه تمدن و تکامل زندگی ، از زمانی آغاز شد  که چگونگی کنترول آتش را آموخت و آن را برای پیش بری جهان و فرابری زندگی خوذ ، بکار گرفت .
از یاد نبریم که سکوی جهش انسان متمدن ، از امروز به فردا نیز بیگمان آتش خواهد بود.

پس ، از این رو ، بر بشریت است  که آتش را - دست کم از این جهت - ارج گذارد و آن را چون درفشی به نشانه سرافرازیهای تمدن چندین هزارساله خویش ، همواره بر پا و روشن نگاه دارد .


به روایت شاهنامه فرودسی ، آریائیان در سال های نخستین حکومت پیشدادیان ، افروختن آتش را یافتند و شیوه کنترول آن را آموختند  ؛ و از آن زمان ، تحولی شگرف در چگونگی زندگی آنان پدید آمد . آریائیان ، این رویداد بزرگ را شادمانه جشن گرفتند و جهت گرامی داشت یا آن ، و نیز برای بهره گیری همگانی از این پدید ارزشمند هستی ،آن را در جایگاه های ویژه ای ، در هر کوی و برزن ، افروختند و جانانه نگاهش داشتند ؛ و بدینگونه بود که آتشکده ها به وجود آمدند.

ایرانیان در زمان زرتشت نیز آتش را به پیروی از سنت نیک نیاکانشان بدرستی نگاه داشتند ، تا از یک سو یا آور پیشامد ارجمندی باشد که چون نقطه عطفی بر منحنی تاریخ تمدن بشر می درخشد ، و از سوی دیگر بر پایه جهان ببنی تازه ای که یافته بود به عنوان نشانی از فروغ بی آغاز و انجام آفرینش ، هماره در نگاهشان و در یادشان باشد ؛ و آتشکده ها را تا امروز فروزان نگاه دارد و پس از هزاران سال از حرمت و اعتبار آن نکاهد .
امروز نیز زرتشیان ، سر افرازند به اینکه به پیروی از یک سنت ارجمند آریایی که برخاسته از اندیشه نیک و خرد والای بنیانگذاران آن است آتش را چون درفش به نشانه ارج گذاری به فرهنگ اصیل ایرانی و تمدن ارزشمند بشری ، همواره فروزان و  افروخته نگاه می دارند و نیز برای ارج گذاری به جهان بینی بخردانه زرشت که مبتنی بر یگانه شناسی و یگانه پرستی است آن را به نشان جلوه ای از آتش یگانه هستی ، هماره پاس می دارند و اینچین است که هنوز هم 

(... در مهراب خانواده های و در آتشگاه آتشکده ها ، آتش اهورایی زنابه می کشد و نیاشگران در برابرش آفریدگار یکتا را می ستاین-سرود ستایش آتش اوستا ) 

_______________________________

از کتاب آتش و آتشکده نوشته  آقای خداداد خنجری  پژوهش گر آتشکده زرتشیان یزد چاپ 1373 نشریه چیستا
 


برچسب‌ها: آتش و آتشکده, جهان بینی زرتشت, اشو زرتشت, سرورده های زرتشت گاثاها


آخرین مطالب
  ×××
×××
 
 
با سلام خدمت شما بازدید کندعزیز گروه(حمایت از موجودات فضایی )برای تکملیل کردن تیم خود از علاقه مندان دعوت به عمل می آورد برای عضویت در تیم ما به ایمیل F.ARASH90@GMAIL.COMتماس بگیرید